پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵

نگاه حکیم اخلاق مداربه زنان

ادبیات کهن ایران زمین به خصوص در حوزه ی شعر و شاعری با قدمتی هزاران ساله، از معدود حوزه های شعری در جهان است که با دین و اخلاق گره خورده است. ما برآنیم که زیبایی اخلاق را در اشعار بزرگان شعر فارسی به تصویر بکشیم و این بار هنرنمایی شاعرانه نظامی را در هفت پیکر به تماشا می نشینیم.

فاطمه قاسم آبادی/

حکیم ( یعنی روحانی که فیلسوف هم هست ) جمال الدین ابو محمد الیاس بن یوسف بن زکی بن مؤید نظامی گنجوی از داستانسرایان بزرگ و استادان مسلم در سرودن شعر تمثیلی و بزمی است. نظامی شاعر بلند آوازه ی جهان ادب ایران زمین است و بی تردید از ستارگان درخشانی است که زبان و فرهنگ این سرزمین را به گونه ای استادانه بارور ساخته است.

حکیم نظامی گنجوی در سال ۵۲۵ در شهر گنجه متولد شد و مرگش را هم بین ۵۹۸ تا ۶۱۹ بیان کرده اند.

هفت پیکر یا بهرامنامه چهارمین منظومه نظامی از نظر ترتیب زمانی و یکی از دو شاهکار او (با خسرو و شیرین) از لحاظ کیفیت است.

 

جایگاه اخلاقیات در هفت پیکر

هفت پیکر داستان منظوم نظامی است درباره عشق بهرام شاه به هفت شاهزاده خانم از هفت اقلیم مختلف. شاه پس از ازدواج با این هفت شاهزاده ، برای هر یک قصری می سازد مطابق سرشت هفت سیاره و هر شاهزاده خانم مالک یک عمارت با یک رنگ و مربوط به یک روز در هفته می گردد.

از طریق این دوره هفتگی پادشاه هر بار داستانی می شنود و همسرانش در مدح اخلاقیات و شناخت خصائل اخلاقی برایش قصه ای تعریف می کنند، که معادل انسانی مشخصه های کائنات است و هر یک پایانی اخلاقی دارد.

برای مثال در شمای مشخص حکایت اشراق، قهرمان باید از آزمون های گوناگون بگذرد تا لیاقت وصال معشوقه را بیابد یا تخت پادشاهی را برباید.

هفت پیکر یکی از اخلاقی ترین کتب شعر ایران زمین به حساب می آید و نظامی در آن با لطیف ترین بیان سعی کرده است مفاهیم مذهبی را در آن بگنجاند.

هفت پیکر( که مانند بسیاری از شاهکارهای شرقی، شناختی نسبی از آن داریم) یکی از پیچیده ترین متون است چه به لحاظ سبکی چه به لحاظ مطالب فکری .

نظامی( که در آذربایجان به دنیا آمد و مسلمانی سنی بود) در برداشتی عرفانی اسلامی گذشته ی ایران زرتشتی را روایت می کند. اما آنچه در مورد حکیم نظامی گنجوی قابل توجه است میزان زهد و تقوای حکیم است چنانکه وقتی قزل ارسلان او را به ۳۰ فرسنگی گنجه دعوت می کند ، پادشاه به محض شنیدن خبر ورود حکیم بساط عیش و طرب را جمع می کند و محیط را پاکیزه از آلودگی ها می کند و حکیم را در صدر مجلس می نشاند.

هفت پیکر دو گونه داستان شگفت انگیز شرقی را در خود دارد: گونه ای داستان حماسی افتخار آمیز شاهنامه فردوسی و نوعی داستان کوتاه که از طریق مجموعه های قدیمی ایرانی به هزار و یک شب می رسد.

در حکایات نیز احساس مذهبی و توجه به کائنات به درجات رفیع می رسد.

این هفت داستان عبارتند از:

داستان گنبد سیاه (داستان شهری که مردمانش همه سیاه پوش بودند)

داستان گنبد زرد (داستان شاهی که به زنان اعتماد نداشت و کنیزک زرد رو)

داستان گنبد سبز (داستان بشر پرهیزگار و ملیخای بدطینت)

داستان گنبد سرخ (داستان بانوی حصاری)

داستان گنبد پیروزه‌ای (داستان ماهان و دیوان)

داستان گنبد صندلی (داستان خیر و شر)

داستان گنبد سپید(داستان دختر و پسری که قصد وصل داشتند اما میسر نمی‌شد)

و اما آنچه که برای ما مهم است نقش زنان و حیا عفتی است که حکیم به زیبایی و قدرت در این هفت داستان گنجانده است.

/انتهای متن/

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد