پسر من داماد شده؟!

عمه خانوم گوهرالملوک؛ تاج سر فامیل، دوست دارد در زندگی به عقب نگاه کند و خاطره تعریف کند، اما همیشه با دنده عقب گرفتن مشکل دارد یا توی جوب می افتد یا بیش از نیم متر فاصله دارد با جوب آب.
افاضاتی دارد از کلیدهای خوشبختی از هزار تا روان شناس مدرک داشته و دانشگاه رفته غلیظ تر. بی سواد نیست شش کلاس سواد دارد و به اندازه موهای سر خود و شوهر خدابیامرزش کتاب خوانده، نشمردنی…

1

سرویس فرهنگی به دخت/

عمه گوهرتاج خانوم آمد تو اتاق عقد. پا روی پا انداخت و رو به آزیتا که داشت قند می سابید روی سر عروس  گفت: چه مدل قدیمی انتخاب کردید. مال دختر گلین هم همین مدل خنچه بود!

رنگ از رخ آزیتا پرید.

–        لباس کرایه­ای تن عروس کردید؟… چه سلیقه­ای، مال عهد شازده وزوزکه…

آزیتا سرخ شد.

–        حالا گیرم فامیل داماد ترمه نداشتند. تو دست می کردی از جهیز مادرت یک تکه در می آوردی می­گذاشتی زیر آینه قرآن…

آزیتا هاج و واج مونده بود. رُزی بلا جَلدی پرید طرف تاجی خانوم. داشت یک چیزی زیر گوشش می گفت که عمه گوهر صندلی اش را کشید جلوتر و طوری که فقط خودش و عروس بشنوند، گفت:

«این حرفیه که من به عروس های فامیل ، همان ها که از خون وگوشت خودم هستند، میگم. به تو هم می گویم. گوش بگیر… کَبلِی  میرزا حشمت رعیت داشت. رعیت با الاغ پيرش سر زمین بود که يک روز افتاد تو چاه. رعیت هرچه کرد نتوانست الاغه را از چاه بیرون بکشد. مردم خبردار شدند، آمدند کمک. فایده ای نداشت بیچاره حیوون تو چاه دست وپا می زد و عر عر می کرد…آخرش گفتند چه کنیم وچه نکنیم، تصمیم گرفتند چاه را پر کنند و الاغ را زنده به گور کنند تا حیوون بیچاره زیاد زجر نکشه و زودتر بمیرد. سطل سطل خاک می آوردند و می ریختند تو سر الاغ بیچاره. اما الاغ هر بار خاک هاي روي بدنش را مي تکاند و زير پايش مي ريخت. الاغه وقتي خاک زير پايش بالا مي آمد، سعي مي کرد روي خاک ها بايستد. مردم با سطل روي سر الاغ هر بار خاک مي ريختند و فکر می کردند دارند الاغه را زنده به گور می کنند. الاغ هم همينطور به بالا آمدن ادامه داد تا اينکه به لبه چاه رسيد و بيرون آمد.  … تو هم یادت باشد وقتی فامیل شوهر بهت فشار آوردند و حتی خواستند زیر خاکت کنند، خاک ها را بتکون و بریز زیر پایت تا بتونی بالا بیایی. این را گوش کن …»

در همین حین بدری که با هشدار رُزی یک چیزهایی حالیش شده بود ، آمد جلو وگفت: عمه جان، عروسم غریبه است. پسر من داماد شده؟!

فریبا انیسی /انتهای متن/