روز عشق مبارک بانو!

اسمش چیه؟ ولنتاین؟ سپندارمذگان؟ جشن اسفندگان؟ روز عشق؟ چه فرقی می کنه! مهم اینه که به هم مهر بورزیم و این مهرورزی را نشان بدهیم. برای این کارخوب، هر بهانه ای خوب است و حتی بی بهانه…

12

سرویس فرهنگی به دخت/

_ خانوم! بیا ببین این قاب بالاخره صاف شد یا نه؟!

رفتم توی اتاق. داشت قاب عکس روز ازدواج مون رو صاف می کرد، ولی موفق نمی شد! خندیدم و پرسیدم:

_ مردا همشون اینجورین؟

با تعجب پرسید: چه جوری؟!

_ همین جوری دیگه! واقعا نمی فهمی این قاب چقدر کجه؟!

با صدای بلند خندیدم… بی خیال قاب شد و گفت: اگه گفتی امروز چه روزیه بانو؟

_ روز خدا!

_ خب اون که بله… ولی…

با سوال بهش خیره شدم. ادامه داد: روز عشقه!

_ ولنتاین؟!

_ نه بابا! سپندارمذگان!

_ چی چی؟!

_ بابا همون جشن اسفندگان دیگه! همون جشن ایران باستان! روز عشق!

یه ابرومو انداختم بالا و گفتم: نه از ولنتاین خوشم می آد نه از این!

اخم کرد و گفت: به ولنتاین شرف داره… حداقل میدونی که آداب و رسوم ایرانیای باستان بوده!

_ حرف من ایران باستان و غرب نیست! از هر چیزی که توش افراط میشه بدم میاد! یادمه وقتی دبیرستانی بودم

روز ولنتاین چند تا از بچه ها برا هم کادو می خریدن!! خب این خیلی زشته… روز عشق مال زن و شوهرای جوونه! نه…

بلند خندید و گفت: جدا؟! وااااااااااااای، چه زشت! ولی افراط خیلی کار بدیه! موافقم… مثه چهارشنبه سوری… اونی که توی باستان

بوده کجا و اینی که امروز هست کجا…!!

سرمو به نشونه ی تاسف تکون دادم. دولا شد و از زیر تخت یه جعبه درآورد که روش با روبانای رنگی خوشگل تزیین شده بود.

داد دستم و با لبخند گفت: اگه متهم به افراط نمیشم روز عشق مبارک بانو… !

سبا کوهساری/ انتهای متن/