چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵

قرعه، نمایشی از دورهمی های زنانه

” قرعه” از مجموعه های تلویزیونی نوروز امسال به کارگردانی” برزو نیک نژاد” بود که تلاش کرد سیمایی از خانواده ایرانی را با همه ضعف ها و قوت هایش در ۱۳ قسمت نشان دهد؛ سیمایی که با محوریت دورهمی زنان یک محله به نمایش درآمد.   

ghore

نفیسه ترابنده/

” محمود اتحادی” از شبکه سه سیما به روی آنتن رفت. ” برزو نیک نژاد” که ساخت مجموعه ” دردسرهای عظیم” را در کارنامه خود دارد، در آخرین تجربه خود باز هم روابط همسایگی بین مردمان یک محله را دستمایه کار خود قرار داده است تا در کنار هم بودن خانواده ها و مهر و محبتی را که در میان خانواده های ایرانی وجود دارد به تصویر بکشد.

نوروز امسال مجموعه تلویزیونی” قرعه” در ۱۳ قسمت به کارگردانی” برزو نیک نژاد” وتهیه کنندگی 

” محمود اتحادی” از شبکه سه سیما به روی آنتن رفت. ” برزو نیک نژاد” که ساخت مجموعه ” دردسرهای عظیم” را در کارنامه خود دارد، در آخرین تجربه خود باز هم روابط همسایگی بین مردمان یک محله را دستمایه کار خود قرار داده است تا در کنار هم بودن خانواده ها و مهر و محبتی را که در میان خانواده های ایرانی وجود دارد به تصویر بکشد.

 

داستان فیلم

” قرعه”ماجرای قرعه کشی وام ۲۰ میلیونی است که بین اهالی محله دربند در جریان است. نصرت خانم

(فریبا متخصص) مسئول جمع آوری اقساط زنان محل و اجرای قرعه کشی است. در طول داستان ماجراهای مختلفی برای اهالی محل اتفاق می افتد که این قرعه کشی ماهانه را تحت تأثیر قرار می دهد. داستان این قرعه کشی زمانی پیچیده می شود که بعد از گذشت ۲۰ ماه در هنگام انجام قرعه کشی اسفندماه بین زنان محل اختلافاتی رخ می دهد و با ورود آقا عباس- شوهر بتول خانم- به قرعه کشی، مردان محل تصمیم می گیرند که انجام قرعه کشی را به دست بگیرند.

در جریان قرعه کشی زنان نقش پراهمیتی دارند. زنان محل سر ماه با تلاش بسیار سعی می کنند تا قسط را از شوهران شان بگیرند. هر زنی به عنوان نماینده خانواده خود برنامه ریزی می کند تا کمبودهایی زندگی را از طریق این وام برطرف نماید. مخاطب در طول سریال به تدریج با فضای خانه زنان محل آشنا می شود.

 

زن مقتدر و دلسوز قصه

“نصرت خانم” گل سرسبد زنان محل است؛ یک زن دلسوز و در عین حال مقتدر که تا نیمه‎های داستان مسئولیت انجام قرعه کشی برعهده اوست، زنی که تمام زنان محل او را معتمد خود می دانند. نصرت خانم در اداره خانه هم زنی تواناست و هوای تمام اعضای خانواده را دارد، او سال هاست در کنار پدرشوهر خود- آقا عوض- زندگی می کند و او را همانند پدر خود دوست دارد. یادمان بیاید در دعواهای آقا نصرت (حمیدرضا آذرنگ) و آقا عوض(هدایت هاشمی)، نصرت خانم همواره به شوهرش گوشزد می کند که باید هوای پدر سالخورده خود را داشته باشد و احترام او را نگه دارد. نکته جالب اینجاست که اسم زن و شوهر اصلی داستان نصرت است؛ نصرت خانم و آقا نصرت همانطور که هم اسم هستند هم دل هم هستند.  زمانی که تمامی اهالی محل آقا نصرت را متهم به تک خوری و نامردی کردند، نصرت خانم تنها کسی بود که نیت واقعی آقا نصرت را درک کرد.

 

تن پروری مرد

“فهیمه”- دختر آقا نصرت- نمونه ای از زنان جوانی است که زندگی مشترک شان به دلیل تن پروری شوهر در مرز فروپاشی است. داوود-داماد خانواده- شغل درست وحسابی ندارد و به جای آنکه روی پای خودش بایستد بار زندگی خود را به دوش پدر خود و آقا نصرت انداخته است. فهیمه مدتی است به حالت قهر به منزل پدری آمده است و تنها راه درست شدن داوود را بی محلی به او و قهر می داند. فیلمساز با مطرح کردن این ماجرا می خواهد نقش بزرگترها را در حل این گونه مشکلات نشان دهد. پدر و مادر داوود بارها برای حل مشکل زندگی پسرشان به منزل آقا نصرت می آیند و آقا نصرت تنها راه را سرکار رفتن داوود عنوان می کند. با سماجت فهیمه و آقا نصرت  بالاخره داوود در آزمایشگاهی مشغول به کار می شود.

 

زن نان آور خانواده

“سوری خانم”یکی دیگر از زنان محل است که او هم شوهری بیکار و معتاد دارد. آقا فتحی(غلامرضا نیکخواه) مردی کفتر باز است که بیش از آنکه به خانواده خود اهمیت بدهد سرگرم تر و خشک کردن کفترهایش است. سوری خانم در طول سریال چندبار اشاره می کند که او نان آور خانواده است. او برای تهیه جهیزیه دخترش بی صبرانه در انتظار پول قرعه کشی است. نصرت خانم نیز با درک اهمیت این موضوع با تدبیر خود همسایه ها را راضی می کند تا قرعه به نام سوری خانم بیفتد اما سوری خانم که عزت نفس بالایی دارد پس از آنکه می فهمد قرعه کشی صوری بوده است، پول وام را پس می دهد تا زیر بار منت اهالی محل نباشد.

 

پدر معتاد یک مشکل است

“پرستو”- دختر سوری خانم- می خواهد با پسر آذر خانم( پرستو گلستانی) ازدواج کند اما منتظر جور شدن پول برای تهیه جهیزیه است. اوج شرمندگی پرستو زمانی است که خانواده خواستگارش اتفاقی می فهمند که پدر او معتاد است. دخترانی مثل پرستو در جامعه کم نیستند، دخترانی که به دلیل اعتیاد پدر همواره شرمنده بوده و گاه از ازدواجی موفق محروم می شوند.

 

دورهمی های زنانه

فیلمساز در کنار بیان داستان با زبانی طنز نگاهی هم به مشکلات و پیامدهای منفی جمع‎های زنانه دارد. یکی از این پیامدها باز شدن بساط غیبت و خبرچینی در جمع‎های زنانه است که به عنوان اخلاقی غلط و مذموم گاه موجب از هم پاشیدگی خانواده ها می شود. این نکته از زبان عباس آقا در سریال بیان می شود. عباس آقا معتقد است دورهمی زنان برای قرعه کشی به لانه جاسوسی تبدیل شده است. او برای اثبات حرف خود  نمونه‎هایی از اسرار زندگی خصوصی اهالی محل  را بازگو می کند.

 

درد تنهایی سالخورده ها

سریال ” قرعه” نگاهی هم به مسئله ازدواج افراد سالخورده و مخالفت فرزندان آنها دارد. احساس تنهایی و نیاز به یک هم صحبت مهم ترین عامل تمایل افراد سالخورده و میان سال به ازدواج است. یادمان بیاید سکانسی را که آقا عوض سر سفره غذا در جواب پسرش که معتقد است:« بابا عوض تاحالا زن نگرفته چون ما دورش بودیم و تنهاش نذاشتیم» می گوید:« زندگی همش سیر ترشی نیست،آدم از یک سنی به بعد دیگه خسته میشه، میبره، خدا هیچ وقت شما رو به درد من مبتلا نکنه، درد تنهایی.» درست است که آقا نصرت و نصرت خانم همواره مراقب آقا عوض هستند اما نیاز روحی به یک هم دل باعث می شود تا بازهم آقا عوض احساس تنهایی کند. آقا عوض و ملیحه خانم موضوع عقد را به دلیل ترس از واکنش فرزندان شان از آنها پنهان می کنند. سیامک-پسر ملیحه خانم- نمونه‎ای از فرزندانی است که درکی از نیازها و تنهایی پدر و مادر خود ندارند. سیامک با وجود گذشتن سنی از مادرش هنوز موبایل او را چک کرده و با پیدا کردن عقدنامه الم شنگه به پا می کند و فقط زمانی آرام می شود که آقا عوض وعده پول به او می دهد. مخاطب در پایان داستان به وضوح احساس آرامش را در چهره آقا عوضِ بهانه‎گیر و ملیحه خانم مشاهده می‎کند.

 

خانواده و یک محله

” قرعه”اثری کاملاً خانوادگی و با موضوع صیانت از خانواده است که با به تصویر کشیدن زندگی اهالی یک محل هم گریزی به مسائل و دغدغه های خانواده های امروزی دارد و هم در قالبی طنز به بیان مشکلات اقتصادی و اجتماعی می پردازد. این سریال می خواهد تصویری از روابط صمیمی اهالی محله‎ای را نشان بدهد که به تدریج در حال فراموشی است، محله‎ای که در آن همسایه از حال همسایه باخبر است و در خوشی‎ها و ناخوشی‎ها شریک هم هستند.

/انتهای متن/

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد