جهيزيه حضرت زهرا

هنگامی که جهاز فاطمه را آوردند، اشک در چشم پیامبر حلقه زد و گفت: خداوندا! این پیوند را برای کسانی که اکثر ظروفشان سفالین است، مبارک گردان!

6

سرویس فرهنگی به دخت/

– کابین زهرا، زره علی بود. علی زره را فروخت ( به سیصد و هشتاد، چهارصد و هشتاد، پانصد یا … درهم). گفته می‌شود عثمان این زره را خرید و دوباره آن را به علی هدیه کرد.
پیامبر مقداری از بهای زره را در اختیار سلمان فارسی، بلال و ابوبکر قرار داد تا با آن وسایل زندگی فاطمه و علی را تهیه کنند. تقدیر چنین بود که سه مسلمان پیشاهنگ از نژادها، قاره‌ها، کشورها و طبقات مختلف وسایل زندگی خانواده‌ای را تهیه کنند که قرار بود مهد پرورش همه ارزشهای خدایی شود و شیوه درست زیستن و روش به خود‌آگاهی و خدا‌آگاهی رسیدن را به مثابه نمونه‌ای برای همه ملتها و همه نسلها و همه عصرها مجسم کند. پیامبر در هر حرکتی که برای ساختن مدینة النبی می‌کرد به ضرورت مشارکت همه در بنای آن و نجات همه از چاه تاریک و بی انتهای فردیت و قومیت، و به حضور مشترک همه در متن سیر تاریخی انسان به سوی خدا توجه داشت. سلمان، سفید پوست بود و از ایران، فرزند یک دهقان، فردی از طبقه متوسط جامعه ایران که در جست و جوی حقیقت، تن به بردگی داده بود و خود را به مدینه رسانده بود. بلال، یک برده سیاهپوست بود از حبشه که رنج بردگی را با شکنجه‌ای که در راه خدا تحمل کرده بود، بر خود مضاعف کرده بود و پا به پای پیامبر و به دنبال او تمام راه آزادی و پیروزی را پیموده بود و ابوبکر یک پیشه ور ثروتمند از قریش بود که در نخستین سالهای پیدایش اسلام، ایمان آورد و در بیشتر تحولات آن حاضر بود. ابوبکر می‌گوید: مقدار پولی را که در اختیار ما قرار گرفت شمردم، 63 درهم بود. با این 63 درهم وسایل زیر خریداری شد:
1- یک پیراهن سفید.
2- یک عبا.
3- یک حوله سیاه خیبری.
4- یک روسری بزرگ.
5- یک تختخواب که از پوست درخت خرما بافته شده بود.
6- دو عدد تشک کتانی سبزرنگ که یکی با پشم گوسفند و دیگری با لیف خرما پر شده بود.
7- چهار عدد بالش از پوست میش طائف که با گیاهی به نام اَذخر پر شده بود.
8- یک قطعه حصیر قجری.
9- یک عدد پوست برای فرش.
10- یک پرده پشمی.
11- یک عدد آسیای دستی.
12- یک عدد کاسه مسی.
13- یک مَشک چرمی برای آبکشی.
14- یک تشت برای شست و شوی لباس.
15- یک عدد کاسه.
16- یک ظرف آبخوری.
17- یک مطهره.
18- یک سبوی گِلی سبز رنگ.
19- دو کوزه سفالین.
این تمام جهاز دختری بود که مادرش ثروتمندترین زن عرب بود و روزی کاروانهای تجاری‌اش از شام تا یمن در حرکت بودند و او تمام این ثروت را در راه اسلام نثار کرد، و پدرش پیامبر خدا بود و فرمانروای مدینة النبی.
هنگامی که جهاز فاطمه را آوردند، اشک در چشم پیامبر حلقه زد و گفت: خداوندا! این پیوند را برای کسانی که اکثر ظروفشان سفالین است، مبارک گردان!
شهر گمشده، محمد حسن زورق، با مقدمه محمد رضا حکیمی، ( چاپ دوم، تهران: انتشارات سروش، 1384)، صفحات 439 تا 441.
/انتهای متن/