شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵

هرچی دلم می خواد بپوشم شوهرم نمیذاره

این باردکتر صمد شاه محمدپور به سوال کاربران در مورد خواستگاری و رابطه با فامیل شوهر و بالاخره نظر شوهر در مورد لباس پوشیدن خانم پاسخ داده است.

what

سوال اول: به دلِ خواستگارانم نمی شینم

سلام

آقای دکتر من دختر ۲۶ ساله ای هستم که از نظر ظاهری چهره ی خوبی دارم، از نظر شرایط خانوادگی و اقتصادی هم در حد متوسط رو به بالا هستیم.

مشکل من این است که هر خواستگاری که به منزل ما می اید مرا نمی پسندد و جویا که می شویم می گویند صحبت های من به دلشان ننشسته است.

در جلسات خواستگاری باید چگونه صحبت کرد که پسرها دل زده نشوند؟

با تشکر(خ . ت از قم)

 

سلام

قوی بودن خودتون و مستقل بودن خودتون رو به رخ هیچ پسری نکشید. کاملا دخترونه رفتار کنید.

در پناه خدا باشید.

 

سوال دوم: سوالات جلسه ی اول خواستگاری

باسلام و عرض ادب خدمت شما

اقای دکتر در جلسه ی اول خواستگاری چه سوالاتی باید پرسیده شود؟

ممنونم.(رضوان از کرج)

 

سلام

در جلسه اول از پسر بخواهید تا از اول زندگیش تا الان رو برای شما تعریف کنه خلاصه اینکه داستان زندگیش رو به شما بگه. ادامه بدید تا بعدا بیشتر راهنماییتون کنم.

پاینده باشید.

 

سوال سوم: مشکلم مادرشوهرمه

سلام

من ۲۲سالمه وسه ساله ازدواج کردم. من مشکلم مادرشوهرمه.

بیش از اندازه دخالت دارن در زندگی من.  پشت سر منم خیلی حرفا به شوهرم میزنن.

الان دقیقا باید چکار کنم.

ممنون از سایت خوبتون(نجمه از قم)

 

سلام

اولا معنی دخالت والدین رو برای خودتون روشن کنید. انتظار نداشته باشید که خانواده همسرتون بعد از ازدواج شما از پسرشون منقطع بشن . اصلا اینطور نیست حتی والدین بعد از ازدواج تلاش می کنن بفهمن آیا طرف مقابل تونسته بچه مارو خوشبخت کنه یا نه؟ لذا شما در حال حاضر در مرحله مهمی هستید. به شما پیشنهاد می کنم ارتباط خودتون رو با والدین همسرتون بهتر کنید و از عواطف خودتون استفاده کنید. قوی و مستقل بودن خودتون رو با رفتار محترمانه و ادبتون نشون بدید. به والدین همسرتون فرصت بدید تا به شما و توانمندی شما ایمان بیارن.هیچ وقت شوهرتون رو بین خودتون و ووالدینش قرار ندید.

براتون سلامتی و خوشبختی رو آرزو می کنم.

 

سوال چهارم: هرچی دلم می خواد بپوشم شوهرم نمیذاره

با عرض سلام خدمت شما

من ۲۳سالمه و شوهرم ۲۶ سال.

حدود هفت ساله ازدواج کردم.

زمان خواستگاری به اجبار مادرم چادر سرم کردم تامثلا خواستگارم فکر کنه چادری هستم

من چون شانزده سالم بود نمی تونستم روحرف مادرم بگم نمی خوام چادرسر کنم وآنچه که هستم این نیست و نباید الکی ظاهرنمایی کنم.

تا اینکه بالاخره باهمین آقا ازدواج کردم و خانواده ایشون هم مذهبی هستند دقیقا برخلاف من.

حالا باکلی مشکلات بالاخره تونستم چادرو بذارم کنار اما حالا هرچی دلم می خواد بپوشم شوهرم نمیذاره. البته منظورم بی حجابی کامل نیست ولی مانتو رنگ روشن اجازه و حق ندارم بپوشم. واقعا دارم عذاب می کشم.

چه راهی رو به من پیشنهاد می دهید؟

مرسی از شما(زیبا از تهران)

 

سلام

نمی شه گذشته روفراموش کرد اما در گذشته هم نمی شه زندگی کرد. شما دیگه دختر خونه نیستید و یک زن متاهل هستید. باید رفتار و نحوه زندگیتون با شرایط همسر و خودتون هماهنگ باشه. من موافق نحوه فعلی زندگی شما نیستم چون به ریشه زندگیتون آسیب می زنید.کمی فکر کنید و راه درست رو انتخاب کنید.

در پناه خدا باشید.

/انتهای متن/

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد