خوابگاه دختران،آسایش یا فرسایش؟!

افزایش حضور دختران در دانشگاه و سیر صعودی درصد راه یافتگان دختر به انواع رشته ها در سال های اخیر، تمرکز اکثریت دانشگاه های قدیم و جدیدالتاسیس در شهر تهران، شکل گیری فرهنگِ مدرک گرایی شدید و … همگی در این سال ها دست به دست هم داد تا این شهر، هر روزه پذیرای ورود جوانانی باشد که به دنبال کار یا تحصیل مجبور به مهاجرت می شوند. قطعاً برای جلوگیری از بروز بسیاری از آسیب ها باید چاره ای اندیشید!

1

سرویس اجتماعی به دخت

در میان انبوهی از کتابهای روی هم چیده شده، به دنبال جزوه ای می گردد، اما آن را نمی یابد، کلافه است از این همه شلوغی، کتاب، لباس و از همه بدتر بی خیالی هم اتاقی هایش…

در حسرت حیاط سر سبز و دلباز خانه شان آهی می کشد و دلش برای دیدن لبخند پرمهر مادر، شیطنت های برادر دو ساله اش و نگاه گرم پدر تا کیلومترها آن سوتر پرواز می کند.

پایان دبیرستان، آغاز آرزوی راه یافتن او به دانشگاه است. او که داشتن فردایی بهتر و مطلوب تر را تنها در ورود به دانشگاه می داند تمام تلاش خود را برای رسیدن به آن انجام می دهد. زهرا داشتن شغل بهتر و عزت و موقعیت اجتماعی را در دانشگاه می بیند! گرچه این مسیر بی شک فراز و نشیب هایی مثل گذر از سد کنکور و قبولی در رشته مورد علاقه، تأمین هزینه های دانشگاه و … را برای او به همراه دارد. البته اگر به دانشگاهی دور از شهر و استان خود راه یابد، به مراتب مشکلاتش بیش از سایرین است.

عصر پنج شنبه است. اتاق خوابگاه دیگر غم تنهایی و دلتنگی او را پاسخ نمی دهد، نیازمند شنیدن صدای اعضای خانواده اش است به سوی تلفن خوابگاه می رود، اما صف طولانی تلفن بر حسرتش می افزاید. تا چه ساعتی باید در صف تنها تلفن خوابگاه بایستد؟ گرچه فکر هم نمی کند کسی در خانه منتظر تماس او باشد؛ شبهای جمعه وقت میهمانی های فامیلی است …

به ناچار به اتاقش باز می گردد اتاقی که غم غربت، تنهایی و تفاوت سلایق و فرهنگ ها در کنار کشش بی وقفه جاذبه های پنهان و آشکار زندگی جدیدش روح او را به سختی به هم می پیچد اما هیچ گوش شنوایی صدای او را نمی شنود و این آغاز راهی ست که او در آرزوهایش آن را بارها و بارها طی کرده بود.

در هر حال علی رغم ابلاغ آیین نامه‌ای انتقالی دانشجویان دختر به محل سکونت و یا نزدیک ترین شهر محل سکونتشان هنوز هم دانشجویان دختر زیادی هستند که با رویای انتقالی به دانشگاه های شهرهای مختلف می روند و به علت عدم دریافت انتقالی مجبور می شوند چند سالی را در خوابگاه های دولتی و آزاد و یا خانه های مجردی اقامت کنند.

زهرا دانشجوی ترم اولی دانشگاهی دولتی ست که پدر به دلیل دولتی بودن دانشگاه و خوابگاه به او اجازه داده است شهر و دیار خود را رها کند و برای ادامه تحصیل به تهران بیاید.

اعتراض برای مشکلات

در هر حال در کنار تمام مسائل و مشکلاتی که دختران دانشجوی مهاجر با آن دست و پنجه نرم می کنند، مشکلات چگونگی اسکان آنها دور از خانواده بزرگترین مسئله است که البته در ارتباط با دانشجویان دختر در ابعاد بیشتری رخ می نماید.

خصوصیات فرهنگی جامعه، محدودیت امکانات خوابگاه های دانشجویان دختر در مقابل افزایش قابل توجه آنها، وابستگی روحی و عاطفی بیشتردختران خانواده و … از جمله دلایل این امر است و این مشکلات را در ابعاد آشکارتر هر از چند گاهی در اخبار روزنامه ها و مجلات مشاهده می کنیم؛ دختران دانشجوی جوانی که در گرداب اعتیاد فرو رفته اند یا مورد تجاوز قرار گرفته اند و یا…

از طرف دیگر نیز در چندسال اخیر گاهی شاهد اعتراضات دانشجویان در مقابل ساختمان مرکزی دانشگاه ها با انگیزه اعتراض به مشکلات و کمبودهای موجود درخوابگاه ها نیز بوده ایم. دانشجویان معترض کمبود امکانات رفاهی، ازدحام بیش از حد دانشجویان درخوابگاهها، وضعیت نامطلوب سرویسهای بهداشتی و آشپزخانه ها، نبود امکانات امنیتی و حفاظتی، نبود فضاهای مطالعه و … را از جمله مشکلات خوابگاهی عنوان می کنند.

همان طور که گفته شد این مسایل چند سالی است که به عنوان مشکلات عدیده، گریبانگیر خوابگاه های دانشجویی بوده و شاید یکی از عوامل آن عدم انطباق تعداد دانشجویان جدید با تعداد فارغ التحصیلان و در نتیجه افزایش جمعیت دردرون خوابگاهها باشد. در کنار این مشکلات آشکار، بی تردید مسایل پنهانی نیز روح لطیف و ذهن پرسشگر دانشجویان را می آزارد. مسایلی که ریشه در دوری از خانواده و تنهایی دانشجویان به ویژه دانشجویان دختر دارد.

بررسی مسایل موجود در خوابگاه های دانشجویی دختران یکی از موضوعاتی ست که باید مورد توجه قرار گیرد در همین راستا تلاش کردیم به این موضوع که  هر یک از ابعاد آن می تواند خود عنوان گزارش مستقلی باشد بپردازیم.

تفاوت فرهنگ ها وسلیقه ها

ناهید دانشجوی رشته ادبیات و 22 ساله است. از مشهد مقدس امده ام و سه سال است که از خوابگاه دانشگاه استفاده می کنم. مسائلی که در خوابگاه ها مطرح است از ابعاد گوناگون قابل طرح است مثلاً یک بعد آن فرهنگی است. تفاوت های فرهنگی در خوابگاه زیاد و مشهود است. هر کسی از شهری آمده و طرز تفکر خاصی دارد، چیزهای خاصی برایش ملاک و معیار است. اینکه افراد در چنین مجموعه ای با یکدیگر نزدیک شوند و امورشان تطابق یابد مشکل است. این تفاوتها در فرهنگ و سلیقه اغلب موجب اختلاف می شود.

از او سؤال کردم برای خود او نیز تاکنون از این دست مشکلات رخ داده است؟ او گفت برای من نه. چون با هم اتاقی هایم تقریبا از نظر اخلاقی و فرهنگی نزدیک هستیم. البته اختلاف سلیقه هست و بحث هایی پیش می آید، ولی به سرعت رفع می شود. اما اگر بخواهم به مشکلات دیگر اشاره کنم باید بگویم خوابگاه یعنی کمبود.اصلاً این گونه جا افتاده است. چون خوابگاهها امکانات لازم برای یک دانشجو را ندارند، یک میز اینجا نیست. موقع درس خواندن کمر آدم می شکند، طبیعی است که خوابگاه نسبت به خانه کمبودهای زیادی دارد ولی بالاخره تا یک حدی نیازها را رفع می کند. الان یک اتاق سه در چهار  را برای 4 نفر در نظر گرفته اند. خب، جا تنگ است ولی جای شکرش باقی است چون وقتی ترم اول بودم در همین اتاق 6نفر بودیم.

در مورد وضعیت غذا و بهداشت و … باید بگویم: خوب نیست بعد از سال اول دیگر نتوانستم از غذای دانشگاه استفاده کنم فکر می کنم حدود 40% بچه ها از این غذا استفاده نکنند.

ببینید در چنین فضایی که پر از آدمهای جورواجور با فرهنگ ها و مسایل مختلف است، ممکن است اتفاقات مختلفی بیفتد و این مختص خوابگاه های دانشجویی نیست. در دبیرستانها هم مسایل مختلفی هست. به نظر من بخش مهم این قضایا به خانواده ها و تربیت خانوادگی افراد باز می گردد و مشکلات از آنجا به درون خوابگاه ها می آید. مثلاً اگر کسی انحراف اخلاقی دارد، فقط در خوابگاه نیست، در خانه هم همین مشکل را دارد.

مینا دانشجوی ترم آخری دیگری ست که به دلیل مشکلاتی که در خوابگاه با ان مواجه بوده تنها سه ترم توانسته با آن شرایط کنار بیاد و باقی ترم ها را در خانه دانشجویی که با سه دانشجوی دیگر اجاره کرده گذرانده است.

 

مسئله کنترل شدید نیست، برخوردهای تند است

او هم مثل ناهید از مشکلات خوابگاه و به قول خودش دردسرهای آن گفت و حلال بسیاری از مشکلات را ارتقای فرهنگی دانشجوها عنوان کرد. به عقیده مینا ورزش و تفریحات سالم به روند فرهنگ سازی دانشجوها کمک می کند مثلاً وجود یک استخر که هزینه اش متناسب با وضعیت مالی شان باشد خیلی کارهامی تواند بکند. همین طور برخوردهای خوب، مؤدبانه و جاذب مسؤولین. مسؤول شب خوابگاه بسیار تند برخورد می کند، شاید به خاطر اینکه از او حساب ببرند، ولی گاهی نتیجه این است که همه به این گونه برخوردها بی اعتنا می شوند و کسی هم که بخواهد به کار خلافی دست بزند، بالاخره کارش را انجام می دهد.

مینا معتقد است کنترل شدید است و این عیبی ندارد اما مسئله مهم برخوردهای تند است که مشکل آفرین می تواند باشد. اینکه بعضی ها بیان می کنند دانشجوی شهرستانی که به تهران می آید دچار آسیب می شود به نظر من بستگی دارد از چه زاویه ای به موضوع نگاه شود. من از سال اول دبیرستان تا سال آخر، نگاه و موضع گیری هام نسبت به خیلی چیزها 180 درجه تغییر کرد.

حالا می بینم دانشجویی از یک شهر کوچک به شهر بزرگتر مثل تهران می آید با امکانات و رفاه بیشتر. آدمی به دنبال رفاه و تسهیلات است. تفریحات، مکانهای دیدنی و خیلی چیزها که قابل مقایسه با تهران نیست. این چیزها باعث می شود که به این محیط دل ببندد. البته دخترها به خاطر شرایط فرهنگی جامعه ما بیشتر بازمی گردند، مگر اینکه ازدواج کنند یا شغل خوبی به دست آورند. اگر از این زاویه به مسأله نگاه کنیم، تأثیرات منفی نیست، اما بعضی اوقات بچه ها کمبودهای خود در خانواده مثل کمبودهای عاطفی شان را در اینجا جبران می کنند که این موضوع کار را منفی می کند.

مهنام هم دانشجوی سال سوم زبان و ادبیات آلمانی ست او می گوید من در دوران دانشگاه یک سال در خوابگاه دانشگاه تهران بوده ام و بعد به خوابگاه دانشگاه شهید بهشتی آمده ام. از نظر امکانات این دوخوابگاه با هم قابل مقایسه نیستند و وضعیت دانشگاه تهران بسیار بهتر است. وقتی به اینجا آمدم و این وضعیت را دیدم به نظرم رسید که دانشجوها به اینجا می آیند که فقط بخوابند و هیچ کار دیگری نمی توان در این محیط انجام داد. یعنی اینجا برای خوابیدن ساخته شده، نه برای درس خواندن. یک اتاق کوچک، 4 تخته، 4 کمد کوچک برای دانشجو با این همه وسایل و کتاب. اما نکته جالب اینکه از نظر فضای فرهنگی و سلامت محیط، خوابگاه دانشگاه شهید بهشتی را بیشتر می پسندم. به طوری که به خاطر دوستان خوبی که داشته ام از نظر اعتقادی پیشرفت کرده ام.

مهنام هم از برخورد تند مسئولین خوابگاه ها گلگی می کند و معتقد است که باید دست از برخوردهای نمایشی و تند بردارند. حتی من که مشکلی ندارم حاضر نیستم به آنها نزدیک شوم، چون خود را تافته جدا بافته می دانند. میان آنها و بچه ها یک دیوار بی اعتمادی کشیده شده است. باید با بچه ها مهربان، صمیمی و نزدیک شوند اما به هر حال ناهنجاریهای عمیق شاید راهکارهای جدی تری را بطلبد.

 

برنامه های فرهنگی نه تبلیغی

زهرا دانشجوی سال سوم زیست شناسی ست او که اهل خرم آباد است می گوید: مطالبی که بچه ها اشاره کردند مورد تأیید من هم هست. به هر حال دانشگاه باید امکانات بیشتری را در اختیاردانشجویان قرار دهد، باید برنامه های فرهنگی برای دانشجویان بگذارند، نه برنامه های تبلیغی. خیلی فعالیت ها را می توان برای دانشجویان بدون نام گروهی یا ارگان خاصی انجام داد، چون خیلی ها وقتی با نام خاصی روبه رو می شوند آن را دارای اهداف سیاسی می بینند.

البته ناگفته نماند تغییرات زیاد است. مثال بارز آن نحوه پوشش است که بسیاری از دختران چادری، مانتویی می شوند. ولی اغلب حجابشان را حفظ می کنند. از نظر خیلی ها این تغییر منفی است، شاید این نظر درست باشد، اما من با اطمینان می گویم که اغلب اینها در اعتقادات دینی شان دچار مشکل نشده اند اما نباید از این مسئله هم غافل شد.

در این بین یکی از مسئولان خوابگاه دختران نیز که دلایل محکمی بر فطرت پاک دانشجویان و نیازهای اعتقادی و فرهنگی آنها عنوان می کرد از مشکلات صنفی و رفاهی و گاهاً اخلاقی دانشجویان گفت.

او که خود نیز دوران دانشجویی اش را در خوابگاه گذرانده است و چند سالی ست که تجربه مسئولیت چند خوابگاه دختران را بر دوش می کشد معتقد است  که ورودی های جدیدی هر سال نیازها و خواسته هایشان متفاوت است و دیگر کمتر شاهد دلتنگی ها و ناملایمات اخلاقی آنها با هم اتاقی هایشان هستیم.

وی ادامه می دهد: گرچه طی سال های اخیر درصد پذیرش دانشجویان دختر و پسر در دانشگاهها معکوس شده، چنانچه آمارها نشان می دهد ورودی دختران به دانشگاه هادر سال گذشته 60 درصد بوده است، اما در مقابل، حتی یک اتاق هم به خوابگاه های آنها اضافه نشده است و از آنجا که لازمه بازدهی علمی مطلوب، آرامش روانی است و بحث امنیت و اسکان دختران دانشجو مهم ترین عامل برای این آرامش می باشد، اختصاص بودجه برای گسترش خوابگاه ها با در نظر گرفتن همه شرایط نکته ای است که باید به آن توجه کرد.

 

 

امنیت در خوابگاه ها؛ در صدر درخواست خانواده ها

این مسئول خوابگاه دختران همچنین بیان می کند: البته با وجود این مشکلات به تجربه ثابت شده که استقبال خانواده ها از خوابگاه های دولتی به مراتب بیشتر از خوابگاه های خصوصی و خانه های مجردی برای فرزندانشان است، چراکه خانواده می خواهد به امنیت فرزندش دلگرم باشد. در واقع کمبود تأسیساتی، نبود اینترنت پرسرعت، کیفیت تقریباً نامطلو ب غذاها، کمبود جا یا کوچک بودن فضای اتاق ها و مشکلات دیگر باعث نمی شود که دانشجویان ما محیط خارج از خوابگاه را یا خانه های مجردی و دانشجویی را ترجیح بدهند و این به دلیل امنیت و آرامشی ست که هم دانشجویان و هم خانواده ها آن را بسیار حائز اهمیت می دانند.

در هر حال با توجه به آنچه گفته شد مشکلات و مسائل دختران دانشجو در خوابگاه ها قدر مسلم مسئله امروز و دیروز نیست و اگر با دانشجویان هر دوره زمانی صحبت شود از مشکلات و کمبودها گلگی خواهند کرد. اما به راستی راه حل چیست؟ به نظر می رسد از آنجا که دانشجویان خوابگاهی در فضای دوری از خانواده نیازمند فضای آرام و ساکتی می باشند که بتوانند با استفاده از فضای ایجاد شده از خستگی خود بکاهند و همچنین از این فضا برای مطالعه و مشغول کردن خود به درس خواندن استفاده کنندT نبود این فضا و اسکان تعداد زیادی دانشجو در اتاق های کوچک یکی از بزرگ ترین معضلات این دانشجویان محسوب می گردد، بنابراین بهتر است مسئولین در پذیرش دانشجویان شهرستانی تامل بیشتری نمایند و یا فضای خوابگاه ها را افزایش دهند.

 

 

 

بهداشت؛ حلقه مفقوده برنامه ریزی ها

بهداشت خوابگاه ها که از نظر دانشجویان حلقه مفقوده برنامه ریزی هاست و همچنین کمبود امکانات خوابگاه نیز از دیگر مشکلات مهم دانشجویان محسوب می شود که بهتر است است مسئولین در قبال شهریه های که بابت خوابگاه از دانشجویان دریافت می کنند تمهیداتی نیز جهت کاهش این معضلات بیندیشند.

البته ناگفته نماند از کنار زحمات بی دریغی که طی این سال ها برای دانشجویان خوابگاهی کشیده شده نباید بی درنگ عبور کرد اما افزایش حضور دختران در دانشگاه و سیر صعودی درصد راه یافتگان دختر به انواع رشته ها در سال های اخیر، تمرکز اکثریت دانشگاه های قدیم و جدیدالتاسیس در شهر تهران، فرصت های شغلی انباشته در تهران که قابل مقیاس یا استان های دیگر نیست، تغییر در سبک زندگی دختران و بینش خانواده ها که منجر به در اولویت قرار گرفتن پیشرفت تحصیلی و شغلی در زندگی آنها شده است و شکل گیری فرهنگِ مدرک گرایی شدید و … همگی در این سال های نه چندان طولانی دست به دست هم داد تا این شهر، هر روزه پذیرای ورود جوانانی باشد که به دنبال کار یا تحصیل مجبور به مهاجرت می شوند و قطعاً برای جلوگیری از بروز بسیاری از آسیب ها باید چاره ای اندیشید!

سمیعی /انتهای متن/