بالاخره مساله دختران ایرانی حجاب هست یا نه؟

با خانم دکتر مریم نهاوندی در مورد مسأله اول دختران ایرانی از دیدگاه جامعه شناسان صحبت کردیم. اما ادامه بحث…

0

 سرویس اجتماعی به دخت؛ فرزانه حکمت/

–  اینکه مد حتی برای ما که خیلی در بند مد روز بودن نیستم، در خیلی موارد تعیین کننده می شود، حرفی نیست. اما آیا  این مکانیزم یعنی  مد اجتماعی در اختیار هر برنامه ریز اجتماعی نیست که مثلا یک فرم لباس مناسب را  اشاعه بدهد؟

–  ببینید مد یک پدیده ای نیست که فقط به امروز مربوط باشد. وقتی ما محصل بودیم، در مدرسه ما که  از مدارس خوب تهران بود، ناظم مدرسه سر پله ها می ایستاد و یونیفرم ما را چک می کرد که  یک سارافون لی بود با بلوز آبی.  بعد بچه هایی را که تخطی می کردند، مثلا بلوز سبز یا قرمز  می پوشیدند، نگه می داشت. برای همین هم تا بچه ها او را می دیدند،  سریع می رفتند و در دستشویی مانتوها را برمی گرداندند به حالت فرم مدرسه .بعد هم در کلاس دوباره همان لباس اولی رنگی را می پوشیدند. ببینید یک نُرم است که جوان می خواهد رنگ موهای یا مدل لباسش اینجوری باشد، چون فکر می کند که اینجوری مقبول تر و پسندیده تر است و جمع  بهتر او را می پذیرد.  ما نمی توانیم بکلی جلوی این جوان را بگیریم. ولی می توانیم بگوییم شما این کار را در اینجا که محیطی آموزشی است، نکن.

مثال ساده اش معلمان اموزش و پرورشند. مگر همه آنها خیلی آدم های دین داری هستند؟ نه، ولی یونفرمی را که آموزش و پرورش مقرر کرده برای مدارس، رعایت می کنند. مشکل این است که نتوانستیم این را برای دانشجوهای مان جا بیندازیم که محیط دانشگاه جای این اندازه پیروی از مد نیست. اشاره کردیم که این مسأله یک مقدار برمی گردد به جنس مخالفی که در محیط حضور دارد و یک مقدار هم تأکید ما صرفا بر روی دختران ممکن است اشکال داشته باشد. الان  در دانشگاه اگر پسری با موی بلند بیاید یا  لباس عکس دار و چسبان بپوشد ، هیچی به او نمی گوییم. یا می بینیم که در  محیط دانشکده پسرها براحتی  سیگار می کشند، ولی اگر دختری، حتی با مانتوی درست و حسابی  گوشه  حیاط سیگار بکشد، همه به او حمله می کنند. اگرقانون برای سیگارکشیدن دانشجو در محیط دانشگه منعی قائل است، باید برای همه این منع اجرا شود. در حالی که به پسرها بندرت حتی تذکری هم داده می شود. اینحا ما یک مقدار ناهمگونی در برخورد داریم.

–  این که شما می گویید، واقعا قانون دانشگاه است؟

–  دقیقا قانون دانشگاه  است. اما در اجرا در مورد دختران و پسران اینطور عمل می کنیم.

–  ممکن است که در تحلیل اینگونه رفتارها، به عاملی مثل روحیه قانون گریزی در ایرانیان هم توجه کنیم که در محیط دانشگاه به این شکل خودش را نشان می دهد ؟

–  بله این عامل هم هست. ولی من فکر می کنم یک مقداری هم خانواده  موثر است نه مقصر. یعنی اگر مادر خانواده از همان روز اول با شکل و شمایل خاص همراه دخترش به این محیط بیاید، طبیعی است که دختر که جوان تر است، اصلا هیچ رعایت نکند.

–  یعنی به نظر شما در اینجا قانون گریزی از  مادر شروع شده است؟

–  بله باید بر روی این روحیه در فرهنگ ما کار  کرد. البته زمان ما هم همین طور بود. خیلی از مادرها مقید نبودند، ولی بچه ها نسبت به شناختی که پیدا می کردند، رعایت می کردند. همراه این شناخت نیروی فشار یا بقول جامعه شناسان “فورس” نبود.  الان می بینیم که این دختر شناخت  ندارد،  فورس را هم برای خودش حس می کند. یعنی اگر دختر بدحجابی وارد دانشکده بشود، فورس دانشگاه روی او هست، در حالی که شناختی هم روی این حجاب که از او می خواهند ندارد.

کلا به نظر من از آن موقع که فورس را در مسأله حجاب  اعمال کردیم، یعنی  بحث حجاب را به جای اینکه فرهنگی کنیم، سیاسی کردیم، حجاب به یک مشکل تبدیل شد.  الان هم راهش این است که کمک کنیم بچه ها حدود را یاد بگیرند بدون اینکه فورس را بر روی خود احساس کنند. یعنی مثلا اگر دختری در دانشکده مانتوی مناسبی پوشیده،  ولی یک مقدار موهایش پیداست، به او تأکید کنیم که این مانتویش خوب است و می تواند بهتر هم باشد.

–  خود شما که از مسئولین دانشکده هستید، در این موارد دقیقا چطور عمل می کنید؟.

–   در  دانشکده ما مثلا اگر دکترجمشیدیها رئیس دانشکده  ببینید دختری با  ظاهرا نامناسب آمده، از من می خواهد که او را به دفتر بیاورم. ما اینجا کاری نمی کنیم. فقط آن برگه کمیته انضباطی یا دستور عمل کمیته انضباطی را که در بدو ورود دانشجو امضا می کند، به او نشان می دهیم و پرسیم که  این را قبلا دیده؟ معولا می گوید نه، ندیده ام. می گوییم که پس شما این را ببین و  امضا کن که من دیده ام. دیگر هم  تکرار نشود. همین. در واقع  یک تذکر می دهیم که ما  حواسمان به تو هست، تو هم حواست به خودت باشد. به نظر می رسد اگر مسئولین خودشان  حساسیتی  معقول روی اجرای قانون داشته باشند و در این زمینه رفتاری مناسب داشته باشند، جلوی بعضی کارهای خلاف که دارد نُرم می شود، گرفته می شود.

ما مواردی داشته ایم که حتی بعضی از دانشجوها می آیند و می گویند  که مثلا  فلانی را دیده اید با چه ریخت و قیافه ای آمده؟ در اینجا ما پرونده دانشجو را به ریاست دانشکده می دهیم که یک برگه تذکر به او داده شود. معمولا خود دختر وقتی می بییند این برگه را به او داده اند، ناراحت می شود و بعدها هم بندرت تکرار خلاف را در مورد او دیده ایم. یعنی سعی می کنیم قضیه اصلا به کمیته انضباطی هم نرود. و تاکید می کنیم که اگر تکرار شود، مرحله بعدی کمیته انضباطی است.اینطوری افراد می فهمند که یک قیودی هست و دارد اعمال می شود .

–  به نظر شما همین بحث ما بر روی حجاب نشان نمی دهد که حجاب یکی از مسائل دختران ایرانی است؟ یا اینکه باید گفت حجاب بخش ظاهری قضیه است. دراصل نوع تفکر و اعتقاد دختران ماست که فکر می کنند مقبول بودن به این نوع ظاهر و لباس داشتن است؛ لباس و ظاهری که گروه مرجعش بالای شهریها هستند و البته گروه مرجع خود آنان هم غربی هایی هستند که در فکر اوست که نوعا  هنرپیشه غربی است نه شهروند وا زن های معمولی غربی.

به نظر من خیلی از این چیزها بر می گردد به خانواده ها. در زمان شاه خیلی دختران علی رغم جو حاکم در جامعه و مدرسه به خاطر محیط و تربیت خانوادگی همه ارزش های دینی و معنوی را حفظ می کردند.

/انتهای متن/