دختران را برای چه کاری تربیت کنیم؟

دختران امروز همسران و مادران فردایند. مهارت همسر بودن و مادر بودن را در میان دختران باید پرورش داد و این وظیفه مهمی است بر عهده مادران و بعد پدران و هم آموزش و پرورش. آیا این وظیفه خوب ادا می شود؟

2

سرویس اجتماعی به دخت/

کنار دخترم خوابیده بودم ، عروسکش هم در آغوشش فشرده بود یاد خودم افتادم، دوران کودکیم ،چهره عروسک ها در نظرم آمد، باورم نشد که امروز به جای آن عروسک ها کودک واقعی خود را در بغلم می خوابانم ، نگران شدم ، از این که به سرعت زمان می گذرد و فرزندی جای عروسک دخترم را برایش پر می کند ، من چطور باید مادر بودن را به او بیاموزم ؟ خودم چگونه آن را فراگرفته ام؟ اصلا این روش مادر بودن صحیح است ؟مادر خوبی هستم؟

پرورش دختران برای ایجاد آرامش

ازآﻧﺠﺎﮐﻪ دﺧﺘﺮان،ھﻤﺴﺮان وﻣﺎدران آﯾﻨﺪه خواھﻨﺪ بود،ﺧﺪاوﻧﺪ درﻓﻄﺮت آنها ﺷﺮاﯾﻂ و روﺣﯿﺎت ﻻزم ﻣﺎدری وھﻤﺴﺮی را ﻗﺮارداده اﺳﺖ. آنچه که در وجود زن نهفته است، قابلیت هدایت‌گری، انسان‌سازی و آرامش‌بخشی است، اوج این هدایت‌گری و ایجاد آرامش هم در ارتباط با همسر و فرزند بروز می‌کند. لذا زنان برای هدایت‌گری و آرامش‌بخشی آفریده شده‌اند.

درﭘﺮورش وﺗﺮﺑﯿﺖ دﺧﺘﺮان ﺑﺎﯾﺪ اﯾﻦ اﺻﻞ مورد توﺟﻪ ﻗﺮارﮔﯿﺮد ﮐﻪ آنها را ﺑﺮای ﭼﻪ نوع زﻧﺪﮔﯽ و داﺷﺘﻦ ﭼﻪ ﺗﺤﻠﯿﻞ و دﯾﺪﮔﺎھﯽ از ﺣﯿﺎت آﻣﺎده ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ؟

اﺻﺮارﺑﻪ ﺣﻔﻆ ﺣﺮﻣﺖ دﺧﺘﺮان ﺑﻪﺧﺎطﺮﻧﻘﺶآﯾﻨﺪه آنهاست. دﺧﺘﺮی ﮐﻪ درآﯾﻨﺪه ای دور ﯾﺎ ﻧﺰدﯾﮏ درﻣﻘﺎم ﻣﺎدری،ھﻤﺴﺮی وﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﻗﺮارﻣﯽﮔﯿﺮد، ﺑﺎﯾﺪ داﻧﺴﺘنی  های ﺿﺮوری اﯾﻦ ﻣﻘﺎم را ﺑﺪاﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ روح و رواﻧﺶ ﺑﻪگوﻧﻪای ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ بهترﯾﻦ ﻣﺎدر و بهترﯾﻦ ھﻤﺴﺮﺑﺎﺷﺪ.

در خانواده تأمین امنیت روانی به عهده مادر و تأمین امنیت اجتماعی به عهده پدر خانواده است، از آنجایی که زن به عنوان عامل تسکین‌دهنده روحی و روانی خانواده مطرح است، شغل نخست وی را می‌توان همسری و سپس مادری دانست.

آنچه دختر از مادر می آموزد

رابطه مادر و دختر و الگویی که از «زن بودن» و «مادر بودن» ارائه می کند، بر نحوه زندگی، عشق ورزی و کار او تأثیر بسزایی دارد. آنچه دختر از مادر می آموزد، بر نحوه نگرش او نسبت به دنیا بسیار تأثیرگذار است. حالت های روحی، رفتار و دیدگاه های مادر نه فقط می تواند نحوه نگرش دختر را به دنیای بیرون تغییر دهد، بلکه بر نحوه نگرش او نسبت به خودش نیز مؤثر است. از همین رو ارتباط اولیه دختر با مادرش، پایه و اساس تمام ارتباط های او در آینده خواهد بود.
ممکن است، دختری از گرمای تأیید و موافقت مداوم مادر بهره مند و در نتیجه احساسات لذت بخش این روابط، در او تثبیت شود و به نوبه خود بخشی مثبت از «خودانگاره» او را تشکیل دهد. اما دختری دیگر، مرتب پیام های ناامید کننده از مادرش دریافت کند که این امر به طور یقین بر نحوه نگرش او به خود تأثیر می گذارد.(بار بارا زاکس و استفان پولنز)
این رابطه به دختر کمک می کند تا خود را بهتر بشناسد. حتی دخترانی که فوق العاده مستقل به نظر می رسند، طوری به مادر خود نگاه می کنند که گویی آینده محتمل خود را می نگرند. در عین حال همه دختران مایلند که نسبت به مادرانشان متفاوت باشند. وقتی آنها گفتار مادرشان را رد یا از رفتار آنها انتقاد می کنند، نسبت به محدوده رفتاری و گفتاری خود اعتماد کسب می کنند.

یادگیری کارهای زنانه

مادران در زمینه آموزش دختران نقش سازنده ای بر عهده داشته و از طریق آموزش عملی، کارهای زنانه را به تناسب الگوهای فرهنگی موجود جامعه به دختران یاد می دهند. زن در خانواده های ایرانی همانند سایر زنان، زوجه، مادر و خانه دار است. در عین حال در بسیاری از موارد نقش کمک کننده اقتصادی و یار و یاور شوهران خود در مسائل معیشتی و اقتصادی را عهده دار است.

فرزندان و به ویژه دختران با توجه به شکل رفتارهای مادران شان نقش همسری و مادری را درک خواهند کرد و فرزندان حالات خود را در جامعه بر حسب حالات والدین شان درک می کنند.

در خصوص رابطه مادر و دختر صاحبنظران و روان شناسان توصيه هاي گوناگوني دارند.
دکتر غلامعلي افروز، رئیس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره خانواده در همين باره معتقد است: نقش مادر در تربيت فرزندان اهميت و حساسيت خاصي دارد و در سرنوشت فرزندان بسيار تعيين کننده است، به گونه اي که مادر در صفحه وجود دختر خردسال خود، خاطره ها و تجربيات خوشايند يا ناخوشايند زندگي گذشته خويش را مرور مي کند و با همه وجود مي کوشد تجارب ناگوار و ناکامي هاي احتمالي را از سر راه او بردارد البته همانندسازي دختر با مادر بسيار چشمگيرتر و عميق تر از پسر با پدر است. زيرا دختر در دوران رشد به ويژه در سنين قبل از دبستان، در کانون خانواده فرصت تقليد و يادگيري از رفتارهاي کلامي و غيرکلامي الگوهاي همجنس بزرگسال را بيشتر از پسر دارد.
وی تصریح می کند: مادري که به برقراري روابط خوب اعتقاد دارد، با زبان تشويق و تأييد و منطق و تکريم با دخترش رفتار مي کند و در اين راه ثابت قدم است. دختر اين مادر در سنين نوجواني و آغاز جواني و نياز فراوان به دوستان همدل و همراه، مادر را به عنوان دوست و همدم و همراز خود انتخاب مي کند.

خانه کلاس درس است برای دختران
دکتر افروز با بیان این که اعتماد به نفس و صلابت مادر مهم ترين و غني ترين الگوي رفتاري براي دختر است می گوید: در واقع در نتيجه وجود نظام تربيتي کارآمد مادر، وي به طور غيرمستقيم مسأله مهم همسرپروري و مادرپروري را مدنظر قرار مي دهد. وقتي مادر، به عنوان مرجع قابل اطمينان، دوستي قابل اعتماد، محرمي همراز و شخصيتي استوار براي دخترش مطرح مي شود، دختر آيين همسرداري، مرام مادري و فرزندپروري را به خوبي آموخته و حريم خانه، کلاس درس زندگي مي شود.
به اعتقاد این روانشناس يک دختر همواره مي خواهد مادري با نشاط و با محبت، آرام، مطمئن، محکم و استوار، با اعتماد به نفس و فعال و پويا داشته باشد. وي هرگز دوست ندارد الگوي محبوبش تهي از اعتماد به نفس، مردد، دلواپس، پراضطراب، منفعل و حقير باشد. به همين دليل دختري که مي خواهد آينده روشن و اميدبخش داشته باشد و از زندگي فعال و پويا برخوردار شود، دوست دارد مادرش همواره در رابطه متقابل و مؤثر با پدر بوده و هرگز شاهد رابطه غالب و مغلوب و فعال و منفعل ميان آنها نباشد.

 

پدرهای فهیم قدردان مادرند
وی با تأکید بر این که از پدران فهيم انتظار مي رود که در آشکارا و خلوت با تأييد و تکريم شخصيت مادر نزد فرزندان و اظهار تشکر و قدرداني از زحمات ارزشمند مادر، فرهنگ قدرداني و تشکر را به فرزند خود منتقل کنند، اظهار می کند: بهتر است مادر نيز همواره با کلام مثبت و رفتار محبت آميز خود، قدردان زحمات همسر باشد و شخصيت وجودي همسر و فرزندان را مورد تکريم و تأييد قرار دهد. مادري که به جاي تأييد تلاشهاي ارزشمند پدر، در خلوت خود با دختر همواره زبان تکذيب و اعتراض مي گشايد و شخصيت پدر را در ذهن دختر تضعيف و تحقير مي کند، نه تنها فرزند خود را در تعارض رواني و دغدغه فکري قرار مي دهد، بلکه بطور مستقيم و غيرمستقيم زمينه بازخورد منفي و ناخوشايند نسبت به جنس مرد را در نظام فکري دختر فراهم مي کند.

آثار رابطه نامطلوب مادر و دختر

دکتر افروز خاطرنشان می کند: بدبيني و ترديد در تصميم گيري و طولاني شدن فرآيند انتخاب و پذيرش شخص واجد شرايط براي همسري و تأخير در ازدواج به موقع، از آثار رابطه نه چندان مطلوب مادر و دختر و گفته هاي ناخوشايند مادر به دختر در دوران تحول شخصيت اوست.
وی می افزاید: گاه مادر به لحاظ برخي ويژگيهاي شخصيتي و نيازهاي رواني ناشي از تجارب ناگوار، ناکامي ها و محروميت هاي حاصل از زندگي مشترک و احساس نياز فراوان به ترحم و دلسوزي، در رابطه خود با دختر زانوي غم بغل کرده و با حالتي غمگين قصه غصه هاي خود را بازگو مي کند. اين مادر در واقع براي حيات رواني خود احتياج به يک همدرد و حامي دارد و از اينکه دل دختر برايش بسوزد خشنود مي گردد. غافل از اينکه ادامه و استمرار اين رابطه که همواره فضاي دردمند و مملو از غم و ترحم بر آن حاکم است، غبار غم و افسردگي را بر چهره نيازمند نشاط دختري مي نشاند و افسردگي مادر را مضاعف مي کند. بهتر اين است که مادر با اعتقاد به نياز دختر به شادابي و نشاط، نگرش مثبت و انگيزه قوي براي توليد و تحول، با دختر رابطه برقرار کرده با او به گفتگو بنشيند. مادر انديشمند به خوبي آگاه است که شايسته ترين مشاور دختر در امر انتخاب همسر است.
بهتر است مادر به دور از هر گونه تنگ نظري و حسادت و به عنوان مشاور دلسوز و آينده نگر مسئوليت هاي همسري و رسالت مادري و فرزندپروري را مدنظر قرار دهد و با استعانت از پروردگار، دختر خود را راهنمايي، حمايت و پشتيباني کند.

روحیات دختر را مادر می سازد
بسیاری ازﺻﻔﺎت و روﺣﯿﺎت ﻓﺮدی و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ دﺧﺘﺮان درﺑﺮخورد ﺑﺎ ﻣﺴﺎﯾﻞ ﻓﺮھﻨﮕﯽ، اﻗﺘﺼﺎدی وﻣﺬھﺒﯽ، درداﻣﺎن ﻣﺎدران ﺷﮑﻞ ﻣﯽﮔﯿﺮد.ﻧﻈﻢ، اﻧﻀﺒﺎط، ﺻﺮﻓﻪجوﯾﯽ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﯾﺰی اﻗﺘﺼﺎدی، ﭘﺎیﺑﻨﺪی ﺑﻪﻣﺬھﺐ، ﭼگوﻧﮕﯽ ﺑﺮخورد ﺑﺎ اقوام وھﻤﺴﺎﯾﮕﺎن،ﻣﻌﺎﺷﺮت ﺑﺎ ھﻤﺴﺮو … ﻧموﻧﻪھﺎﯾﯽ از رﻓﺘﺎر ﻣﺎدران درﺷیوه ﺗﺮﺑﯿﺖ دﺧﺘﺮان اﺳﺖ.

ارﺗﺒﺎط ﺟﺴﻤﯽ و روﺣﯽ و رواﻧﯽ دﺧﺘﺮﺑا ﻣﺎدرﺑﯿﺸﺘﺮوﻋﻤﯿﻖﺗﺮاﺳﺖ. ﻣﺎدرﻣﺤﺮم اﺳﺮار دﺧﺘﺮاﺳﺖ، چون بلوغ او زودﺗﺮازﭘﺴﺮان اﺳﺖ، ﺑﻪﻧﺎﭼﺎرﻧﯿﺎزﺿﺮوری ﺑﻪھﻤﺪﻟﯽ و ﺻﻤﯿﻤﯿﺖ ﺑﺎ ﻣﺎدر دارد و ازﻧﻈﺮﻣﺤﯿﻄﯽ ھﻢ ارﺗﺒﺎط دﺧﺘﺮﺑﺎ ﻣﺎدرﺑﯿﺸﺘﺮازﭘﺪراﺳﺖ. ﺑﻪھﻤﯿﻦجهت درﭘﺮورش رواﻧﯽ دﺧﺘﺮان ﺑﺎﯾﺪ درآنها ﻣصوﻧﯿﺘﯽ را اﯾﺠﺎد ﮐﺮد ﺗﺎ درﺑﺮاﺑﺮﻧﺎﺑﺴﺎﻣﺎﻧیها، ﻣﻈﺎھﺮ ﺿﺪارزش، اﻧﺤﺮاﻓﺎت موجود، ﺷﺨﺼﯿﺖ وهوﯾﺖ خود را ازدﺳﺖ ﻧﺪھﻨﺪ.

مهری زﯾنهاری، روانشناس نیز معتقد است: اﮔﺮﻣﯽخواھﯿﻢ دﺧﺘﺮان، ﺑﺪدھﻦ ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ و ازخودﻧﻤﺎﯾﯽ و ظﺎھﺮﻓﺮﯾﺒﯽ ﺑﭙﺮھﯿﺰﻧﺪ، خودآراﯾﯽ را ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻋﻈﻤﺖ و ارزش خود ﻧﺪاﻧﻨﺪ، ﺑﺎ اطﺮاﻓﯿﺎن رﻓﺘﺎرﻧﺎﺷﺎﯾﺴﺖ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ و دراﺟﺘﻤﺎﻋﺎت ازﻓﺨﺮﻓﺮوﺷﯽ و ﺗﺤﻘﯿﺮدﯾﮕﺮان ﺑﭙﺮھﯿﺰﻧﺪ، ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻘﺶ ﻣﻌنوی ﻣﺎدر را ﺗقوﯾﺖ ﮐﺮد و او را ازاﯾﻦ اﻧﺤﺮاﻓﺎت ﺑﺎزداﺷﺖ.

مادری که دائم در نزاع است

این روانشناس خاطرنشان می کند: ﻣﺎدریﮐﻪ دائم درﮔﯿﺮﻧﺰاع ﺑﺎ شوھﺮاﺳﺖ و ﺑﺎ اوﮐﻨﺎرﻧﻤﯽآﯾﺪ، روح اﻣﯿﺪ ﺑﻪداﺷﺘﻦ ﯾﮏ زﻧﺪﮔﯽ خوب را دردﺧﺘﺮش ﻣﯽﻣﯿﺮاﻧﺪ و او را ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ زﻧﺪﮔﯽ آﯾﻨﺪه اش ﻣﺄیوس ﻣﯽﮐﻨﺪ، زﯾﺮا دﺧﺘﺮان ﺑﺮای رﻓﺘﺎرھﺎی آﯾﻨﺪه اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ خود، ﺑﺮخوردھﺎی ﻣﺎدران را اﻟگو ﻗﺮارﻣﯽدھﻨﺪ و ﺷیوه ھﺎی ﺑﺮخورد ﺑﺎ ھﻤﺴﺮان ﺸﺎن را از ﻣﺎدران ﺸﺎن ﯾﺎد ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ. دﺧﺘﺮی ﮐﻪ ﻗﺪم ﺑﻪ زﻧﺪﮔﯽ ﺟﺪﯾﺪ ﮔﺬارده و شوھﺮداری را آﻏﺎزﮐﺮده اﺳﺖ، ﺑﻪجهت ﻧﺎآﺷﻨﺎﯾﯽ او و شوھﺮجواﻧﺶ ﺑﻪ رموز زﻧﺪﮔﯽ و شیوه ھﻤﺴﺮداری، ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻼت وﻧﺎﺑﺴﺎﻣﺎﻧی های موﻗﺖ مواﺟﻪ ﻣﯽشود ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺎدر و خواھﺮاﻧﺶ درﻣﯿﺎن ﻣﯽﮔﺬارد و ازآنها ﭼﺎره جوﯾﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ.

دکتر امان الله قرایی مقدم ،جامعه شناس نیز با بیان این که مادران در شهرهای بزرگ با شهرهای کوچک متفاوت هستند خاطرنشان می کند: به دلیل فرزند سالاری در شهرهای بزرگ و توجه و محبت بیش از اندازه مادر به فرزند از جمله دختران، آنها مهارت همسرداری  را نمی آموزند ولی در شهرهای کوچک دختران از سنین خردسالی پا به پای مادر با پذیرفتن وظایف مختلف راه و رسم زندگی و پذیرش نقش های مختلف را یاد می گیرد.

این جامعه شناس نیز معتقد است: مخالفت مدام مادر با پدر این رفتار را به دختر می آموزد که با همسر خویش در تضاد باشد چرا که دختران رفتار با همسر خود را از مادر الگو می گیرند و این خود عاملی در جهت افزایش طلاق در کشور است.

ادامه دارد

محمد زاده/ انتهای متن/