آستین بالا بزنیم

کارهایی هست که واسه جدی گرفتن و انجامش یکی باید پیش قدم بشه ، آستین بالا بزنه و …

1

سرویس ما و زندگی به دخت/

دو سال پیش بود توجمعی به یه بنده خدایی گفتن: « آقا تو صدات خوبه یه چیزی بخون. »  اون هم شروع کرد  یه آواز قدیمی رو از زمان جوونی های خودش (یعنی یکی از آوازای قبل از انقلاب) خوند.

دختر پسرای جوون از شنیدن آواز  زدن زیر خنده و خطاب به او گفتن : واقعا  اینا رو گوش می کردین و می خوندین؟ !  چه چیپ !

« خیلی چرت و پرت گوش می دادین .» ، و یکی دوتا نوجوون تازه قد کشیده هم دنبالش رو گرفتن که : « چه بد سلیقه ! الان فلانی که می خونه آدم هنگ می کنه ! » و …

و این یادمون موند که ما از جوونیای خودمون و آوازها و ترانه های مدِ اون زمان چیزی نگیم !

بعد یه روزی که رفته بودیم خونه همسایه یه شبکه تازه تاسیس ایرانی در مملکت بیگانه ، داشت آثار یه خواننده مطرح آن دوران رو بررسی می کرد ، وقتی یه قسمت از ترانه اون خواننده رو پخش کرد، جوونای جمع زدن زیر خنده که : « چه بامزه بود ! مخصوصا حرکات موزونش، فقط حیف که داره میمیره ! … »

و من فکر می کردم که یک شبکه فارسی چطور می تونه آوازهایی رو که بچه های جوون امروز مسخره می کردند به یک آواز جالب تبدیل کنه؟!

راستی این به برگشت  به عقب برای ما نیست؟

ای کاش یکی آستین بالا بزنه واسۀ  اینکه به جوونا نشون بده که این عقبگرد برای ما و ملت بزرگ ما چقدر مایه شرمندگیه!

فروغ موسی خانی/ انتهای متن/