دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵

 نگارگری ایرانی دنیای غرق نور است

 بررسی تاریخ هنر نگار گری در ایران و ارتباط آن با اسلام و معنویت و جهان معنا نشان می دهد که هنر نگارگری تا چه حد با ادبیات و عرفان در این سرزمین به هم آمیخته است.

negargari

فاطمه قاسم آبادی/

 

عالم لطیف و زیبای نقاشی های ایرانی ، پر از رمزها و شگفتی هاست لیکن دیدگانی احتیاج دارد که آنها را بشناسد و بشکافد و آن چه را که مستتر است بیابد.

 هنر نگارگری (مینیاتور) از جمله هنرهایی است که درآن، جمال شناسی و کمال یابی را نمی توان تنها با حواس ظاهری شناخت بلکه باید چشم باطن بیدار باشد تا درک آن به خوبی امکان پذیرد.

با بررسی و تعمق بیشتر در آثار هنرمندان نگارگر می توان اینگونه استنباط کرد که ایشان خود را مقید به تقلید صرف از طبیعت نما دانسته اند، بلکه در عالم خیال و تصورات ذهنی به عالمی غیر از جهان ماده توجه داشته اند.

بنابراین نقاشی ایرانی علاوه بر صورت های ظاهری و مادی که در صفحه منعکس می شود دارای عالمی معنوی و روحانی است که در فضای نقش جایگزین می شود.

شناخت زیبایی های هنر نگارگری بدون شناخت آثار ادبی و شعر ایرانی از یک سو و دیدگاه های عارفانه از سوی دیگر ممکن نیست. چرا که هنرمند نگارگر برای تصویرسازی خود  بیش از عالم ماده به عالم معنا توجه دارد. تصویر او از یک اسب نه اسب موجود در عالم ماده که اسب دنیای مُثُلی (عالم ایده) است. به همین دلیل در نگارگری ایرانی، تصاویر غرق در نور هستند. در هیچ نگاره ای سایه وجود ندارد چرا که سایه از نبود نور ایجاد می شود و دنیای ایده و مثل غرق در نور است و عدم در آن جای ندارد.

در نگارگری ایرانی فرق چندانی میان چهره سازی مرد و زن نیز وجود ندارد چرا که جنسیت، نتیجه نقص است و نقص بازتاب عالم ماده و در عالم مثل نقص موجود نیست. پیران را به واسطه مو و محاسن می توان شناخت، چین و چروکی در چهره نیفتاده است. همه چیز در تمامیت خود جلوه گر است و به همین دلیل از عمق نمایی واقعی (پرسپکتیو) نیز دوری می شود.

هنرمند نگارگر برای تصویرسازی خود بیش از عالم ماده به عالم معنا توجه دارد. تصویر او از یک اسب نه اسب موجود در عالم ماده که اسب دنیای مُثُلی (عالم ایده) است. به همین دلیل در نگارگری ایرانی، تصاویر غرق در نور هستند.

شاید برخی گمان کنند که هنرمند ایرانی از عدم توانایی در کشیدن تصاویر با عمق نمایی صحیح به چنین رویکردی رو آورده است. این یک اشتباه محض است. هنرمند ایرانی اصلا ضرورتی برای چنین تکنیکی نمی بیند.

شما در مواجهه با یک نگاره همه چیز را به صورت کامل می بینید، درختان از روبرو، انسان ها سه رخ، بناها نیم رخ ، حوض و قالی از بالا تجسم می شوند تا بیننده درک درستی از شیء داشته باشد. همین یکی از امتیازات بزرگ نگارگری ایرانی است. در قرن بیستم ، در جوامع غربی به چنین نتیجه ای رسیدند و انواع سبک ها از کوبیسم و … سر برآورد اما نگارگران ایرانی قریب به ۴۰۰سال قبل چنین نگرشی را به اوج اعتلای خود در آثارشان بازتاب داده بودند. هزار افسوس و دریغ که تهاجم فرهنگی و دلباختگی به هنر غرب و بالاتر شمردن آن این مایه فخر و مباهات را کمرنگ کرد و نورش را خاموش گردانید.

ادوار تاریخی نگارگری ایران

با توجه به آنکه از آثار دوران قبل اسلام اثر مکتوب بجا نمانده (بجز برگ هایی از نقاشان پیرو دین مانی که در تورفان چین بدست آمده) بررسی هنر نگارگری ایران تنها در دوران بعد از گرویدن به اسلام ممکن است.

به طور کلی می توان تحول تاریخی هنر نگارگری را به صورت زیر بررسی کرد:

مکتب عباسی در بغداد

مکتب سلجوقی

مکتب مغول

مکتب جلایری

مکتب قزوین

مکتب اصفهان

 

مکتب بغداد یا مکتب عباسی در بغداد

این مکتب را نمی‌توان مکتبی ایرانی نامید چراکه از یک سو زیر تأثیر هنر بیزانس و از سویی دیگر در استیلای هنر ایرانی (ساسانی) است. از این روی این مکتب را مکتب بین‌المللی نیز گفته‌اند.

مکتب بغداد (سده‌های ۷-۲ هجری) یا مکتب بین‌المللی عباسی در پایتخت عباسیان یعنی بغداد شکل گرفت و پنج قرن ادامه داشت. عنوان کلی مکتب عباسی، برای شیوه های مختلف مصورسازی کتاب در شهرهای بغداد، موصل، کوفه و واسط به کار برده می شود.

نقاشی‌های این مکتب بسیار ساده‌اند.از خصوصیات نگاره های این دوره آن است، که نقش ها و شکل جانوران واشخاص قدری درشت تر ترسیم شده و اندام ها مشخص و صریح، طرح شده اند.

در مجالس رنگ زمینه یا اصلا نیست و یا بسیار اجمالی است.رنگ هایی که در نگاره ها به کار رفته است معدود اما تناسب آن ها با یکدیگر، بسیار دقیق و لطیف صورت گرفته است.

چهره ی افراد به نژاد سامی(عربی)تعلق دارد، اما نفوذ شایان توجه هنرمندان بیزانسی وروم شرقی را نیز، در این تصاویر می توان مشاهده کرد. جامه ها ولباس های مسیحی را با همان چین های متعدد و سنگین به شیوه ی نقاشی های بیزانسی و گاهی نیز ترکیب بندی پیکره ها را می توان در آثار مسیحی باز شناخت.

معمولاً تعداد محدود پیکره انسانی و شاخ و گل در این آثار وجود دارد. کتاب‌های نگارگری شده در این دوره معمولاً کتاب‌های علمی و کتاب‌های شعر و حکایت هستند.

 

مکتب سلجوقی

 از قرن چهارم هجری و در دوران سلجوقیان سبکی در نگارگری ایرانی ظهور می‌یابد که آن را سبک سلجوقی می‌نامند. این سبک اولین مکتب ایرانی در زمینه نگارگری است. در این دوره دوباره تصویر سازی کتاب ارژنگ مانی رونق می‌یابد.

مکتب سلجوقی دارای خصایلی شبیه مکتب بغداد است یعنی سادگی. استفاده از پیکره‌های انسانی و گل و گیاه در این مکتب رواج دارد. اما تفاوت‌هایی هم وجود دارد؛ اولین تفاوت این است در نگارگری این مکتب پس‌زمینه را رنگ می‌کردند و معمولاً رنگ‌ها هم سرخ بودند.

تفاوت دوم این است که در این مکتب معمولا لباس پیکره‌ها چین و چروک ندارد و تفاوت سوم استفادهٔ زیاد از نقوش اسلیمی است. از کتاب‌های این مکتب می‌توانیم به ورقه و گلشاه، الاغانی ابوالفرج اصفهانی، مفید الخاص زکریای رازی، التریاق، اندرزنامه، شاهنامهٔ کامو، طب جالینوس و سمک عیار اشاره کرد.

از منظر دیداری (بصری) در این مکتب هم چنان ترکیب بندی‌های ساده هم چون مکتب عباسی حفظ شده ولی تأثیراتی که از نقاشی عهد ساسانی (و پیش از اسلام) و سلایق شرق دور (چین) بر این مکتب حاکم شده وجه عمده تمایز آن با مکتب عباسی است.

در بسیاری از پیکره‌ها هاله‌ای دور سر وجود دارد که به دلیل جدا کردن پیکره از پس زمینه استفاده شده، سرها بزرگ‌تر از بدن هستند و بر بازوها عموماً بازوبندی به چشم می‌خورد.

ادامه دارد…

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد