شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵

که بی‌فروغ نگاه تو خانه خانه نبود

اگر روزی از ما بپرسند، زن را چگونه می‌بینی، می گوییم که غزل، بانو مهدیه الهی قمشه‌ای در وصف ریحانه آفرینش ر ا بخوانید این روزها همه ما عزادار نبودنت هستیم، یادت به خیر بانو!

زن باشی و شاعر باشی و عاشقانه بگویی.

زن باشی و شاعر باشی و از دوست بگویی.

زن بودن خودش برای خودش، دنیایی از عاشقانه‌های ناب است و تو، بانوی خوش کردار ادب معاصرمان چه ماهرانه، شور و شعور و عشق و عرفان را در بیت بیت غزل‌هایت هنرمندانه چیدی.

وقتی رفتی، تمامی غزل‌های عاشقانه دیوانت در سوگ نبودنت اشک ریختند و رخت یتیمی بر تن کردند.

به یادت ای بانوی خوش‌لهجه ی شعر این روزهایمان، دیوانت را ورق می‌زنیم و شعر می‌خوانیم و یادش به خیر می گوییم.

اگر روزی ما از بپرسند، زن را چگونه می‌بینی، میگوییم غزل بانو مهدیه الهی قمشه‌ای را در وصف ریحانه آفرینش بخوانید؛ این روزها همه ما عزادار نبودنت هستیم؛ یادت به خیر بانو!

 

 فرشته بود و خدا عشق در میانه نبود

فضای عالم هستی پر از ترانه نبود

سکوت بود و خداوندگار و خلوت خویش

ز شور عشق نشانی در آن زمانه نبود

مقام حسن به‌جا بود و دلبری می‌کرد

ولی چه سود که آیینه در میانه نبود

برای جلوه آن چهره آفریده شدی

برای خلق تو زین خوب‌تر بهانه نبود

تو آفریده شدی ای زن، ای تبلور عشق

که بی‌فروغ نگاه تو خانه خانه نبود

هزار مشعل خورشید این فروغ نداشت

اگر چراغ تو روشن در آشیانه نبود

اگرنه آینه بودی به‌پیش طلعت دوست

حدیث حسن و جمالت بدین فسانه نبود

در این مقام نیامد سخن به سر آتش

که بحر پرگهر عشق را کرانه نبود

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد