سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵

مروری بر زندگی و آثار برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۵

هر سال اهدای جایزه نوبل ادبیات موج وسیعی از هیجان و گمانه زنی را در میان دست اندرکاران حوزه ادبیات و البته علاقه مندان و خوانندگان آثار ادبی به وجود می آورد. و امسال آکادمی نوبل برنده صد و دوازدهمین جایزه نوبل ادبیات را خانم سوتلانا الکسویچ که نویسنده زنی اهل بلاروس است معرفی کرد.

alex

به گزارش به دخت به نقل از خراسان،  این آکادمی در توجیه اهدای این جایزه چندصدایی بودن که نمادی از رنج و شجاعت در روزگار مدرن است را به عنوان دلیل اصلی اهدای جایزه اعلام کرد. به همین بهانه مروری داریم بر زندگی و آثار این نویسنده زن اهل بلاروس. سوتلانا الکساتدرونا الکسویچ یک روزنامه نگار تحقیقی و نثرنویس ادبی بلاروسی است که در سال ۱۹۴۸ میلادی متولد شد. او در یکی از شهرهای غربی اوکراین و از پدری بلاروسی و مادری اوکراینی متولد شد و البته در اوکراین بزرگ شد. پس از آن که پدر او از ارتش جدا شد آن ها به روستای خویش در بلاروس رفته و زندگی کردند. پدر و مادر او، هر دو به عنوان معلم در آن روستا فعالیت می کردند.

الکسویچ تحصیلات مرسوم خویش را در اوکراین ادامه داد. در دوران مدرسه ذوق ادبی او نمایان شد و برای روزنامه مدرسه شعر و مقالاتی را به رشته تحریر در می آورد. پس از اتمام مدرسه و پیش از فارغ التحصیلی از دانشگاه ایالتی بلاروس با چندین روزنامه محلی به عنوان خبرنگار همکاری کرد. جالب آن که او برای تحصیل در رشته روزنامه نگاری دانشگاه مینسک به دو سال سابقه روزنامه نگاری نیاز داشت. در طول سالیان تحصیل او موفق شد تا جوایز متعددی را در زمینه روزنامه نگاری از آن خود سازد. ذوق و نبوغ او در نوشتن به زودی او را تبدیل به روزنامه نگاری مشهور و مطرح کرد. نگارش روایت های دقیق و خواندنی از مسائلی چون جنگ دوم جهانی، مسائل بلاروس، جنگ شوروی و افغانستان، فاجعه چرنوبیل و گفت وگوهای او با شاهدان از جمله زمینه هایی است که این نویسنده با موفقیت روایت کرده است.

او پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه به شهر برسا رفت تا در روزنامه محلی آن جا فعالیت نماید، البته همزمان در مدرسه ای نیز به تدریس مشغول شد. او در آن زمان میان این که به کار خانوادگی خود که همان معلمی بود بپردازد و یا این که روزنامه نگاری و یا فعالیت های علمی را برگزیند مردد بود. اما در نهایت دعوت شدن او به مینسک و کار در یک روزنامه تردیدهای او را بر طرف ساخت. در نهایت نیز او به یک خبرنگار و نویسنده کامل برای مجله ادبی نِمان تبدیل شد. چند سال بعد از کار در روزنامه نمان او توانست به سردبیر بخش غیرداستانی مجله ارتقا یابد. او در این مدت توانست استعداد خویش را در حوزه های مختلف نوشتن همچون داستان کوتاه، مقاله و گزارش های ویژه خبری نمایان سازد. آلس آداموویچ نویسنده مشهور بلاروس و صاحب نظریه «رمان جمعی» در هدایت مفهومی الکسویچ تأثیری جدی گذاشت. این نویسنده زن بلاروسی همواره از آداموویچ به عنوان معلم و استاد خویش و کسی که راه را به او نشان داده نام برده است.

در سال ۱۹۸۳ میلادی او نگارش نخستین کتاب خویش را با نام «چهره غیر زنانه جنگ» به پایان برد. اما برای انتشار آن مجبور شد تا دو سال صبر کند. الکسویچ در آن زمان متهم به صلح طلبی، طبیعت گرایی و عدم تجلیل از چهره زن قهرمان شوروی شده بود. این اتهامات در آن زمان می توانست خطراتی جدی برای او به همراه داشته باشد. خصوصاً این که او با نگارش کتابی با عنوان «روستایم را ترک کرده ام» که شامل مجموعه ای از مونولوگ های افرادی است که از سرزمین مادری خویش آواره شده اند به شدت به عنوان یک روزنامه نگار مخالف اتحاد جماهیر شوروی شناخته شده بود. این کتاب بر اساس دستور کمیته مرکزی حزب کمونیست بلاروس به طور کامل جمع آوری و نابود شد. او در کتاب «چهره غیر زنانه جنگ» روایت زنان سرباز را از جنگ به تصویر می کشد. در واقع او ابعاد و تصاویری از جنگ را نشان می دهد که توسط زنان دیده می شود و مردان از این منظر به جنگ نگاه نمی کنند.تصاویری چون جاده ای که اجساد جوانان آن را پوشانده و فضایی شبیه یک سطح پوشیده از سیب زمینی های یک شکل را به وجود آورده از این دست است. او روایت می کند که زنان پس از جنگ نیز مشکلات خود را داشتند. آن ها باید هویت و زخم های حاصل از جنگ را پنهان می نمودند تا می توانستند ازدواج کنند. کتاب در نهایت در سال ۱۹۸۵ میلادی در مسکو و مینسک به طور همزمان منتشر و با استقبال بی نظیری از سوی خوانندگان و منتقدان ادبی جنگ روبه رو شد.

در همان سال الکسویچ دومین کتاب خویش را با نام «آخرین شاهدان» منتشر ساخت. او در این کتاب شرایط کودکانی را که تنها بین هفت تا دوازده سال سن داشته اند در شرایط جنگ توصیف می کند. توصیفات او از جنگ که از منظر چشم این کودکان بی گناه و معصوم روایت می گردد بسیار تأثیرگذار است. تلاش این نویسنده زن برای نمایش و عریان ساختن مسائل جنگ آن هم از نگاه زنان و کودکان فضایی جدی را در ادبیات جنگ به وجود آورده بود. جالب آن که بر اساس کتاب نخست او یک تئاتر مشهور و چندین سلسله فیلم مستند نیز تولید گردید.

افغانستان موضوع کتاب بعدی او بود. در سال ۱۹۸۹ میلادی او سومین کتاب خود را که «پسرانی از جنس روی» نام داشت منتشر ساخت. کتابی که جنایات ده ساله رژیم شوروی را در افغانستان نمایان می ساخت و برای ده سال از مردم پنهان شده بود. او برای نگارش این کتاب چهار سال به مصاحبه با زنان و زخمی های جنگ افغانستان پرداخته بود و حتی در شرایط خطرناک جنگ سفری نیز به افغانستان داشت. کتاب مانند یک بمب منفجر شد و باعث بازداشت الکسویچ و معرفی او به دادگاه گردید. اما در نهایت به دلیل فشار نهادهای مدنی و عموم مردم این پرونده مختومه اعلام گردید. او در این کتاب نیز با بهره گیری از زبان قوی و البته موجز خویش داستان هایی کوتاه را از زبان سربازان و شاهدان این جنگ روایت می کند. تلاش برای زنده ماندن از سوی مردم و سربازان به بهترین شکل ممکن تصویر شده و به دلیل روزنامه نگار بودن نویسنده فضای مستند و واقعی آن نیز به خوبی حفظ شده است.«مسحور مرگ» کتاب بعدی الکسویچ بود که در سال ۱۹۹۳ میلادی منتشر شد. او در این کتاب به سقوط سرزمین اصلی سوسیالیزم و تأثیرات آن می پردازد. نویسنده با روایت خودکشی ناموفق که در نتیجه این سقوط رخ داده به ارائه روایت دیدگاه خود در این زمینه می پردازد. از این کتاب یک نسخه سینمایی نیز تهیه شده است.کتاب مشهور «آواهای چرنوبیل» دیگر کتاب معروف این زن بلاروسی است که در سال ۱۹۹۷ میلادی منتشر گردید. کتاب شاید چندان به خود حادثه چرنوبیل توجهی نداشته باشد. اما برخورد و انطباق مردم با واقعیات جدید جهان بیشتر مورد توجه است. نویسنده در این کتاب این نکته را مورد تأکید قرار می دهد که مردم باید از چرنوبیل دانشی را کسب کنند که به سود کل بشریت باشد. نویسنده جهان پس از فاجعه چرنوبیل را جهانی متفاوت فرض می کند. به نظر می رسد از منظر نویسنده چرنوبیل وحشتناک تر از حوادثی چون گولاگ (اداره کل اردوگاه های کار و اصلاح شوروی) و هولوکاست باشد.

الکسویچ برای نگارش این کتاب با پانصد نفر از آتش نشانان، فیزیکدانان، پزشکان، سیاستمداران و شهروندان مصاحبه و حاصل آن را در قالب تصویری تراژیک از تجارب شخصی افراد در این زمینه ارائه کرد.

الکسویچ به دلیل فعالیت های اجتماعی و مدنی توسط رژیم لوکاشنکو مورد آزار و اذیت قرار گرفت و در نهایت در سال ۲۰۰۰ میلادی مجبور به ترک بلاروس شد. شهرهای بین المللی به پناهگاه و محلی برای زندگی او بدل شدند. او در شهرهایی چون پاریس، گوتنبرگ و برلین زندگی کرد و در نهایت نیز در سال ۲۰۱۱ میلادی به مینسک (پایتخت بلاروس) بازگشت.

آثار و کتب او به ۱۹ زبان دنیا منتشر گردیده و با استقبال عمومی روبه رو شده اند. ۲۱ فیلم مستند و سه نمایشنامه بر اساس کتاب های او ساخته شده است.

الکسویچ با بهره بردن از زبانی عاطفی و ادبی به روایت تاریخ شفاهی اتحاد جماهیر شوروی و دوران پس از سقوط و دغدغه های انسانی می پردازد. او با بهره گیری از تخصص روزنامه نگاری و ساعت ها مصاحبه کولاژی قدرتمند از مستندنگاری، ادبیات، تخیل و عاطفه را در هم تنیده و در پیش چشمان مخاطب خویش قرار می دهد. ارائه تصویری واقعی از فجایع و جنایات بشری در قرن بیستم ویژگی مهم آثار این نویسنده بلاروسی است. الکسویچ در وب سایت شخصی خویش توضیح داده است که همیشه در جستجوی گونه ای از نوشتن بوده است که بتواند مناسب ترین تصویر از تصور خود از جهان را ارائه نماید. او توضیح می دهد که در این جست وجو به صدای انسان رسیده است. او می گوید با گفت وگو با افراد در مورد فجایع بزرگ انسانی نقاط اشتراکی را یافته که تلاش می کند با طرح این نقاط مشترک هشدار دهد.

این نویسنده با این که به روایت تاریخ شفاهی می پردازد اما با استفاده از قدرت تخیل و ذوق ادبی و شعرگونه خویش جذابیت داستانی را نیز به این واقعیات می افزاید. الکسویچ نویسنده گزیده کاری است که برای هر کتاب خویش چندین سال زمان صرف می کند. خود الکسویچ می گوید که تاریخ نگار حوادث خشک و واقعی نیست بلکه تاریخ نگار احساسات بشری است.الکسویچ راوی ترس ها، توهمات، امیدها، باورها و بی اعتمادی های انسان معاصر است. او در آثار خود نگرانی خویش را از این که جوامع انسانی آن چه را که بر آن ها گذشته به فراموشی سپرده و دوباره اشتباه کنند به وضوح ابراز می نماید. این نویسنده زن تا کنون برنده جوایز ادبی مهمی چون «جایزه ملی منتقدان آمریکا»، «جایزه ادبی لایپزیک» و جایزه «رمارک» شده است.از الکسویچ تا کنون اثری به زبان فارسی ترجمه و منتشر نشده است. باید منتظر ماند و دید آیا اهدای جایزه نوبل ادبیات به او موجب ترجمه آثار او به زبان فارسی از سوی مترجمین ایرانی خواهد شد یا خیر؟

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد