پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵

پرسش و پاسخ روان شناسی

بخش پرسش و پاسخ روان شناسی را در به دخت شروع کردیم. سوالات شما را دکتر صمد شاه محمدپور، کارشناس و مشاور خانواده و عضو هیات علمی دانشگاه پاسخ داده است. دوستانی که به سوالات شان پاسخ داده شده، ولی به دنبال توضیح دقیق تر یا مشاوره حضوری هستند، می توانند تقاضای خود را با شماره تلفن به دخت ۰۹۱۹۹۹۰۴۵۱۲ از طریق پیامک یا شبکه موبایلی تلگرام مطرح نمایند.

question3

سلام و خسته نباشید بیست و یک ساله ام و یک سال از ازدواجم می گذرد. همسرم با تنها بیرون رفتن من از خانه بسیار مخالف است. من هرکاری می کنم نمی تونام متقاعدش کنم. از طرفی خانوادم بخاطر این مسئله خیلی سرزنشم می کنند.  ااقعا خسته شدم. لطفا راهنماییم کنید.

 

سلام

اولا من دلیل سرزنش خانواده شما را متوجه نمی شوم.

در ابتدای زندگی بسیاری از آقایان همینطوری رفتار می کنند و می خواهند به خودشان و همسرشان ثابت کنند که مدیر زندگی آنها هستند. چند تا پیشنهاد برای تان دارم که خوب است انجام بدهید.

  • برای این موضوع اصلا با همسرتان بحث نکنید.
  • به او بگویید خوشحالید که دوست دارد همیشه باهم باشید.
  • در جمع فامیل و دوستان از او تعریف و تمجید کنید.
  • داخل خانه خیلی مرتب و تمیز باشید.
  • کسی را با شوهرتان مقایسه نکنید.

 

رعایت مطالب بالا به شما کمک می کند تا بتوانید زندگی بهتری داشته باشید و از حساسیت همسرتان هم کاسته می شود.. بخاطر حرف کسی زندگی تان را خراب نکنید.. در پناه خدا باشید.

 

***************************************************

سلام

من سالهاست که رابطه حنسی با همسرم ندارم… بعد از سالها به یکباره شوهرم به من تمایل نشان داد که برایم شوکه آور بود… من با وحود تمام افت و خیزها مایلم زندگی و روابطم با او بهبود پیدا کند مخصوصا  به خاطر تنها پسرمان. الان نمی دانم چه کار کنم؟ من تمام این سالها از بی محبتی و بی تمایلی اش اشک ریختم اما صبر کردم و به خودم گفتم که شاید مشکلات جسمی و روحی دلیل این سردی او با من است.از چهره و اندام زیبا برخوردارم و مورد توجه مردان… و سالها به هیچ کس اعتنا نکردم تا وقتی که به دلایلی حس کردم شوهرم برای خودش سرگرمی دارد!  آن وقت خشم مرا فراگرفت. خواستم من هم دنبال زندگیم بروم و با کس دیگری باشم اما وقتی در مرحله عمل و واقعیت قرار گرفتم نتوانستم…آنقدر احساس بدی به من دست داد که دیدم هیچ تمایلی برای خیانت متقابل برایم باقی نمانده…فقط به شدت عصبی و کج خلق شدم…حالا همسرم ضمن انکار تمام مواردی که باعث اختلاف ماست درخواست شروع مجدد رابطه را دارد…نمی دانم می توانم یا نه…کاش از اقایان کسی برایم توضیح می داد که چرا ؟؟ حالا باید چه  کنم؟؟ باز اگر بی اعتنایی را شروع کند دیگر نمی تونام تحمل کنم… من سر تا پا احساس…چطور می توانم این رابطه را اصلاح کنم یا ادامه بدهم…به من بر می خورد اگر پس زده بشوم…

سلام

خیلی عالیست که شما از این سطح شعور برخوردار هستید. به شما و والدین شما تبریک باید گفت. اینکه جایگاه مادری را این قدر رفیع و عالی دیدید که نتوانستید به خودتان و زندگی تان خیانت کنید بسیار قابل تمجید است.

پیشنهاد می کنم رابطه خودتان را با همسرتان از سر بگیرید و منتظر جبران گذشته هم نباشید .تا می توانید از وجود خودتان و فرزند و شوهرتان لذت ببرید. البته بعد از مدتی با شوهرتان صحبت کنید و از او بخواهید به شما محبت کند و از گفتن این موضوع هم خجالت نکشید. همسر شما احتمالا خیلی از مسائل روحی شما را نمی شناسد. باید به او در مورد خودتان بیشتر بگویید. خدا شما را حفظ کند.

***************************************

سلام
من چهارده سال دارم.
دوست دارم موهای ساق پایم را بزنم.
می دانم اگر این موضوع را به مادرم بگویم او موافقت می کند.
اما خجالت می کشم بگویم.
چه کار کنم ؟؟
چگونه حرفم را بزنم؟
لطفا کمکم کنید
ممنون

سلام

اینکه چطور بگویید را قطعا شما بهتر از من تشخیص می دهید اما پیشنهاد می کنم فعلا این کار را نکنید و طراوت و ظرافت دخترانه ی خود را حفظ کنید. برای تان از خداوند متعال شادی را آرزو می کنم.

***************************************

سلام. ما دوسال است ازدواج کردیم. شوهرم قبلا یک عقد ناموفق داشته که به طلاق منجر شده. منتها متاسفانه از من پنهان کرده بود و من بعد از دوران عقد متوجه این قضیه شدم. حالا بعد از مدتی  ما به مشکلاتی برخوردیم و مجبور شدیم به مشاور مراجعه کنیم. مشاور از ما خواست توقعات مان روی یک کاغذ بنویسیم و بدون اینکه به طرف مقابل نشان دهیم به مشاور بدهیم.. من متاسفانه برگه ی شوهرم را پیدا کردم و خواندم و متوجه شدم شوهرم در ذهنش مرا با مورد قبلی مقایسه می کند و ناراحت است  از این که من از لحاظ ظاهر به اندازه مورد قبل زیبا و جذاب نیستم. حالا من خیلی غمگینم. هم حس می کنم به من خیانت شده، هم حس می کنم دیگر علاقه ای به همسرم ندارم. لطفا راهنماییم کنید.

سلام

این که تا مدتها ایشان شما را در ذهن شان  با مورد  قبلی خ مقایسه کند طبیعی است . چون اگر شما هم جای ایشان بودید خودبخود همین کار را می کردید. پس نسبت به این موضوع حساس نباشید. البته اگر خود همسرتان موضوع را مطرح کردند، می توانید به  ایشان بگویید که از مقایسه شدن ناراحت می شوید.

سعی کنید متعادل و درست رفتار کنید و ذهن خودتان را به امور کم اهمیت مشغول نکنید. مردها خیلی زود بیشتر از اینکه عاشق هیکل یا قیافه زن شان باشند عاشق محبت و همیاری او می شوند.

به خدا توکل کنید و به خودتان و همه ثابت کنید این قدر قوی هستید که می توانید بهترین زندگی را درست کنید. ان شاء الله.

/انتهای متن/

 

2 دیدگاه ها

  1. س.ی می‌گه:

    شوهرم بارها با نگاه و رفتار و کلام به من فهمانده که ظاهر و اندامم چیزی نیست که انتظار داشته و می خواسته. ضمن اینکه همسرم به ظاهر و مسائل جنسی اهمیت بسیاری می دهد. ماسفانه من هم از این احوال افسرده شدم.. و حس میکنم همسرم نیز همه ی علاقه و عواطفش به سمت نیست. ضمن اینکه رابطه ی عاطفی ما با هم خوب است. ممنون میشم کمکم کنید

  2. ف می‌گه:

    ممنونم از پاسختون. اما مشکل اینجاست که همسر من علاوه بر اینکه ظاهر و اندام براش اولویته بسسیار هم رفتارش تحت تاثیر این عدم رضایته. و باید بگم متاسفانه نوشته ی ایشون فقط مقایسه ظاهری نبود. ایشون از تعبیر “شیرین تر” استفاده کردن و طوری بیان کرده بودن که انگار به مورد قبلی علاقه بیشتری داشتن. اونها در شرایطی از هم جدا شدن که هم سنشون کم بود و هم به همدیگه علاقه داشتن و بخاطر مشکلات خانواده ها تن به طلاق دادن. و تا قبل عقد ما هم هنوز در ارتباط بودن. این مسائل و علاقه ی همسرم به شخص دیگه باعث شده من اعتماد بنفس کافی نداشته باشم. نسبت به ظاهرم دلسرد باشم. و اینها رابطه ی جنسی ما رو هم تحت تاثیر قرار داده. ممنون میشم پاسخ بدید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد