ما با خودمان مسابقه می دهیم

در خانه و خانواده چه کسی باید هماهنگ کننده باشد و چه کسی باید با دیگری هماهنگ گردد؟ این پرسشی است که با استاد قرآن پژوه، دکتر “جعفر غفرانی” در میان گذاشتیم. استاد پاسخ ما را با ذکر چند مقدمه مطرح نمود. با سپاس از ایشان این گفت وگو در چند قسمت ارائه می شود.

1

سرویس اجتماعی به دخت/

اول مقدمه ای را مطرح می کنیم که در کتاب های درسی جایش خالی است.

 قرآن فرموده:

لقد جعل الله لکل شیء قدرا

خدا در هر چیز قدری قرار داده است.

یعنی هر چیزی در عالم دو جنبه دارد: ظاهر و باطن .

هر موجودی از کوچک ترین تا بزرگ ترین توانایی ها و لیاقت های بالقوه را در خودش نهفته دارد. اگر یک اتم آن همه انرژی  دارد، پس حقیقتا یک سنگ، یک حیوان و یک انسان توانایی هایی عظیم تری را دارد، اما به شکل بالقوه.

 پیامبر فرموده : دنیا مزرعه آخرت است.

این مزرعه زارعش کیست؟ انسان.

انسان چه باید بکارد؟

انسان باید کار کند. اما چه کاری؟ آیا خودِ کار ملاک است؟ به ما القا کردند که ما زارعیم و هرکه بیشتر کار کند، موفق تر است. اما درقرآن (سوره واقعه) آمده:

نحن زارعون

اگر خدا زارع است، چه چیز را می رویاند ؟ اگر خدا زارع است، پس از من چه می خواهد؟

… الله انبتکم من الارض نباتا

خداوند توقعش از انسان فقط این است که قوای بالقوه او شکوفا شود. مثلا من دانه ام، باید بروز و ظهور و رویش بیابم. بخل نورزم، کتمان نکنم توانایی های خودم را.

الذین یبخلون و یکتمون ما اتیهم الله من فضل الله

کسی که می گوید نمی توانم و نمی دانم بیخود می گوید.

لهم قلوب اذان اعین

آنها دلها و گوشها و چشمهایی دارند.

چرا استفاده نمی کنند؟ پس انسان بوجود آمده در دنیا که بالقوه ی خود را بالفعل کند. بنابراین ملاک در قرآن برای ارزیابی در قیامت همین است.

مایکلف الله نفسا الا اتیها(طلاق- 3)

خدا به هر کس هر چه داده، باید شکوفا کند. زن و مرد و بچه و امریکایی و اروپایی و کوتاه و بلند و …

برای چه؟

لیبلوکم احسن عملا

باید بروزتان زبیا باشد . درست و زیبا صحبت کن، بخند، بخورد، و …

اگر من زارع باشم، ما با هم مقایسه می شویم. اما اگر خدا زارع باشد، هرکس فقط با خودش مقایسه می شود.

“السابقون” از دیروز خودشان سبقت می گیرند. در سیستم آموزشی ما همه اش افراد و دانش آموزان در رقابت و مقایسه با دیگران هستند. در حالی که مقایسه همان رفتار شیطان است که بدبختش کرد.

در نظام تربیتی اسلام رقابت با دیروز خودم است نه دیگری .

این یک مقدمه .

اما مقدمه دوم این است که این بالقوه چگونه بالفعل می شود؟ من توانایی های خودم را که خدا در من نهاده، چگونه شکوفا کنم ؟

ادامه دارد….

/انتهای متن/