جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵

ملاصدرا در تبعید ابدی

کتاب مردی در تبعید کتاب یکی از آثار برجسته و تفکر بر انگیز نادر ابراهیمی است  در مورد زندگی فیلسوف و دانشمند بزرگ ایرانی ملاصدراست، با بیانی زیبا و قدرتمند.

man_who

فاطمه قاسم آبادی/

کتاب مردی در تبعید ابدی یکی از آثار برجسته و تفکر بر انگیز نادر ابراهیمی است. این کتاب که در مورد زندگی فیلسوف و دانشمند بزرگ ملاصدراست، با بیانی زیبا و قدرتمند به شرح زندگی این مرد بزرگ می پردازد.

 

ملاصدرا که بود؟

صدرالدین محمد بن ابراهیم قوام شیرازی معروف به مُلاصَدرا، فیلسوف شیعه ایرانی سدهٔ یازدهم هجری قمری و بنیان‌گذار حکمت متعالیه است.

ملاصدرا در روز نهم جمادی‌الاول سال ۹۸۰ هجری قمری، در شیراز و در محلهٔ قوام زاده شد و او را محمد نام نهادند. به روایتی پدر او خواجه ابراهیم قوام، مردی دانشمند و وزیر فرماندار پارس – محمد میرزا که بعدها به شاه محمد خدابنده معروف شد بود – و صدرالدین محمد تنها فرزند او، حاصل یک دعا بود.

وقتی ملاصدرا وارد درس و یادگیری شد، وارد حوزه های علمیه ی قزوین شد. در همان‌جا با شیخ بهایی و میرداماد آشنا شد و پس از انتقال پایتخت به اصفهان، با استادانش به اصفهان مهاجرت نمود.

ملاصدرا پس از کسب درجهٔ اجتهاد، به تدریس در مدرسهٔ خواجه پرداخت، اما از آنجایی که نظریاتش در برخی مسائل فقهی با بیشتر دانشمندان قشری اصفهان متفاوت بود، او را به بدعت‌گذاری در دین متهم ساختند و خواهان اخراج او از مدرسه و در نهایت تبعید او از اصفهان شدند. بدین سان ملاصدرا از اصفهان تبعید و این آغاز راه بی پایان زندگی او شد.

 

درون مایه های انقلابی

ملاصدرا جزو معدود اندیشمندانی است که تفکراتش همچنان پر رونق و پر طنین، هنوز مطرح است و هر روز بیشتر صیقل می خورد و می درخشد؛  چنانکه حضرت امام (ره) را صدرایی خوانده اند و انقلاب اسلامی را هم متاثر از این تفکر.

ملاصدرا اگر چه بزرگ زاده است و فرزند فرماندار اقلیم فارس، لیکن با شاهان و شاه زادگان ناسرخوش است و با قدرتمداران تیز زبان و سر گران؛ تا آنجا که حتی به اساتید خود از جمله میرداماد و میرفندرسکی و شیخ بهایی می تازد که چرا با حضور خود در دربار شاه عباس به وی وجاهت و مشروعیت می دهید، هرچند که آنان نیز برای خود دلایلی دارند ولی ملاصدرای جوان سر پر شوری دارد به همین دلیل هم نمی تواند جز آنچه خودش باور دارد را بپذیرد.

ملاصدرا در عین پایبندی به اصول تشیع دوازده امامی، درصدد اصلاح کجی ها و بد فهمی ها است و این اصلاح گرایی وقتی با زبان تند و خطاب ویرانگر او همراه می شود، سر سبزش را به تندباد حوادث می سپارد.

 

داستان کتاب

کتاب نگاهی به زندگی ملاصدرای شیرازی از کودکی تا زمان تبعید او به کویر است . محمد صدرا فرزند یکی از حکام فارس است که در زمان کهولت والدین به دنیا آمده و تنها فرزند آنهاست . او شدیدا علاقه مند به علم و دانش است و دائم کتاب می خواند  .

روزی که شاه عباس صفوی به همراه شیخ بهایی و میرفندرسکی و استرآبادی (میرداماد) به شیراز می آیند ، محمد که نوجوان ۱۶ ساله ای بیش نیست شیخ بهایی را شگفت زده می کند و بدین گونه به قزوین پایتخت اولیه و سپس اصفهان پایتخت اصلی و بزرگ شاه عباس می رود و مراحل ترقی را سریعا طی می کند. او اعتقادات بدیعی دارد که دشمنان زیادی برایش می تراشد .

 

واقعیت یا رویا

کتاب مردی در تبعید ابدی کتاب ارزشمندی است که قلمی شیوا دارد منتها مثل خیلی از کتاب های دیگر که در مورد بزرگان به رشته ی تحریر در آمده است بعضی قسمت هایش صرفا تخیلات و نویسنده است.

این کتاب که با دیدگاه بیان زندگی و تفکرات ملاصدرا به رشته ی تحریر در آمده است در مرز بین واقعیت و تخیلات قوی نویسنده جایی هم برای قضاوت خواننده باقی گذاشته است تا از بین زندگی نامه استاد و تخیلات نویسنده خود به شناختی که باید از ملاصدرا برسد.

 

نگاهی متفاوت

نویسنده در این زمان دو موضوع و رویکرد  به ظاهر جداگانه اما به هم پیوسته را همزمان به پیش می‌برد و مخاطب در زمان آشنایی با داستان سرگذشت و زندگی شخصی، شخصیت مرکزی رمان (ملاصدرای شیرازی) با چگونگی بروز و ظهور نطفه‌های اولیه تفکرات و اندیشه‌های فلسفی عرفانی و همچنین حکمت نظری ملاصدرای شیرازی آشنا می‌شود.

 زمان، حالت سیالی در طول رمان دارد. نویسنده سعی کرده تمام ابعاد شخصیت ملاصدرای شیرازی را هر چند مختصر در درون متن بیاورد. اما زمان حال را برای روایت رمان روزهای اولیه تبعید ملاصدرای شیرازی از اصفهان(پایتخت شاه عباس صفوی) به مقصد نامعلومی انتخاب کرده است.

 

آغاز کتاب

شروع خوانش ابتدای رمان در بین راه است و سطرهای اولیه متن با دیالوگی از فاطمه همسر ملاصدرای شیرازی آغاز می‌شود:

_آقا! خسته‌ایم و بیمار. تن دختر نو رسیده‌ام در تب می‌سوزد.

 شکایت نمی‌کنم و تا این لحظه می‌دانید که گله نیز نکرده‌ام. با شما بودن، چون شما صبور بودن را می‌طلبد. اما به خاطرتان می‌آورم که ماه‌ها است آواره‌ایم آقا! از هیچ سو سکونتگاهی، راهی نیست که اگر باشد هم مسدودش کرده‌اند. مگر شما، آقا چه گفته‌اید و چه کرده‌اید که دشمنان تان به چنین عذابی مهمان‌تان کرده‌اند؟

 

فصل ها

کلیت رمان از ۱۶ فصل جداگانه اما به هم پیوسته شکل گرفته است؛ سر فصل‌هایی با عنوان مشترک «راه» زمان حال روایت رمان را تشکیل می‌دهند.

 سر فصل‌ها هر کدام با عنوان‌های جداگانه و در فصلی جداگانه برهه‌های حساس و خاص از زندگی ملاصدرای شیرازی را به صورت فلاش بک برای مخاطب ترسیم می‌کنند.

 در فصل« چند ورق از تاریخ نهم» نویسنده برای روشن شدن زمان و مکان وقوع حوادث رمان به نقل وقایع مستند تاریخی همزمان با حوادث و سرگذشت‌های شخصیت رمان می‌پردازد.

 

 

قسمت های زیبایی از کتاب

” زمانی که با زمانه ی خویش نساختی  و با مسند نشینان و امربران ایشان کنار نیامدی و آنچه را جاهلان می گویند ، جاهلانه باز نگفتی ، لاجرم به تبعید ابدی روح گرفتار خواهی شد.”

” از دید پدران گویی تمام معایب از مادر به فرزند می رسد ، همه ی محاسن از پدر.”

” پدران باید همگام فرزندان خویش شوند و یا فرصت دهند که فرزندان به راه خود بروند.”

” مطمئن باش برادر جان ! هرگز کسی را که غوغایش سراسر شهر را پر کرده  باشد ، این گونه که تو می گویی  ، بر دار نمی کنند . ترس از مردم کوچه و بازار ، نوعی ترس از خداوند است . این صدای رسای حق است که از گلوی مردم دردمند کوچه و بازار بر می خیزد . این صدا ، تخت سلطنت را هم می لرزاند چه رسد به تخت چند مزد بگیر بی اختیار درباری را.”

” عشق به خدا را می توان در مکتب عاشقان به خدا یافت و با آن سیراب شد . اما عشق به دیگری ضرورتی ست که از حادثه بر می خیزد نه از اراده به انتخاب و همین کار را مشکل می کند.”

 

” جاهلی را پرسیدند : آیا خدواند تبارک و تعالی در حق بندگان خویش هیچ ظلم کرده است ؟

پاسخ داد : الا آفریدن ابلیس و پدید آوردن محمد صدرای شیرازی گمان نمی برم که هیچ ظلم کرده باشد! “

/انتهای متن/

 

 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد