شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵

مزایای ازدواج از دیدگاه حقوقی

با تشکیل خانواده که همانند یک قرارداد بین زن و مرد ایجاد می شود وظایف و تکالیف و تعهدات و به دنبال آن حق حقوقی ایجاد می شود. مرد و زن باید به این وظایف پایبند باشند تا پایه و اساس و بنیان خانواده مستحکم شود. یعنی زن و مرد با رعایت تکالیف و انجام تعهدات محوله مستحق حق و حقوقی می شوند که قانون برای آنان در نظر گرفته است .

در قانون به ازدواج و علقه زوجیت بین زن و مرد نکاح گفته می شود (نکاح میثاقی الهی و رابطه حقوقی، عاطفی است که بوسیله عقد بین زن و مرد ایجاد می گردد و به آنان حق می دهد که با یکدیگر زندگی کنند و مظهر بارز این رابطه حق تمتع خاص می باشد)

باجاری شدن صیغه عقد اولین حقی که زن را مستحق آن می کند مهریه می باشد. درقانون  مدنی:ماده ۱۰۸۲(به مجرد عقد زن مالک مهرمی شود ومی تواند هرنوع تصرفی که بخواهد درآن بنماید) درحالی که هیچ رابطه‌ای به غیر از عقد نکاح این چنین حقی را به زن نمی دهد درصورتی که زن ومردی بدون هیچ علقه ای باهم زندگی کنند هیچ مهریه ای تعلق نمیگیرد. جالب است بدانید که نهاد مهر از مختصات حقوق ایران است و نظیر آن را در حقوق غربی نمی توان یافت.

مورد دیگری ازحقوقی که به زن تعلق می گیرد نفقه است. درماده ۱۱۰۶ قانون مدنی آمده: (درعقد دایم نفقه زن به عهده شوهراست) نفقه شامل تمامی آنچه که زن احتیاج دارد مثل البسه ،مسکن،خوراک ودارو ودرمان و…. می باشد. اگرزن ومرد غیراز عقد ازدواج بصورت غیررسمی وبدون جاری شدن صیغه عقد بخواهند باهم زیریک سقف زندگی کنند چون هیچ گونه قراردادی بین آنها نیست درنتیجه هیچ حق وحقوق وهیچ تکلیفی به دادن نفقه ومهریه ازجانب مرد به زن ایجاد نمی شود.

از موارد دیگری که با عقد نکاح دایم برای زن و مرد ایجاد می شود توارث است یعنی زن و مرد در صورت عقد ازدواج از همدیگر ارث می برند حتی در زمان طلاق رجعی زن در مدت عده باز هم از شوهر ارث می برد درحالیکه دردوستیهایی که به زندگی هم خانه ای ختم میشودحتی بعدازسالهای متمادی که اززندگی مشترکشان میگذردازهم ارث نمیبرند، حتی در عقد منقطع زن و مرد ازهم ارث نمی برند. متاسفانه با اشاعه فرهنگ غرب  اساس و بنیان خانواده ها سست شده است. اگر خانم ها و دختران جوان تحت تاثیر افکار غلط غربی قرار بگیرند و بدون هیچ گونه علقه و زوجیتی در یک منزل با مردی به اصطلاح دوست زندگی مشترکی را شروع کنند ازحق و حقوقی که قانون برای آنها در ازدواج دایم قرارداده بهرمند نمی شوند اما با آگاه شدن از مزایای ازدواج دایم به این نتیجه خواهندرسید که زندگی که بدون هیچ قرارداد و صیغه ای نمی تواند عاقبت خوشی داشته باشد چه بسا شاید خیلی زود از هم خسته شوند و در نهایت با دست خالی ازآن خانه بیرون بیایند خصوصا ً زنها و دخترانی که با رضایت خودشان اینچنین زندگی را برای خود انتخاب می کنند .پس اگر به خودشان و به شخصیت وشرافتشان اهمیت بدهند تن به این چنین ذلتی نمی دهند چه بسا با خارج شدن از این منازل و نداشتن هیچ پشتوانه مالی و شخصیتی قطعاجایگاه اجتماعی خود را نیزاز دست خواهند داد.

دردوستیهایی که بدون هیچ قراردادقانونی یاتشریفات ثبتی زندگی مشترکی راایجادکنند از لحاظ قانونی ممنوعیت هایی هم در بردارد که می تواند یکی از معایب اینگونه روابط باشدکه ازجمله این ممنوعیتها شامل:

۱.عدم ایجاد محرمیت ازطریق عقد دایم یا موقت.

۲.عدم ثبت واقعه ازدواج.

۳.وجود داشتن رابطه زنا یا روابط غیرشرعی مادون زنا که بسته به نوع آن مجازات خاص خودرادارد.

همچنین در ایران زن ومردی که بارابطه دوستی باهم دریک منزل زندگی می کنند، به عنوان پدیده ای مجرمانه محسوب می کنند .اگرصرفأ ایجادروابط نامشروع

وزنا رادرنظربگیریم درموارد مختلفی ازقانون مجازات اسلامی ،مجازاتهای آن رامشاهده می کنیم:

درفصل هجدهم از قانون مجازات اسلامی (کتاب تعزیرات مصوب سال ۱۳۷۵)درمبحث جرایم ضد عفت و اخلاق عمومی درماده ۶۳۷آمده است:(هرگاه زن ومردی که بین آنها علقه زوجیت نباشد مرتکب روابط نامشروع یاعمل منافی عفت غیراززنا ازقبیل تقبیل یامضاجعه شوند،به شلاق تا۹۹ضربه محکوم خواهند شدواگرعمل باعنف واکراه باشد فقط اکراه کننده تعزیرمی شود .)درحقیقت مشاهده می کنید که وجودروابط نامشروع وحتی ارتباط جنسی مادون زنادرقوانین جزایی کشورمان دارای مجازات است .حال اگرمرتکبان روابط نامشروع محصن یاغیرمحصن بوده ومرتکب جرم زنا یا مادون آن شوندبا استناد به مواد۲۲۵و۲۳۰قانون،مجازات آنان تشریع شده است. این چنین در ماده ۲۲۵قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲آمده است :(حدزنا برای زانی محصن وزانیه محصنه رجم (سنگسار)است .درصورت عدم امکان اجرای رجم باپیشنهاد دادگاه صادرکننده حکم قطعی وموافقت رییس قوه قضاییه چنانچه جرم بابینه ثابت شده باشد موجب اعدام زانی محصن وزانیه محصنه است ودرغیر اینصورت موجب صد ضربه شلاق برای هریک می باشد .)

واما در ماده ۲۳۰ازهمان قانون آمده است :(حدزنا درمواردی که مرتکب غیرمحصن باشد صد ضربه شلاق است .)معذالک برخی افراد این نوع زندگی مشترک را اینگونه توجیه می کنند که وقتی علاقه میان زن ومرد ایجادشد به نوعی زن ومرد محرم می شوند یا گاهی هم ادعامی کنند صیغه را شفاهی جاری کرده اند .در صورتیکه این توجیهات دلیل موجهی برای این نوع ازدواج نیست چراکه ازنظر قانون موضوعه کشورمان ،ثبت عقد دایم در دفاتر ازدواج وطلاق وسامانه ثبت اداره ثبت احوال واسناد الزامی است .دراین راستا ماده ۲۰قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۲دراین خصوص آورده است :(ثبت نکاح دایم ،فسخ وانفساخ آن،طلاق ،رجوع واعلام بطلان نکاح یا طلاق الزامی است .)همچنین ماده ۲۱ازهمان قانون عنوان می کند :(نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران در جهت محوریت واستواری روابط خانوادگی ،نکاح دایم راکه مبنای تشکیل خانواده است رامورد حمایت قرارمی دهد. نکاح موقت نیز تابع موازین شرعی ومقررات قانون مدنی است .)ودرفصل هفتم ازاین قانون به مقررات کیفری مربوط به عدم ثبت واقعه نکاح اشاره شده است که در ماده ۴۹ازآن می خوانیم:(چنانچه مردی بدون ثبت در دفاتر رسمی به ازدواج دایم ،طلاق یافسخ نکاح اقدام یاپس از رجوع تا یک ماه ازثبت آن خودداری یادرمواردی که ثبت نکاح موقت الزامی است ازثبت آن امتناع کند ،ضمن الزام به ثبت واقعه به پرداخت جزای نقدی درجه پنج ویاحبس تعزیری درجه هفت محکوم می شود .این مجازات درمورد مردی که ازثبت انفساخ نکاح واعلام بطلان نکاح یاطلاق استنکاف کند نیزمقرر است .)لذا علاوه براینکه ادعای نکاح طرفین کافی نیست ،لازم است تا ثبت نکاح دایم یا در مواردمقرردر قانون ثبت نکاح موقت در دفاتر ازدواج صورت پذیرددرنتیجه ادعای نکاح دایم دراینگونه ازافراد بدون ثبت رسمی پذیرفته نیست .

 

نتیجه گیری:

ازدواجی که طبق شرع و قانون انجام شود در پناه همان قانون وشرع هریک از مرد وزن می توانند به حق و حقوق خود برسند همچنین فرزندانی که حاصل این ازدواج باشد دارای حق حقوقی می باشند همچنین در عقد ازدواج دایم زن از سوء رفتار شوهر میتواند نزد مراجع قضایی شکایت کند. اما کسانی که بدون هیچ علقه و صیغه ای زیر یک سقف  زندگی می کنند نه زن و نه فرزندی که ممکن است به وجود بیاید هیچ حق و حقوقی ندارند ومرد هیچ اجباری در دادن نفقه به زن و فرزند نیست. دراین چنین زندگی خیانت های مرد و زن بوفور دیده می شود چون این زندگی ها پایه و اساس محکمی ندارند.

و در دید عرف و اجتماع هیچ جایگاهی ندارد چرا که جامعه ما یک جامعه اسلامی و شرعی می باشد و اینگونه زندگی را نمی پسندد و افرادی که اینگونه زندگی می کنند از جامعه ترد می شوند حال قضاوت باشما …

 

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد