درونی شدن ارزش ها از نظر جامعه شناسی نوین

با گرایش ها و رشته های مختلف علوم اجتماعی آشنا شدیم، که آخرین آن رشته جامعه شناسی بود. آیا رشته جامعه شناسی برای زندگی اجتماعی انسان ها ثمر و دستاوردی دارد؟ با نگاهی به مکتب جامعه شناسی یکی از بنیانگذاران جامعه شناسی نوین در فرانسه، برای این سؤال پاسخی پیدا می کنیم.

3

سرویس اجتماعی به دخت/

اولین مکتب جامعه‌شناسی نوین، مکتب دورکیم بود. این مکتب که توسط جامعه‌شناس فرانسوی، امیل دورکیم تأسیس شد، تأکید زیادی بر وجود واقعیت‌های اجتماعی داشت که مستقل از ویژگی‌های روانی مختلف تک تک افراد است. از نظر دورکیم واقعیت های اجتماعی مثل دین، قوانین، ارزشها، زبان و … اموری هستند که مستقل از افراد هر جامعه وجود دارند و بر اراده افراد تحمیل می شوند (نسبت به فرد بیرونی هستند). یعنی افراد جامعه می میرند، اما واقعیتهای اجتماعی همچنان باقی می مانند. همچنین این واقعیتها برای فرد «الزام آورند»، یعنی افراد را وادار می کنند که به شکل خاصی که مطلوب آن جامعه است، عمل کنند. البته دورکیم پس از مدتی در این نظریه کاملا جبرگرایانه خود تعدیل ایجاد کرد. وی به این باور رسید که واقعیتهای جامعه،  برای مثال ارزشها، باید برای افراد «درونی » شوند تا بتوانند مؤثر واقع شوند. منظور از درونی شدن ارزشها، ورود آنها به وجدان فردی است. یعنی افراد از کودکی از طریق آموزش و زندگی در جامعه اصولی را فرا بگیرند و این اصول را بپذیرند. در همین راستا وقتی دورکیم می گوید یک واقعیت اجتماعی برای فرد الزام آور است، معنای آن این است که فرد از نظر اخلاقی و در وجدان درونی اش، مجبور به انجام آن است.

آوردن مثالی از این بحث در زندگی روزمره مفید خواهد بود:

برای مثال در ایران واقعیتی اجتماعی به نام عزاداری برای امامان (بخصوص در زمان ماه محرم) وجود دارد. عزاداری به عنوان یک واقعیت اجتماعی هم نسبت به فرد بیرونی است (یعنی این مراسم از دوره های قبل وجود داشته و با مردن افراد از بین نرفته و نمی رود، اگرچه تغییر شکل خواهد داد) و هم جنبه ای الزام آور دارد (یعنی افراد در زمان محرم یک الزام اخلاقی در درون خود برای انجام عزاداری دارند). در اینجا باید توجه کرد، مراسم عزاداری از کودکی برای همه افراد درونی شده است و در حال حاضر حتی اگر کسی به انجام مراسم عزاداری در ایام محرم اعتقاد هم نداشته باشد، یک الزام اخلاقی او را وا می دارد تا در این دوران یا به انجام عزاداری بپردازد و یا محدودیت های موجود در این ماه (مثل شادی نکردن، احترام به عزاداران، حتی در برخی موارد و در بین افراد قدیمی تر، الزام به مسافرت نرفتن و …) را پذیرفته و رعایت نماید. همچنین اگر کسی به این الزام درونی بی توجهی کند و یا این الزام درونی برای او کمرنگ شده باشد و یا به هر دلیل دیگری به ارزشهای مربوط به دوران محرم بی احترامی کند، برای مثال در این ایام جشنی بگیرد یا شادی کند، از سوی وجدان جمعی جامعه تحت فشار قرار خواهد گرفت (برای مثال با نگاه های شماتت آمیز، یا تذکر، خشونت و .. مواجه خواهد شد). بدین ترتیب زندگی در یک جامعه نیازمند پیروی از قواعد و هنجارهای جامعه است. در همین راستا هرچه ارزشها برای جامعه ای حیاتی تر باشند، تخلف از آنها تنبیهات شدیدتری به دنبال خواهد داشت./انتهای متن/