نماز جماعت من

این متن، واقعیتی است شیرین .هرچند، چند روزی به خاطر لجاجتی که با خودم داشتم لحظاتم را “خودم” تلخ کردم . اما به عنوان خاطره شیرین دلم می خواهد آن را با شما در میان بگذارم.

0

سرویس فرهنگی به دخت/

بیشتر روزها نمازم را در مدرسه می خوانم . در هفته چند روزی هم پیش نمازی می آید که نماز را به جماعت می خوانیم. هر چند نماز جماعت وقت گیر تر از نماز فرادا است. اما همیشه بعد از نماز جماعت حس خوبی دارم.مثل این که مطمئنم آن نماز قبول شده.

یک روز با خودم گفتم : یعنی چی ، همیشه یک مرد جلو بایستد و ما پشت سر او نماز بخوانیم؟ مگر یک مرد چه برتری می تواند داشته باشد؟ چرا مردها همیشه جلو می ایستند و ما زنها عقب سر آنها؟ آیا این نوعی تبعیض نیست؟ و چند سوال ریز و درشت دیگر که حسابی ذهنم را در گیر کردند. طوری که چند روزی نمازدر مدرسه نخواندم، به خصوص روزهایی که نماز جماعت بر پا بود.

نمی دانستم این سئوالات را چگونه بیان کنم ؟ انصافا وقتی سوالاتم را در خلوتی که هر از گاهی با پدرم دست می داد مطرح می کردم او با حوصله جوابم را  می داد. حُسنی که پدرم دارد و من او را قبول دارم این است اولا، حرفم را با دقت گوش می کند. ثانیا، هیچ وقت نسبت به سوالم پیش داوری و محکومم نمی کند که :”این چه سوالاتی است؟” حتی بیشتر مواقع تشوقم هم می کند.و من باز، جسارت می کنم که سوالاتی مطرح کنم.

دیشب ، از خلوت خانه استفاده کردم و بعد از نماز مغرب سوالم را پرسیدم..

پدرم لبخندی زد و گفت:” محلی که امام می ایستد و ماموم به او اقتدا می کند ، مگر محراب نیست؟ “

گفتم : “بله. “

گفت : “معنی کلمه محراب چیه؟”

 گفتم:” محل جنگ.”

– آ بارک الله…. کسی که در جلو می ایستد، دارد تمام مسئولیت نماز گزارها را به عهده می گیرد. او در “محراب ” در خط مقدم  ایستاده . یعنی در محلی که بیشترین خطر هست و او باید مثل سپر این خطرها باشد برای کسانی است که به او اقتدا می کنند. کارسخت و مهمی است . برای همین است که او باید مردی مومن ،عادل، توانمند، این مسئولیت باشد تا بتواند این مسئولیت را به عهده بگیرد.این کوچک شمردن زن نیست که پشت مرد می ایستد، بلکه در امان ماندن اوست. مگر نه این که محافظان افراد مهم، جلوتر از خو دشان حرکت می کنند…

آرام شده بودم . در این لحظه کاملا آماده بودم که  نماز جماعت بخوانم و احساس کنم نمازم بیشتر از همیشه قبول شده، بیشتر از همیشه…

مریم-ک/ انتهای متن/