این زن چادری در دودکش چه می کند!؟

دودکش یک سریال خوش ساخت رمضانی است با شخصیت های زنی که غیرچادریند، اما حجاب خوب و قابل قبولی در سریال دارند. اما سوال این است که چرا تنها بانویی که با «چادر» در این سریال حاضر می شود، تصویری بشدت سخیف، لجوج و عصبی را به نمایش می گذارد؟

3

سرویس فرهنگی به دخت؛ محمدرضا محقق:نویسنده و منتقد سینما /

این شبها سریال دودکش که از جمله سریالهای مناسبتی ماه رمضان امسال است از شبکه اول سیما پخش می‌شود.

دودکش سریال سرپایی است و آبرومند. بی ادعا و کوچک. نه دعوی معناگرایی دارد و نه شعارهای گل درشت می دهد و نه کلیشه‌پرداز است.

یک سریال کوچک و خودمانی که آمده مردم را سرگرم کند و خیلی هم خوش آمده و کار بزرگی هم کرده اگر موفق به این امر شود. تازه ارزش و اهمیتش فقط در همین خلاصه نمی شود.

سریال نه آپارتمان‌نشین است و نه در محدوده بالای ونک سیر می‌کند.

اتفاقا میزانسن و لوکیشنش مال مردم عادی و مستضعف است و همین هم باعث می شود تا خیلی راحت و خوب و بی‌قصد و‌غرض با مردم خودمانی شود و حرفهای کوچک یا بزرگی را هم که دارد در خلال همین سادگی و گرمای خوب بزند؛ بی ادا و اطوار.

سریال طی این مدت جای خودش را بین مردم هم باز کرده و از جهت متن و بازی ها هم بد نیست و بعد از مدتها تکیه کلامهای جالب و بامزه اش هم جا افتاده.

بازی هایش هم نسبتا خوب و روان و در حد و اندازه ای است که از یک سریال مناسبتی با این ویژگی ها و در این مقیاس توقع داریم.

اینها را نه از جهت نقد سریال دودکش – که ما الان در مقام نقد این سریال نیستیم- بلکه از جهت دیگری گفتیم که باعث جلب توجه نگارنده در یکی از قسمتهای اخیرش شد.

یکی از بازیگران خانم که در این سریال با «چادر» حضور پیدا کرد -در نقش مادر زن یکی از نقش های فرعی- حضوری به شدت دفرمه، عصبی، پرخاشگر و غیرمنطقی داشت.

این حضور از این جهت خیلی اهمیت دارد که چرا در میان این همه بانوان غیرچادری که با حجاب خوب و قابل قبولی در سریال حضور دارند بانویی که با «چادر» در این سریال حاضر می شود باید چنین تصویری از خود به نمایش بگذارد؟!

شاید بشود گفت اشتباهی رخ داد و هیچ عمد وغرضی هم در کار نبوده و این واقعه کاملا تصادفی است. ولی اگر قدری واقع‌بینانه – یا بدبینانه- به قضیه نگاه کنیم قضیه کاملا شکل و بوی دیگری پیدا می کند.

بازیگر نقش مادر زن تازه داماد که برای تست فرشهای ادعایی دامادش آمده بود دم قالیشویی مشتاق با آنچنان سخافت و فضاحتی کولی بازی درآورده بود که کاملا به هجو و تمسخر می زد و تصویر یک تیپِ به شدت پاراسمپاتیک را از یک آدم عصبی لجوج دهن بین بدبین نسبتا وحشی و البته «چادری»برای مخاطب ایفا نمود!

همانطور که گفتیم نکته جالب و تا حدی هم مشکوک و تأمل برانگیز قضیه این است که این از جمله معدود بازیگران زن سریال است که با چادر حضور می یابد!

این در حالی است که در طول سالهای اخیر نمایش نسبتا خوبی در برخی از آثار نمایشی در باب به تصویر کشیدن غیرکلیشه ای و قابل دفاع از چادر داشته‌ایم که شاید بهترین نمونه‌اش هم فیلم زیبای «به همین سادگی» باشد، هر چند اکثر سریالها و فیلمهایمان کماکان نگاهی ارتجاعی و دمده و غیر قابل دفاع به هویت چادر و زن چادری دارند و هنوز هم مثل سه دهه قبل فقط موقع نشان دادن بدبختی و عزا و زندان یاد چادر می افتند!

چادری که چه در هویت دینی و چه در تاریخ ملی ما، جایگاه و پایگاهی جدی و مبانی قابل دفاعی داراست.

بیش از این روی این نکته تأکید نمی‌کنیم و قضاوت را به مخاطب وامی‌گذاریم . فقط ذکر این جمله را بد نمی دانیم که گاهی اوقات یک صحنه یا سکانس یا بازی فرعی ممکن است در ظاهر عادی و ساده و «همینطوری» به نظر برسد ولی قدری که دقت می‌کنیم معانی بعضا خطرناک و تأسف برانگیزی را به دنبال می‌آورد. اینطور نیست؟!

/انتهای متن/