7 خصوصیت یک دختر جالب

استاد جعفر غفرانی مدتهاست که در دانشگاه ها معلم دختران و پسران است برای یافتن مسیر زندگی درست، همسریابی درست و ازدواج درست. وی معتقد است که دختری برای ازدواج شایسته است که جالب باشد. دختر جالب کیست؟

42

سرویس فرهنگی  به دخت/

 مشخصات دختر جالب از نگاه استاد این گونه تعریف شده است.

دختر جالب باید هفت خصوصیت را داشته باشد:

1-     “ شش سال “ زودتر از پسرهای هم سنش به عقلانیت، خودکاری، خودباوری، خود انضباطی،  خود مدیری و بلوغ رسیده است.

دختری که به این مراحل از رشد رسیده است، خود را گنج بی پایانی از مهر و محبت و “ صفات “ زیبا می بیند و  نیازی به “ خودنمایی”، “بدن نمایی”، ،”ریاکاری” و “رفتارهای مصنوعی “ ندارد، بنابراین گفتار، رفتار و اخلاق او خردمندانه و شایسته و شخصیت او و با وقار و زیبا و در یک کلام  “تماشایی” است. جهانگردان فراوانی با تحمل هزینه های سنگین از کشورهای مختلف به عشق تماشای متانت “راه رفتن” و ظرافت “چای ریختن” دختران ژاپنی همه ساله به زاپن سفر و وقار آنها را تحسین می کنند.

2-     توجه قلبی او به “خدا” و چهره اش پر از حیاست.

یک هنرپیشه که شاید اعتقادی به حجاب هم نداشته باشد، وقتی در نقش مادران، همسران و دختران پیامبران و اولیای الهی صلوات الله علیهم(مثلا در نقش حضرت مریم سلام الله علیها) بازی می کند، با پوشش کامل و ساده و رفتار متین و موقرانه ظاهر می شود. در این حالت هر بیننده ای او را بسیار زیباتر و جالب تر می بیند، چرا که  چهره ای روحانی و معصومانه  دارد. این است که همه ی دختران و زنان در لباس احرام و با چادر نماز و بر سر سجاده، زیباتر و جالب ترند. اعتقاد به خدا و حیایی که در سیمای یک دختر ظاهر می شود، با هم ربط دارند.

3-     عامل “ رشد اجتماعی” است.

دختری که عاقلانه به زندگی نگاه می کند و به “هنر زن بودن” رسیده است، متوجه است که کار اصلی او این نیست که خود به  کاری در اجتماع روی آورد و  “نان آور” خانواده گردد، بلکه  هنر اصلی او این است که با “هدایت نامحسوس” و “روحیه ی شاد و سازنده” خود  مردی را که همسر اوست، به سوی کار سوق دهد. او  توانایی پرورش فرزندانی را دارد که از “خودخواهی”،  “خودسری” ، “خجالتی بودن”، “بی مسئولیتی” و “هرزگی”  دورند و آنان را به ” رشد اجتماعی”  و “قدرت تعامل با مردم” می رساند و به طور نامحسوس به “احساس مسئولیت و انجام وظیفه ” هدایت شان می کند.

4-     عامل “تشویق”  و” آرامش” است.

همه دختران جهان کانون مهر و عاطفه اند و بنابراین در زبان عربی “آنسه” نامیده می شوند. زیرا از همان خردسالی “نوازشگری” را “بدون هیچ آموزشی” نسبت به هر عروسک بی جان و بی تحرکی ابراز می کنند و با مهربانی با عروسک شان سخن می گویند.

دختری که رشد و رفتار طبیعی دارد، به جای “احساس نیاز کاذب به پشتوانه” می تواند با شیرین زبانی(خدعه)، آراستگی (حیله) و متانت رفتاری(مکر) خود پشتیبان دیگران باشد و به آنها “امید” بدهد و برای “درس و کار و عبادت و زندگی” انگیزه بخش باشد و در عین حال “آرامش” ببخشد.

5-     توانایی دارد از شوهرش یک “مرد” بسازد.

مانند مهندسی که از یک “ویرانه” ، قصری زیبا و رفیع می سازد، هر دختری با هر رنگ و قد و اندامی اگر خودش را به درستی بشناسد و بخواهد، می تواند مظهر”صفات” جمال الهی باشد و هنرمندانه و با تکیه بر نکات مثبت، از شوهرش که ممکن است فراموشکار، هوسباز، رفیق باز، متغیر، خشن، افسرده، خسیس و یا ولخرج باشد، مردی عاقل، بالغ، ذاکر، وظیفه شناس، مومن، امیدوار، متعهد، متعادل و مجاهد در یک کلام یک “مرد” بسازد.

6-     به “زن بودن” خود افتخار می کند.

زن، موجودی فوق بهشتی و خورشیدی جذاب، گرم و نورانی است که خداوند او را معلم عاطفه، عشق، شور، نشاط، زندگی است و ماموریت آسمانی کردن انسان به او سپرده شده است.  دختری که این کرامت و شأن و مقام والا و رسالت الهی خود را می فهمد، هرگز از زن بودن خود متنفر و بیزار نیست و از اسباب عیاشی شدن برای نامحرمان و نیز گفتار و رفتار مردانه پرهیز می کند. او استعدادهای زیبا، صدا و صورت زیبا و جذابش را بیهوده هدر نمی دهد و این همه توانایی را به هرز( در راه هرزگی) تلف نمی کند. او خود را “زنده به گور” نمی کند.

دختر زنده به گور کسی است از خود بیگانه که احساس حقارت می کند و پسربودن را بهتر و قرین موفقیت می پندارد. به همین دلیل می کوشد مثل پسرها حرف بزند، بپوشد، بی قید وبند باشد، رفتاری تصنعی و هیجانی و سبک داشته باشد و هیچ حرمت و ارزشی برای خود قائل نشود.

7-     “حضور” در جامعه را به “ظهور” در جامعه ترجیح می دهد.

در هر فیلمی ، مهمترین نقش را کارگردان دارد و در هر تصویری حضور موثر او را می توان دید، اما  در هر فیلمی این هنرپیشگان هستند که ظهور” دارند و اندیشه و نظر کارگردان را با صدا و رفتار و حالات خود ابراز و اظهار می کنند.

در مدیریت خانواده و جامعه و در همه ابعاد اقتصادی ، اعتقادی، اجتماعی و سیاسی نیز دو نقش اصلی وجود دارد: حضور و ظهور. یک گروه  حضوری موثر دارند و یک گروه هم ظهوری واسطه ای .

خداوند حکیم به زن موقعیت، صفات و استعدادهایی داده که می تواند در بیشترین ابعاد زندگی خانواده و جامعه و جهان ، نقش کارگردان ،یعنی حضوری موثر اما نامحسوس را داشته باشد.  زن انبیا،  اولیاء و عقلا را مجذوب خود می کند و مردان را با سر انگشت هنرمندی خود به مسیر حق و خیر و کمال و یا باطل و شر و فساد می کشاند.  اگر دختر از کرامت و قداست خود به عنوان یک زن غافل بماند، گرفتار “ بحران هویت” می شود. در این صورت  تبرج و ظهور و انگشت نما شدن در کوچه و خیابان  برای او “ارزش” می شود، مسحور زبان بازی جوانان هرزه می گردد، اسیر بی بند و بارترین افراد خواهد شد و برده ی جنایتکارترین صاحبان ثروت و قدرت و تزویر می شود. چنین دختری  نارضایتی، ابتذال و متلاشی شدن از درون خود را با تداوم  خودنمایی و هرزگی پنهان کند.

حرف آخر: دختری که جالب است،پشتوانه و  معمار شخصیت مرد است و مرد، معمار تاریخ.

دکتر جعفر غفرانی/انتهای متن/