گذر عمر

سفری در راه است. ..این را شاعر می گوید… یا صدای تیک تاک ساعت یا …

2

سرویس فرهنگی به دخت/

و صدایی خاموش در دلم غوغا کرد

سفری در راه است… سفری در راه است

تیک تاکی کهنه ز همان ساعت پیر

لحظه ای فکر و سکوت .. اندکی خیره دو  چشمانم ماند

به صدایی که به هر ثانیه می گفت به لب:

سفری در راه است… سفری در راه است

از همان روز نخست که دو چشمش بشگفت و به فریاد گریست

تیک تاک قدم گور گن پیر شنید

که به هر ثانیه می گفت به فریاد بلند:

سفری در راه است… سفری در راه است

شمع ها از پی هم در هر سال ، یک به یک بیشتر از سال پیار

روی کیکی کوچک

و به یک باز دم سرد و بلند ، شعله را کوک کشت

همگان می گفتند: که مبارک باشد به تو این روز قشنگ

و نفهمید هم او که صدایی دیگر، از دل شمع رسید

سفری در راه است… سفری در راه است

نه … ندانست پسر بچه ی مست

قدمی دیگر رفت، به در خانه مرگ

آری انگار به هر لحظه عمر، در و دیوار و شب وروز همان ساعت پیر

به اشارت گویند : سفری در راه است… سفری در راه است

و به هر ثانیه می کوفت کلنگی به زمین

چاله ای می کند او،

و به فریاد سکوت، زیر لب می گفت او…

سفری در راه است… سفری در راه است

در دائیل/انتهای متن/