اندر فواید نوروز

نگاهی به تقویم سال می کنم.. چشمم روی آخرین ماه سال متمرکز می شود (به قول اهل سینما فوکوس می کنم و کلوز آپ روی ماه اسفند یا یا به نقل کهن: اسپند).آخرین ماه سال که مصادف می شود با خاطرات امتحانات ثلث سوم ما دانش آموزان نظام قدیم…

2

سرویس فرهنگی به دخت/

…اما نمی دوانم ما ملت فرهنگ دوست و هنر پرور که از عصر جمشید شاه به استقبال کنندگان پرو پا قرص بهار و فصل سبزه وگل و هزار تبدیل شده ایم و آنقدر تمدن ما بر اساس منطق و حساب و کتاب و محاسبات نجومی این اصل نوروز و استقبال از بهار گل ازار را بنا نهاده است، که آن را در سازمان ملل نیز ثبت و نهادینه کرده ایم، آری ما نوادگان کوروش(یا به نقل قریب به یقین همان ذوالقرنین) طلایه داران خوش آمد و خیر مقدم  گویی به این فصل زیبا که نوید بخش امید و تازگی و نو شدن ظاهری و باطنی هستیم…

و البته در راستای این امر میمون و مبارک پابند و مبادی  یک  قطار آداب و رسوم و سنت هستیم که البته هر یک  ریشه  در منطق و دلایل اساطیری و کهن دارد که اصلا و ابدا تعطیل بردار هم نیست و محتوی و ماهیت بعضی از آنها نیز استحاله شده و تنها آب و رنگ ظاهری قشری رسوم کهن را یدک می کشند، و گرنه دیگر هیچ تناسبی با آنها ندارند! به طور مثال همین چهارشنبه سوری که دیروز به شکلی دیگر بود و امروزه فقط نام آن در کوچه ها باقی است،وگرنه مراسم و صداهای گوش نواز آن در سال های متأخر انسان را به یاد صحنه های جنگ و درگیری های مسلحانه جنگ شهری می اندازد که طرف های متخاصم با انواع سلاح های سبک و سنگین یکدیگر را هدف قرار می دهند…شهر نمای یک شهر جنگی را به خود می گیرد که تماشایی است…و اما ماه اسفند است یک فهرست از سنت های کهن که از دیدگاه نسوان مخدره ی این مرز و بوم مقدس، همان نوادگان دختری خلف کوروش و جمشید نه شوخی بردار است و نه تعطیلی بردار. باید مو به مو اجرا شود و گرنه بهار بی بهار …کارشناسان امر خود حاشیه ای بر کتاب قطور این سنن افزوده اند و تبصره و بندهای متعدد ضمیمه آن نموده اند…به فرض اگر تا دیروز می باید تمام وسایل خانه گردگیری و شستشو شوند، امروزه از نظر برخی صاحبان نظریه در امور تدبیر منزل تبدیل به این اصل شده است :بسیاری از وسایل خانه مثل فرش و مبلمان و پرده اطاق پذیرایی و چند فروند از لوازم اصلی مطبخ اپن! باید تعویض و از نو خریداری شوند! تا رنگ کهنگی به شکلی عمیق از خانه رخت بر بندد و در سال نو هر چه لبریزتر از گذشته، کهنگی ها دور شوند و بهار هر چه بهارتر به خانه ایشان پا گذارد…البته این متخصصین گرانمایه فقط در امر نو نوار شدن منزل صاحب ایده هستند و  تبحر دارند و مقوله ی دیگر تخصصی این امر مهم را،یعنی (فاینانس)کردن و تأمین هزینه این رفرم مفید فایده را به عهده ی آقایان می گذارند و اینکه این مقوله چقدر آب می خورد در حیطه ی کاری-تخصصی نسوان محترم نمی باشد. منبع این خرج می تواند عیدی کارمندی مرد خانواده باشد یا در آمد مضاعف و گاوصندوق حجره یا حساب بانکی، ایشان فرق نمی کند. هدف مهم است که ارزشمند است!…باری در این لیست مکتوب مثل قانون – که صد البته ضمانت اجرایی قدرتمندی نیز از آن پشتیبانی می کند- که همان سعی و جهد وافر نسوان محترمه بر اجرای مو به موی موارد مدون آن است و  حتی بعضی مواقع قدرتمند تر از ضمانت اجرایی قانون اساسی و قوانین موضعه ی قوای مقننه ظاهر می شود، خانه تکانی و رفت  و روب منزل از اصلی ترین سر فصل هاست.اگر تعویض آن اقلام مذکور که در بالا گفته شد، مقدور نبود ،هرآینه باید از سر تا پا به آب کر و جاری لوله کشی سپرده شوند تا رنگ و روی شان باز شود…فرش ها و قالی ها برای شستشو به قالی شویی سپرده می شوند و پرده ها به خشک شویی سپرده می شوند ، که هر کدام به علت ازدحام و تراکم خدمات رسانی به شهروندان محترم، وقت ارائه خدمات را به زمانی دور، چسبیده به سال تحویل، به تعویق می اندازند و اگر تمکن  بانوی منزل اجازه دهد، به مدد چند خدمه ی ارسالی از مؤسسات نظافت منازل، که نرخ خدمات شان در این روزهای پایان سال مثل یک قهرمان پرش با نیزه، یا نسل بعضی از باکتری ها و موجودات بیولوژیک دچار پرش هاو جهش هایی چشمگیر شده است، شسته و رفته می شوند و اگر تمکن ایشان یاری نکند، با تلاشی مضاعف و وادار نمودن همسر محترم به گرفتن مرخصی اداری یا چند روز تعطیل کردن فعالیت کاری طی دو یا سه روز کاری، خانه را عاری از گرد و غبار می نمایند، چنانکه وسایل منزل از روز اول هم نوتر به نظر می رسند….در این فاز از عملیات دیوارها نظافت می شوند و فرش های خانه یکی پس از دیگری به مدیریت بانوی خانه و به همت و جهد بدنی آقای خانه و گاه تنی چند از فرزندان بر روی بام و تراس حمل و با همین انشعاب متصل به آب لوله کشی، چند دست شسته و سپس پهن می شوند….مبلمان خانه زیر نظر شیخه ی خانه تغییر مکان می دهد و با چینشی جدید آرایش می یابد. جای بعضی تابلوها ی رو ی دیوارها جا به جا می شود و سرویس های بهداشتی با انبوهی جوهر نمک و مواد شستشو دهنده و براق کننده مثل آینه برق می افتند و در آخر کار گاه خانم خانه دچار عود دیسک کمر می شود و آقای خانه به درد زانو و اسپاسم عضلانی کمر،و با مراجعه  به پزشک مراجعه و با تجویز چند عدد انژکسیون و حب مسکن و استراحت، تمیزی خانه را به نظاره می نشینند….دیگر سر فصل اصلی این فهرست مفید و البته غیر قابل تخطی خرید لباس نو و خرید البسه  جدید جهت نو نوار شدن وبا نگاهی به نسخه ی امروزی آن حتی الامکان و حتی المقدور از نوع مارکدار آن است….بچه ها و نوجوانان در این موارد با شور و شوقی مضاعف – که بعدها یقینا در زمره نسخه های مکتوب و یا غیر مکتوب نوستالژیک و شیرین زندگی شان قرار خواهد گرفت- به دنبال خرید رخت و لباس شب عید می روند و پس از خرید هر تکه از البسه قند در دل شان آب می شود و به نقل مثل با دم خود گردو می شکنند….اما خرید خانم ها از جایگاه خاصی برخوردار است. مخدرات محترمه با وسواس و جستجو و کنکاش در پی رخت و لباسی برازنده برای خود هستند و همواره این نکته را در نظر دارند که لباس خریداری شده موجبات ارتقاء پرستیژ اجتماعی آنها را فراهم نماید و شاید کمی هم ته دل شان آرزو دارند تا با دیدن لباس جدید ایشان، چشم حسودان و بخیلان در آید….البته ایشان در حین خرید البسه از ویترین طلافروشی ها نیز غافل نیستند و اگر توفیق دست دهد به خرید یا تعویض زیور آلات و جواهرات بی رغبت نیستند. در صورت امکان یکی از مکان های زیارتی در این زیارت،  بازار حجره طلا فروشی ها برای ایشان خواهد بود….البته اگر با این نرخ تصاعدی طلا خرید و تعویض زیور آلات برای ایشان مقدور نبود، فرصت تماشای ویترین آنها را از دست نمی دهند که گفته اند:(وصف العیش نصف العیش)…فاز بعدی این فهرست همانا خرید آجیل و شیرینی و میوه شب عید است، که حتی الامکان بایداز مرغوبترین خشکبار تهیه و از بهترین شیرینی فروشی ها و میوه فروشی های واقع در حیطه  خط بودجه  ایشان فراهم شود…در این فاز عملیات بانوی خانه همراه با همسر خود به چند آجیل فروشی و قنادی و میوه فروشی سر زده و البته صاحبان کسب مذکور که در زمان داغی بازار خود به سر می برند، اجناس مورد نظر را با درصد ربح مناسب! به ایشان عرضه و قیمت منصفانه را از ایشان در زمان خرید دریافت می کنند…که مضمون “اینجا سر گردنه است” در همین موارد مصداق خود را می یابد…دست آخر تهیه  هفت سین خوش یمن برای چیدن سفره هفت سین سال نو….خانم خانه تخم مرغ ها را با وسواس پخته و رنگ می شوند و ماهی طلایی از مراکز مربوطه ابتیاع می شود و سبزه را خانم خانه برای آوردن سبزی و طراوت به خانه با یک مشت گندم خیس شده در آب سبز می کند و سمنو و سرکه و سیب و سکه و سنجد هر یک در ظرفی جداگانه را در کنار قرآن و آینه بر سفره قلمکار اصفهان به شکلی خاص  کنار هم می گذارد و آرایش می دهد…..پیشدستی های میوه و ظروف آجیل و شیرینی برای پذیرایی از مهمان در ایام سال نو در جایی کنار میز پذیرایی  ودر دسترس قرار داده می شود….رخت و لباس نو را در جالباسی نزدیک دست جای داده است و همه چیز را واررسی کرده، تا هیچ جزئی از قلم نیفتد…در شب آخر سال کهنه سبزی پلو ماهی را آماده کرده است تا مراسم شان را کامل بدون نقص برگزار کنند و در ساعات پایانی سال دائما به مرد خانه یادر صورت وجود  بچه های خانه تذکر می دهد: “آنجا را کثیف نکنید،شیشه های اتاق لک نشود،روی آن فرشهای تازه جارو شده آشغال نریزید….”….رو بروی تلویزیون نشسته اند و قرآن به دست منتظر طی شدن آخرین لحظات سال است و رسیدن سالی نو…در حالی که هنوز خستگی انجام اعمال این چند روز پایانی سال از تن شان بیرون نرفته است، صدای توپ سمبلیک تحویل سال از پخش سیما شنیده می شود و آن ملودی سنتی با صدای سورنا و دهل شروع به نواختن می کند….برگه های تا نخورده اسکناس برای عیدی بچه هااز لای قرآن سلطانی روی میز کنار سفره  هفت سین بیرون زده اند….یاد اموات گذشتگان به خیر و فاتحه ای نثار ایشان می کند و قطره اشکی همزمان از کنار چشمش به روی گونه هایش می غلتد……

زمان:صبح روز چهاردهم فرودین،مکان سالن پذیرایی خانه…شور گرمی روزهای سال نو طی شده . حالا برای خانم خانه تمام آن چیزهای نو رنگ و روی عادی و روزمره گرفته است و روز از نو روزی از نو….حالا به خرج و مخارج حدود یک ماه اخیر فکر می کند و اینکه چگونه هزینه های طی شده را در ماه جاری سرشکن باید کرد، تا دچار کسر بودجه نشوند…روبروی آینه می رود و نگاهی به صورت خود در آینه می اندازد. انگار یک خط دیگر از سال گذشته به خطوط پیشانیش اضافه شده…لبش بر می چیند و به دنبال کارهای روز مره اش می رود….سال نو شد و حالا روز از نو روزی از نو…../انتهای متن/