«زمانه» ای که دیدیم…

«زمانه» سریالی است به نویسندگی آقایان کاظمی، جلالی و تشکری و کارگردانی حسن فتحی. این سریال بیش از یک ماه و نیم است که از شبکه سه سیما میهمان خانه های مردم است. سریالی که داستانش درباره ازدواج پنهان دو جوان –با وجود مخالفت خانواده ها و تفاوت های فرهنگی و طبقاتی- آنهاست و البته عاقبت این نوع ازدواج ها…

4

سرویس فرهنگی به دخت/

زمانه سریال خوش ساختی است مثل اکثر کارهای حسن فتحی. سریالی که شاید بتوان ادعا کرد برآمده از دغدغه های پدرانه اوست. خودش در مصاحبه با روزنامه خراسان درباره انگیزه ساخت این سریال می گوید: «من هم يکي از شهروندان اين جامعه هستم و خيلي از نگراني هايي که همه مردم اين جامعه دارند را در خصوص موقعيت نسل جوان جامعه درک مي کنم. ما هم فرزنداني داريم مثل همه افرادي که فرزنداني دارند و نگران آينده، زندگي و سرنوشت آن ها هستند ولي برخي يک پيام اخلاقي را در قالب شعاري، زمخت و مخاطب ستيز ارائه مي دهند که معتقدم اين نوع طرح پيام، به نوعي ضد هدف نهفته در پيام عمل مي کند. بايد ياد بگيريم که پيام هاي اخلاقي را در قالب هاي داستاني بسيار شيوا و جذاب و مخاطب پسند که تماشاگران در هر سطح سني بتوانند با آن داستان، ارتباط خوبي برقرار کنند، بيان کنيم. در تمام سال هايي که سريال هاي مختلفي ساختم، همين رويکرد را داشتم…»

و مسلما این دغدغه ای مقدس است. در واقع این دغدغه، انگیزه ای برای ساخت سریال «زمانه» شده تا براساس آن به نوجوانان و خانواده هایشان هشدار داده شود؛ هشداری که آنها را به موضوعاتی اینچنین حساس کند و به ویژه توجه نوجوانان را به تعقل بیشتر به عاقبت اینگونه ارتباط ها و ازدواج های پنهان جلب کند. اما واقعیت این است که به خاطر عدم دقت و ضعف فیلم نامه نویسی خدشه های اساسی به این سریال وارد شده که تاثیر آن را بسیار محدود می کند…

باز هم تحمیق بیننده ؟!

سال های طولانی منتقدان برنامه های داستانی صداوسیما فریادشان از پدیده «تحمیق بیننده» به هوا بود و متاسفانه گاهی همچنان هست. در این پدیده –با عرض معذرت از مخاطبان عزیز- بیننده احمق فرض شده و براساس آن فیلمنامه با پیش فرض هایی کاملا غیرعقلانی نوشته می شود. متاسفانه نویسندگان سریال «زمانه» هم با فرض براینکه همه مخاطبان این سریال به کم تجربگی و ساده نگری نوجوانان هستند، فیلمنامه شان را نوشته اند.

قاعدتا اگر ارغوان دانشجوی سال اول یا دوم حقوق بود، می شد که بیننده باور کند عاشق بشود و چنین کاری بکند. اما آیا امکان دارد یک دختر وکیل که حداقل 26 سال دارد –با احتساب چهار سال دانشگاه و بعد گرفتن پروانه وکالت- و اینکه او به طور قطع با پرونده های بسیاری در زمینه دعاوی خانوادگی در طول مدت تحصیل و کارش برخورد داشته، پیشنهاد صیغه یک پسر را، آن هم با مهریه چند شاخه گل و یک شاخه نبات قبول کند؟!! آیا اصلا جوانان در این سن و با وجود عمیق و گسترده شدن منیّتهای شان و البته به شدت فعال شدن عقل ابزاری شان چقدر امکان دارد که عاشق بشوند؟ در این سریال ارغوان و بهزاد دو جوان تهرانی تحصیل کرده اند. با توجه به منفعت گرایی و حسابگری جوانان تحصیل کرده تهرانی چقدر امکان دارد که رفتاری کاملا نوجوان گونه از آنها سر بزند؟

و یا چطور بیننده باید باور کند با توجه به اینکه در عقد موقت چیزی در دفاتر ازدواج ثبت نمی شود، نیکخواه براساس آن می تواند پروانه وکالت ارغوان را لغو کند؟ قاعدتا بیشتر افراد بالغ ایران می دانند برای اثبات جرم داشتن ادله محکم و ابزار جرم لازم است. بنابراین در عقد موقتی که هیچ چیز ثبت نمی شود، چطور امکان دارد که سند یک گواهینامه تقلبی فوت بتواند مبنای اثبات جرم ارغوان شود؟

 

همچنان در مسیر مرفه زدگی

گویا دیگر این عادت بسیاری از سازندگان سریال ها و فیلم های سینمایی شده که به راحتی در کارهای شان زندگی طبقه مرفه را تبلیغ و تقدیس کنند و در مقابل به تحقیر طبقه متوسط رو به پایین یا فقیر جامعه بپردازند. و متاسفانه سریال «زمانه» هم در همین دسته از کارها قرار دارد. در تمام سریال اهالی محله خانواده ارغوان –که در قسمتی از سریال ارغوان در حال خروج از ایستگاه مترو شوش نشان داده شد- مردمانی بدبخت، بی فرهنگ، بی انصاف و اهل خلاف هستند –رفتار صاحبخانه بعد از فوت مادر را به خاطر بیاورید-. جالب است که حتی شخصیت هایی که عمه فاطمه در مدرسه جنوب شهر به آنها کمک می کند، افرادی بدبخت، بی مبالات و معتاد هستند. و حتما از نگاه نویسندگان فیلم نامه و کارگردان عزت فقرا و بصیر و تاج سر بودن مستضعفین شعارهایی است که عمرشان گذشته!!…

اما در مقابل خانواده های طبقه مرفه خانواده هایی معقول، پای بند به قیود، حتی معتقد –صحنه نماز خواندن عمو حسام را به خاطر بیاورید-، مهربان و به دنبال جبران اشتباهات خود نشان داده می شوند. اوج انسان دوستی و مهربانی این طبقه را هم نویسندگان این سریال در شخصیت پردازی دکتر داوودی نشان می دهند که از آمریکا برگشته و منجی تمام بدبختی های ارغوان و خانواده بحران زده اوست. دکتر یک عاشق به تمام معناست و مفهوم اصلی زندگی را به ارغوان و برادرش سینا می آموزد و…

جالب است که در سریال آدم های طبقه مرفه، -حتی آنجایی که خلاف می کنند، دروغ می گویند و سوءاستفاده چی هستند- افرادی باهوش و مبتکر، و در مقابل تمام آدم  های طبقه مستضعف آدم هایی احمق و جاهل هستند. مثلا پدر ارغوان به عنوان یک جاعل حرفه ای هیچ تدبیری برای حفظ امنیت خلافکاری هایش ندارد، ولی شخصیت هایی مثل نیکخواه و منوچهر برای رسیدن به منافع شان دائما در حال نقشه کشیدن و به کار بردن تدبیر هستند.

و در آخر…

در نهایت به نظر می رسد که اگر سریال زمانه، سریالی که هدف اصلی ساخت آن رساندن این پیام به نوجوانان است که عشق واقعی و عاقلانه بعد از ازدواج به وجود می آید و عشق های قبل از ازدواج حبابی و غیرعاقلانه است، فیلم نامه ای قوی تر و معقول تر داشت و نگاه تحقیرآمیزش را به طبقه ضعیف جامعه تصحیح می کرد، سریال موفق تری می شد و برای مخاطبانش یعنی جوانان باورپذیرتر می گشت.

انوشه میرمرعشی/ انتهای متن/