جانِ شیفته

رمان “جان شیفته”، نوشته “رومن رولان” داستان تفکر برانگیز و قدرتمندی است که ابعاد مختلف زندگی آدمی را با نگاهی موشکافانه بررسی می کند و دیدگاه تازه ای را در مورد حوادث زندگی در مخاطب به وجود می آورد. این رمان در دو جلد و در چهار بخش نوشته شده است.

7

سرویس فرهنگی به دخت/

رمان، زندگی زنی به نام آنت را به تصویر می کشد، زنی که به دنبال آزادی است و سرانجام بعد از طی فراز و نشیب های زیاد به نگرش جدیدی در مورد آزادی می رسد.

داستان با مرگ پدر آنت(شخصیت اصلی رمان) و جستجوی آنت برای یافتن خواهر ناتنی اش، که پیش از  آن از وجودش بی خبر بوده، شروع  می شود. مارک پسر  آنت به دنیا می آید و   جنگ جهانی دوم ادامه پیدا می کند. در تمام طول بخش اول، ما آنت و سیلوی خواهر آنت را می بینیم که با وجود تفاوت های  ذاتی که با هم دارند، به هم نزدیک اند. ماجراجویی هایی که این دو خواهر در طی زندگی خود دارند،هر یک نمادی از معضلات قشری از جامعه فرانسه در زمان جنگ جهانی دوم است.

آنت از قشر کارگر است؛ زنی  عامی که جز به تلاش برای پیشرفت و لذت جویی از زندگی به هیچ چیز دیگری اعتقاد ندارد. نقطه مقابل او سیلوی با تفاوت های ظاهری با  آنت است. زنی که در یک خانواده  بورژوا – قشر خرده مالک- و متمول بزرگ شده است و شعارهای روشنفکرانه  قشر خود را درمورد زندگی ایده آل و کمال گرایی دارد، ولی به رغم ادعا در مورد اخلاق محور بودن، بسیاری هنجارها را تنها برای طرف مقابل (مردان) واجب می داند و وقتی نوک پیکان به سمت خودش گرفته می شود، موضع دیگری اختیار می کند.  به همین دلیل در مواجه با دو خواستگارش “روژه بریسو” (پدر فرزند نامشروعش) و “مارسل فرانک” نمی تواند با هیچ کدام  به توافق برسد. بریسو بورژوایی مقید به خانواده است. کسی که به زن دیدگاهی سنتی دارد و آن را در میان کانون خانواده محترم می شمارد. به همین دلیل آنت نمی تواند او را بپذیرد. چرا که علی رغم ادعایی که در مورد کمال گرایی دارد، هرگز تحمل این را ندارد که بدون خودنمایی و با پای بندی به اخلاقیات در جامعه حاضر شود. او حاضر نیست  پای بندی به خانواده و مسئولیت در قبال همسر و فرزند را بپذیرد. از طرف دیگرمارسل فرانک(خواستگار دیگر آنت) فردی لیبرال است. او آنت را به خاطر شجاعت، آزادی طلبی و بی توجهی اش به نگاه جامعه کاتولیک می پسندد و او را مطابق سلیقه ی خود می داند. اما آنت با وجود خواستگاری های متعدد او، با وی ازدواج نمی کند. چرا که معتقد است خیانت به همسر در اثر یأس و گذر زمان از طرف زن قابل قبول است (چنانچه بعدها خیانت همسر پسرش را هم همینطور توجیه می کند) ولی گذاشتن این قیود را پیش از ازدواج که  مارسل فرانک “داشتن لذت های جداگانه و شخصی ” می نامدش، از نظر سیلوی کاری خطا و غیر اخلاقی است.

آنت هم اعتقادی به دین ندارد و از آنجایی که نمی تواند منطق اخلاقیات و حد و مرزی را که به وسیله ی آن مشخص شده  بپذیرد، در تمام طول داستان دچار سرگردانی است. او از طرفی به خاطر فطرت یک زن خواهان یک زندگی معمولی با فردی است که به اصول انسانی پای بند باشد و از طرف دیگر حاضر به قبول بهای این خواسته ( صبر و سیاست زنانه در تربیت چنین مردی با مرور زمان) نیست. به همین علت مردانی که در زندگی آنت حضور یافتند هیچ کدام  با وجود تلاش های آنت و نقاط مثبت خودشان به ظهور واقعی در اجتماع دست نیافتند.

از نیمه بخش دوم مارک که آینه تمام نمای صفات مادر است، جای او را در رمان می گیرد.او هم مانند مادرش دچار تردید است. در ظاهر به هیچ چیز ایمان ندارد، ولی در واقع در درون خود  مدام در حال جدال بین کفر و ایمان، سرکشی و تسلیم است. او در نهایت پس از گذراندن یک دوره طولانی و تحمل تحقیرها و رنج های بسیار در مقابل ایده آل های ذهنی خود تسلیم می شود.

قهرمان مرد جان شیفته (مارک) با وجود شباهت زیادی که به قهرمان ژان کریستف (رمان قبلی نویسنده) دارد، در نهایت خیلی زودتر با سردرگمی هایش کنار می آید و جهت هدف و خواسته هایش را با شعارهایش تنظیم می کند.

بخش مهم دیگری از داستان، مربوط به  شخصیت آسیا(همسر مارک) است. زن روس سرکش و معترضی که به خاطر آسیب هایی که از اجتماع دیده است، حاضر به پذیرش هیچ منطقی جز آنکه خودش قبول دارد، نیست. آنت در سراسر داستان سعی در آرام کردن و جهت بخشیدن به  جان آشفته “آسیا، دارد. در نهایت  آسیا بعد از مرگ ناگهانی مارک و رها کردن پسرش، با ازدواج با یک آمریکایی  به نهایت آرزوی خود در مبارزه برای آزادی دست پیدا می کند.

در آخر باید به این نکته توجه داشت که رومن رولان در دورانی این کتاب را نوشته است که جنبش های  فیمینیستی- مکتب فکری اصالت زن در برابر مرد-  در اروپا شروع به فعالیت جدی کرده است. خلق شخصیت های رمان جان شیفته نوعی تایید هوشمندانه اهداف این جنبش است. نویسنده با ظرافت،  تمام معضلات و آسیب های فکری این مکتب را توجیه کرده و سختی هایی را که قهرمانان  رمان به واسطه  نبود اعتقادات و نگرش معنوی و دینی  در زندگی متحمل می شوند، با رنج بردن به خاطر اهداف والای انسانی تلفیق کرده است و در نهایت اثری قابل ستایش و قدرتمند به  ادبیات جهان ارائه کرده است.

فاطمه قاسم آبادی /انتهای متن/