خانواده اولین آموزشگاه هوش هیجانی

هوش هیجانی را اگر مهم تر از هوش عمومی ندانیم، کم اهمیت تر نیست. اما آیا هوش هیجانی قابل بالا رفتن در افراد هست؟ اگر هست، چگونه و از چه راه هایی؟

2

سرویس ما و زندگی به دخت/

هوش هیجانی به معنای شناخت عواطف خود و دیگران است؛ شناختی که بتوانیم بر اساس آن رفتاری مبتنی براخلاق جمعی داشته باشیم و نهایتا احساسات خود و دیگران را هدایت کنیم.

شکل گیری اجزای هوش هیجانی دروهله اول  مربوط یه سال های اولیه زندگی کودک است. خانواده اولین آموزشگاه برای آموزش و پرورش عاطفه در فرد  است. در این فضای خصوصی  است که اولین  “احساس نسبت به  خود” در ما شکل می گیرد و اولین  واکنش دیگران را به این احساس ها شاهدیم. در این فضاست که یاد می گیریم در باره این احساس چطور فکر کنیم و  چه واکنشی به احساسات یا  رفتارهای های دیگران در مورد خودمان نشان دهیم. در خانواده است که یاد می گیریم  امیدها و ترس ها یمان را تشخیص دهیم وابراز کنیم.

اگر در هر یک از این امور اختلالی پیدا شود، ما هوش هیجانی پرورش یافته و کاملی نخواهیم داشت.

 

هوش هیجانی قابل تقویت است؟

سؤال مهم این است که آیا واقعا می توان هوش هیجانی را بالا برد؟ تحقیقات نشان می دهد که بر خلاف هوشبهر( هوش عمومی یاIQ  ) که در طول زندگی سطح آن تقریبا ثابت و ایستاست، هوش هیجانی بوسیله بهبود مهارت های هیجانی قابل توسعه و رشد است.

اگر هوش هیجانی بخوبی رشد کند، ما را قادر می سازد که اولا احساس و هیجان های خود و  دیگران را بشناسیم و بعد موفق به  مدیریت این احساسات و عواطف  و برقراری یک  ارتباط  برنده- برنده شویم؛ ارتباطی که می تواند به ما و دیگران و بهبود مناسبات مان در جامعه کمک زیادی کند.

اما چگونه هوش هیجانی را افزایش دهیم؟

 

هیجان ها را بشناسیم

اولین گام، شناخت دقیق انوع هیجان ها شامل هیجان های اصلی و ترکیبات فرعی آنهاست .  هیجان های اصلی عبارتند از: خشک، اغندوه، ترس، شادمانی ، عشق، شگفتی و شرم که هریک زیرمجموعه ای از ترکیبات فرعی را شامل می شود.

خشم: تهاجم، هتک حرمت، تنفر، غضب، اوقات تلخی، غیظ، آزردگی، پرخاش،خصومت، اذیت ، تندمزاجی و دشمنی،  وحسادت(خشم آمیخته با ترس و اندوه).

اندوه:غصه، تأثر، دلتنگی،عبوسی، مالیخولیا، دلسوزی به حال خود، احساس تنهایی ، دل شکستگی، ناامیدی و دز سطح آسیب شناختی افسردگی شدید.

ترس: اضطراب، بیم، ناآرامی، دلواپسی، بهت، نگرانی، ملاحظه کاری، تردید، زودرنجی، ترسیدن، ترس ناگهانی یا  شوک، وحشت و از نظر آسیب شناسی روانی هراس(فوبیا ) و وحشت زدگی(پنیک).

شادمانی: شادی، لذت، آسودگی، خرسندی، سعادت، شوق، تفریح،  احساس غرور، وجد، به هیجان آمدن خشنودی، رضایت، شنگولی، از خودبی خود شدن و در سطح آسیب شناختی شیدایی (مانیا).

عشق: پذیرش، رفاقت، اعتماد، مهربانی، صمیمت ، پرستش، شیفتگی.

شگفتی: جا خوردن، حیرت، بهت و تعجب

شرم: احساس گناه، دستپاچگی ، حسرت، احساس پشیمانی، احساس پستی، افسوس ، دل شکستگی و عذرخواهی

گام بعدی خودآگاهی است که بعدا به آن می پردازیم./انتهای متن/