گپ تلفنی با بانویی در خط اول جبهه صنعت ایران

می‌خواهم برای تهیه گزارش روز صنعت و معدن به نزدیک‌ترین کارخانه به محل زندگی‌ام بروم و ذوب آهن اصفهان نزدیک‌ترین است. با یکی از آشنایان تماس می‌گیرم. مرا از رفتن منصرف می‌کند. می‌گوید حساب گرمازدگی است، 30 کیلومتر فاصله‌ تا شهر اصفهان و هماهنگی‌های سختگیرانه و گرفتن مجوز برای ورود به خط اول جبهه صنعت ایران! افراد متفرقه را راحت راه نمی‌دهند. تنها کمکی که می‌کند این است که تلفن محل کار یکی از همکاران خانم را می‌دهد.

0

 سرویس اجتماعی به دخت؛گفتگو از اکرم ادیبی/

بیست دقیقه بعد از اذان ظهر تماس می‌گیرم. بعد از معرفی، سلام و احوالپرسی، سوالات را می‌پرسم. خانم “معصومه دارابی” یکی از خانم‌های شاغل در کارخانه ذوب آهن اصفهان است. تند تند حرف می‌زند اما با حوصله به همه سوالاتم جواب می‌دهد.

چطور کارمند ذوب‌آهن شدید؟

چون رشته‌ام مرتبط بود! رشته من مهندسی صنایع بود و جویای کار هم بودم. ذوب‌آهن اصفهان استخدام داشت و من پذیرفته شدم.

چند ساعت در روز کار می‌کنید؟

حدود هشت تا یازده ساعت.

کارتان دقیقا چی هست؟

کارشناسم و در بخش مدیریت تولید مشغول به کار هستم.

از لحاظ جنسیت جزو اقلیت‌های محل کارتان هستید، فکر می‌کنید چه فرقی با بقیه دارید؟

فکر می‌کنم از لحاظ روحیات فرق دارم. به علاوه نگاه‌های دیگران هم بعضی وقت‌ها متفاوت است. خصوصاً روزهای اول استخدامم چون تنها زنی بودم که سوار سرویس‌های حمل و نقل ذوب‌آهن می‌شدم مردها چپ‌چپ نگاهم می‌کردند. بعد دیگر حضورم عادی شد. حتی یادم هست سال اول کارم زمستان که بود چون صبح زود اتوبوس‌ها حرکت می‌کردند و هوا تاریک بود، برادرم می‌آمد کنارم می‌ایستاد تا اتوبوس بیاید، سوار شوم و بروم بعد برمی‌گشت خانه! این‌ها فرق هستند.

کار کردن توی یک محیط صنعتی برای یک زن سخت نیست؟

(لحنش با کنایه همراه می‌شود) من که پشت کوره بلند و یا در بخش نورد ذوب‌آهن نیستم! مسلماً هر کاری سختی‌های خودش را دارد. من در ساختمان توحید کار می‌کنم که بخش اداری است و از سر و صدای کارگاه و آلودگی خط تولید خبری نیست. از صبح زود که می‌آیم تا عصر پشت کامپیوتر می‌نشینم و باید یک‌سری داده‌ها را آنالیز کنم. نرم‌افزارهای خاصی هست و جای دیگری هم می‌توانست کارم همین باشد.

یعنی مردانه بودن محیط صنعتی اذیت‌تان نمی‌کند؟

خب چرا! گاهی وقت‌ها از دست بعضی‌ها خسته می‌شوم که خیلی بستگی به رفتار همکارها دارد. یک بار سرپرست کارگاه آمد، سر موضوعی داد و بیداد راه انداخت چون مرا مسئول تأخیر پیش آمده می‌دانست، تا یک ساعت گریه کردم. بعد آبدارچی گفت که به دل نگیر این آقا اخلاقش همین‌طور است! می‌دانید که آدمیزاد با شرایط جدید آداپته می‌شود. من هم به مرور زمان عادت کردم. گرچه آن زمان چون بین بیکاری و کار انتخاب کردم، تحمل می‌کردم و الان راضی‌ام.

غیر از مهندسان صنایع در چه بخش‌های دیگر کارخانه ذوب آهن خانم‌ها حضور دارند؟

تا جایی که من می‌دانم امور استخدامی، حسابداری، آزمایشگاه‌های نظارت بر کیفیت تولیدات خانم هست. بیشترْ کارهای کارشناسی و مدیریتی بر عهده خانم‌ها است.

متأهل هستید ؟

بله!

شغل‌تان روابط خانوادگی‌تان را تحت تأثیر قرار نداده است؟ زندگی را سخت کند مثلاً؟

کار کردن من که بعد از ازدواجم نبود. قبل از ازدواجم هم شاغل بودم و شرایط کارم را برای همسرم توضیح دادم. اینکه صبح زود باید بروم و عصر دیر وقت می‌آیم. اینکه تا محل کارم حدود سی چهل کیلومتر مسافت است. حتی درباره نوع خرج کردن حقوق ماهانه که برای خودم باشد. صحبت‌ها را کردم و سنگ‌ها را وا کندم، خب او هم قبول کرد. بعد هم که بچه‌دار شدیم و بعد از تمام شدن مرخصی، از شش ماهگی دخترم نیکو را وقتی سر کارم مادرم نگه می‌دارد و به نظرم نیکو مادرم را بیشتر از من دوست دارد. البته خودم سعی می‌کنم از وظایف مادری و همچنین همسری کم نگذارم.

دل‌تان نمی‌خواست همیشه توی خانه باشید و وقت‌تان را صرف دخترتان کنید؟

این روزها خیلی از مادرها شاغل هستند. من که درس خواندم و مدرک گرفتم حق داشتم کار کنم. زمانی که مجرد بودم بحث پول پررنگ‌تر بود و حالا دیگر بحث پایگاه اجتماعی برایم مهم است و حاضر نیستم کارم را رها کنم. حالا که روزها بلند شده عصرها می‌توانم برای دخترم وقت بگذارم و به تفریح برویم. پنج‌شنبه جمعه‌ها هم گمانم به اندازه کافی برایش وقت می‌گذارم.

روز صنعت و معدن در پیش است و با توجه به اینکه صحبت‌های شما در پایگاه اینترنتی تخصصی دختران و زنان به‌دخت منتشر می‌شود، حرف آخر را بفرمایید.

اینکه امروزه بانوان در بخش‌های صنعتی کار می‌کنند باعث خوشحالی است. نصف جامعه باید در تولید کمک کنند و نباید راکد باشد. فقط به نظرم مسئولیت کاری خانم‌ها در کنار مسئولیت‌های آن‌ها در خانواده ارزشمند است و کار در محیط صنعتی نباید لطافت زنانه را از آن‌ها بگیرد. امیدوارم همکاران آقا جایگاه متفاوت خانم‌ها را درک کنند و صنعت کشورمان همیشه در حال پیشرفت باشد.

ممنونم که بخشی از وقت ناهار و نمازتان را به من دادید.

خواهش می‌کنم. موفق باشید.

/انتهای متن/