چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵

ما برای اصلی ترین سنگرسازان و سنگربانان جبهه فرهنگی یعنی زنان  برنامه ای نداریم

با لیلا سادات زعفرانچی پژوهشگر اقتصاد خانوار و صاحب درجه دکتری در اقتصاد محض با گرایش توسعه و برنامه ریزی اقتصادی در مورد نقش زنان در فرایند توسعه در جمهوری اسلامی گفت و گویی داشتیم.

zaferanchi

از نظر شما اهمیت پرداختن به مساله زنان درجامعه کنونی ما چیست؟

  • یکی از مسائلی که به نظر می رسد جامعه ما در باره آن باید حساس باشد، مساله زنان است. چون مساله زنان یک مساله اصلی و استراتژیک جامعه است نه یک مساله صنفی و به بسیاری از مسائل دیگر استراتژیک در جامعه ما گره خورده است . به عبارت بهتر وقتی ما در موضوع زنان وارد می شویم یا در باره مادری یا همسری یا دختربودن صحبت می کنیم و از همه مهم تر وقتی در باره خانواده صحبت می کنیم که نمودی بارز از یک اجتماع کوچک است، دیگر بحث ما به صرف زنان مربوط نمی شود بلکه مساله به کل جامعه مربوط می شود. بنابراین باید بفراخور اهمیتی که در کل جامعه دارد، برای آن برنامه ریزی کرد. البته عملا ما می بینیم که اگر چه بحث زنان از طرف رهبران جامعه و علمای دینی ومشخصا در فرمایشات امام ورهبری بصورت جدی مطرح شده و موضوع زن و جایگاه زن در تحکیم همه مناسبات اجتماعی در آن سطوح مورد توجه قرار گرفته اما ظاهرا در حوزه برنامه ریزی اجتماعی با جدیت تعقیب نشده است.

 

به نظر شما چه ضرورت های بین المللی برای پرداختن جدی به موضوع زنان برای ما وجود دارد؟

  • در حال حاضر آنچه که با مطالعه اتفاقات و فعل و انفعالات جهانی در حوزه زنان شاهدش هستیم این است که در ابعاد سیاستگذاری، چه در حوزه های فرهنگی، اقتصادی یا حتی در سیاست به معنای خاص آن توجه ویژه ای به نقش زنان شده و از این ظرفیت که ظرفیتی تاثیرگذار و ویژه است جهت اهداف سیاستگذاری سیاستمداران استفاده می شود.  این که در جریان مذاکرات هسته ای که امری مهم و سرنوشت ساز برای غربی ها حساب می شده، از نقش و حضور زنانی چون اشتون و هم جانشین دیگر او استفاده اساسی می شود بر همین اساس است. نکته اینجاست که در سال های اخیر با توجه به این اهتمام کلی به امور زنان، نهاد زنان سازمان ملل نقشه ای برای حضور حداکثری زنان در فرآیند توسعه تدوین وبه کشورهای جهان پیشنهاد داده است .ازرئوس  این نقشه راه برنامه ریزی برای استفاده از ظرفیت زنان در مدیریت سیاسی اقتصادی و فرهنگی کشورهاست و در همین راستا در حوزه سیاسی یکی ار بندهای این نقشه راه اشاره دارد به این که باید کمیت بانوان در پارلمان ها وهیات های اجرایی دولت ها افزایش یابد. اگر چه نفس کمیت برای ما محل بحث باشد اما قاعدتا توجه به این ظرفیت برای ما اهمیت دارد. ما می توانیم با تعقیب کیفیت مطلوب به دنبال بهینه حضور زنان و استفاده از ظرفیت آنها باشیم.

 

مقام معظم رهبری در یکی از بیانات شان به این نکته اشاره کرده اند که موضوع زنان پاشنه آشیل نظام ماست. در این مورد نظرتان چیست؟

  • با توجه به این که اجماع نسبتا جدی جامعه بین الملل به امر ورود زنان به عرصه قدرت و تصمیم گیریست، اینکه ما در سطح ملی برای این امر چه برنامه ریزی داریم، جای سوال است. اگر موقعیت زنان در نظام و حاکمیت دینی بصورت شفاف، موثر و کارآمد تعریف نشود، قاعدتا توجه بین المللی به این مساله و استفاده نابجا از این ظرفیت در آینده مخاطراتی جدی برای کل حاکمیت به دنبال خواهد داشت . مساله ای که توسط مقام معظم رهبری بعنوان بحث جنگ نرم و مقابله فرهنگی بارها تذکر داده شده به همین امر بر می گردد که ما برای اصلی ترین سنگرسازان و سنگربانان جبهه فرهنگی یعنی زنان  برنامه ای نداریم.  درحالی که برای زنان و حرکت و پیشرفت شان قاعدتا بایستی نقشه مشخص و دقیقی به دوراز شعارزدگی وسیاست زدگی طراحی کنیم.

 

چه کنیم که در مسیرطراحی این نقشه به دام الگویی که غربی ها برای پیشرفت زنان طراحی کرده اند و عمدتا با  تکیه بر کمیت و شاخص هایی که صرفا زنان را در جهان مردانه تعریف می کند، نیفتیم؟

  • ببینید در فضای علوم انسانی قاعدتا برای کسب هر تجربه و آزمون و هر کار عملیاتی نیازمند نظریه پردازی هستیم . اتقاقی هم که در غرب درحوزه زنان افتاده جز این نیست. بر اساس یک نظریه پردازی کاملا هدفمند که مبتنی بر یک نگرش فردگرایانه با شاخص های تعریف شده اقتصادی وسیاسی است، سیستمی طراحی شده که در آن جایگاه زنان هم دقیقا بر اساس شاخص هایی کمی معلوم شده است. یعنی اول سسیستم خودش را بصورت یک کل از آرمان ها و اهداف و ارزش ها تعریف کرده بعد برای همه گروه ها و اقشار از جمله زنان و کودکان و جوانان و غیره جایگاه معینی معین کرده. مهمترین نکته این است که این سیستم و جایگاه این گروه ها از جمله جایگاه زنان با هم کاملا مرتبطند و زنان ازدایره اقتضای کل سیستم اصلا جدا نیستند. ما هم باید این طور باشیم .اگر قراراست که علوم انسانی کمک به توسعه جامعه کند باید همین طور سراغ مسائل برود.  یعنی اول سیستم کلی بر اساس اهداف و ارزش ها و آرمان ها طراحی شود و بعد در این کلیت جایگاه هر بخش از جامعه از جمله جایگاه زنان  تعریف شود.  در این صورت برنامه ریزی در حوزه زنان نه تنها مقطعی و سیاسی نخواهد بود، بلکه بصورت لایه های جامعه مرتبط با سایر موضوعات جامعه قدم بقدم سیستم کلی را برای رسیدن به اهداف نهایی کمک  می کند.

 

نگاه امام و رهبری به موضوع جایگاه زنان، چه کمکی می کند برای تعریف این جایگاه سیستمی و مبتنی بر اهداف و آرمان ها می کند؟ 

  • ما متاسفانه برای مدیریت استراتژیک نظام مان نظریه پردازی برخاسته از علوم انسانی و تفکردینی نداریم . یعنی علمی که بتواند براساس بینش و رویکرد ارزشی به دنبال ارائه راهکار، رفع نواقص و طراحی درست باشد، نداریم. درحالی که ما بایستی با تکیه بر نظرات روشنی که امام و رهبری در موضوع زنان و جایگاه شان مبتنی بر قرائت امروزی از اسلا انقلابی دارند، بتوانیم این طراحی سیستمی را برای جایگاه زنان داشته باشیم. در واقع این تنها راه ماست برای رسیدن به یک الگوی درست برای تغییر زنان در دنیای امروز و پرهیز از افتادن به ورطه الگوبرداری از غرب در این زمینه.

سپاس از وقتی که برای این گفت و گو گذاشتید.

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد