چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵

فرزانه کم توان است یا توانمند؟

به بهانه روز دختر با دختر جوانی صحبت کرده ایم که که با وجود معلولیت مادرزادی و کم توانی، فعل خواستن و توانستن را به نحو احسن صرف کرده وبه موفقیت‌های بسیاری رسیده است؛ فرزانه حبوطی، نویسنده وشاعر جوانی که با همت و تلاش توانسته به مرزهایی از توانمندی برسد که خیلی از دختران جوان سالم ممکن است خوابش را هم نبینند.

farzane_hobooti1

اعظم صفایی/

چهاردهم مرداد تولد حضرت معصومه سلام الله علیها در تقویم، روز دخترنامگذاری شده است؛ روزی متبرک برای تمام دختران ایران زمین، دخترانی که نعمات زندگی هستند ودر اسلام نسبت به تکریم آنها تأکید بسیار شده است.

بحث حمایت از دختران بحث گسترده‌ای است که موارد بسیاری را شامل می‌شود که بخشی از آن بر عهده خانواده‌ها وبخشی بر عهده مسئولین دولتی است. دراین میان آنچه اهمیت بیشتری دارد ودر کسب موفقیت‌های فردی واجتماعی به دختران کمک بسیار می‌کند، تقویت حس خودشناسی وخودباوری در دختران است. قطعا مسئولیت بازآموزی این خصائص بر عهده والدین است. والدینند که می توانند به دخترها بیاموزند که دستیابی به موفقیت وپاداش‌های اجتماعی چیز خارق العاده‌ای نیست وتنها با کمی ایمان به خود و توانایی های خود می توان به آن رسید؛ همان گونه که والدین فرزانه حبوطی مخصوصا مادر شریفش برای او چنین کرده است.

فرزانه حبوطی متولد ۱۳۵۸تحصیلات خود را در مقطع کاردانی نرم افزار کامپیوتر به اتمام رسانده است. وی نویسنده وشاعر جوانی است که با وجود معلولیت مادرزادی فعل خواستن را به نحو احسن صرف کرده وبه موفقیت‌های بسیاری رسیده است؛ گفتگوی به دخت را با ایشان بخوانید.

خانم حبوطی درباره بیماری که منجر به معلولیت شما شد، برای مان بگویید واینکه از چه سنی درگیر عوارض سخت بیماری شدید؟

  • معلولیت من مادرزادی و ژنتیکی است؛ نام بیماری من استخوان شکننده و اصطلاح علمی آن”استئوجنسیس ایمپرفکتا” است وتا کنون راه درمانی برای این بیماری کشف نشده است. اوایل والدین من از معلولیت من خبر نداشتند وتنها می دیدند زمانی که مرا در بغل می‌گیرند، بیش از اندازه گریه می‌کنم. با مراجعه به پزشکان مختلف وعکس برداری متوجه شدند نقاط مختلفی از بدن من دچار شکستگی شده است. پزشکان در ابتدا توضیح خاصی به والدین من در رابطه با بیماری ندادند وتنها گفتند که نگهداری از من بسیار کارحساسی است و امکان شکنندگی استخوان‌های من با کوچکترین ضربه وجود دارد.

 

شکنندگی استخوان و دردهای شدید

پوکی استخوان ونرمی استخوان در این بیماری به حدی شدید است که با کوچکترین فشارعضله، استخوان می‌شکند. یکی از مهمترین مشکلاتی که این بیماری برای من ایجاد کرده ، دردهای استخوانی شدیدی است که از کودکی تا به حال وجود دارد. پیش از اینکه به مدرسه بروم از این‌که در میان کودکان سالم تحصیل کنم، خجالت می‌کشیدم زیرا به دلیل معلولیت نمی‌توانستم راه بروم .تا اینکه مادرم مرا پیش چند کودک معلول برد تا از نزدیک ببینم که کودکانی مانند من هم وجود دارند ولی با وجود این هم سال اول مدرسه را معلم در منزل به من درس داد ومتوجه شدند که من به لحاظ هوش و گیرایی مشکلی ندارم ومی‌توانم در کنار سایر کودکان سالم تحصیل کنم.اینکه در میان کودکان سالم درس خواندم، در موفقیت من بسیار موثر بود، هرچند اوایل پذیرش من در مدرسه با مشکلاتی همراه بود.

در طول دوران زندگی زمانی برای شما پیش نیامد که در مورد این بیماریت با خود بگویی چرا من؟ چرا دیگران نه ؟ از ابتدا این روحیه قوی در تو وجود داشت که تو را به دستیابی به موفقیت رسانید؟

  • خیلی اوقات که دردهای شدید به سراغم می‌آید، با خود می‌گویم چرا من؟ چه گناهی مرتکب شدم که این دردها را باید تحمل کنم. به طور عمومی خواه ناخواه قوی ترین افراد مواقعی در مقابل درد کم می‌آورند. طبیعتا من هم که که مجبور به تحمل دردهای شدیدی هستم که این بیماری به دلیل شکستگی استخوان‌ها ایجاد می‌کند، گاهی چنین حرف هایی با خودم می گویم. این دردها طوریست که استخوان حالت شکستگی پیدا می کند بدون اینکه پزشک آنها را گچ بگیرد و من باید تحمل کنم تا استخوان مجدد جوش بخورد وطبیعی است که دردهای وحشتناکی باشد. مواقعی از خداوند گله می‌کنم که چرا این دردهای غیر قابل تحمل را به من دادی ولی بعد از گفته خودم پشیمان می شوم وبه خود نهیب می‌زنم که با درد کنار بیا. با این کنار آمدن می بینم که شرایط را راحت تر سپری می‌کنم.

با وجود شرایط سخت جسمانی که دارید، ایده رفتن به دانشگاه وادامه تحصیل چگونه به ذهن تان رسید؟ چه کسی شما را همراهی کرد؟

  • از ابتدا ادامه تحصیل را دوست داشتم وبه دلیل اینکه در میان سایر کودکان از ابتدا تحصیل می‌کردم وبا وجود ضعف جسمانی در دروس موفقیت داشتم اعتماد به نفس خوبی پیدا کردم.

 

مادرم، همراه مهربان وصبورم

نقص عضو وناتوانی در راه رفتن باعث شد تا علاقمند باشم حداقل در درس خواندن وادامه تحصیل موفق شوم ولی این کار ساده نبود ونیاز داشت کسی همراه من باشد که هم در محیط دانشگاه از من مراقبت کند وهم مرا به دانشگاه ببرد. در این مسیر مادرم بسیار مشوق من بود وبا حمایت او توانستم ادامه تحصیل بدهم . مادرم مرا بغل می‌کرد وبه دانشگاه می‌برد وآنجا منتظر من می‌ماند ومرا به منزل برمی‌گرداند.در کنکور دانشگاه سه رشته قبول شدم . نرم افزار کامپیوتر از دانشگاه سراسری ، رشته ریاضی در دو دانشگاه غیرانتفاعی وپیام نور. به دلیل علاقمندی به کامپیوتر این رشته را انتخاب کردم. سختی‌های بردن وآوردن من به دانشگاه بسیار دشوار بود ومادرم مهربانانه تمام این سختی‌ها را تحمل می‌کرد واغلب مورد تشویق مدیران واساتید دانشگاه قرار می‌گرفت.

از چه زمانی متوجه وجود استعداد خود در نویسندگی شدی؟

  • در پایان دوره کاردانی لگن من دچار شکستگی شد ودیگر قادر به نشستن نبودم ودر این مدت خیلی گریه وزاری می‌کردم ومدام گله گذاری داشتم .

 

حرف های دلم را روی کاغذ آوردم

در این زمان حس می‌کردم دلم می‌خواهد به جای اینکه به مادرم بگویم تا غصه دار شود این گله ها را بنویسم. حرفهای دلم را بر روی کاغذ می‌آوردم وسبک می‌شدم. با افزایش آگاهی ومطالعه اقدام به نوشتن کردم. در خلال نوشته ها گاهی اشعار تک بیتی ودوبیتی هم می‌نوشتم. در این زمان کتاب عروض وقافیه را هم گرفتم و با فنون شعر نویسی آشنا شدم. اولین شعرم درباره امام زمان بود که بیت اول آن این است:

ای نگاهت دوای هردردی       آرزومی‌کنم که برگردی

کاش من با خبر شوم روزی     لحظه‌ای بردلم گذر کردی

در ابتدا تنها حرف های دلم با خداوند را می‌نوشتم . رفته به رفته با بهبود شکستگی لگنم در سال ۱۳۸۵ با انجمن باور آشنا شدم که اقدام به نشر اشعار ومقالات من در نشریات گوناگون کردند. یکی از نقاط موثر در پیشرفت من شرکت در کلاس های افزایش اعتماد به نفس برای معلولین در موسسه رعد بود که باعث شد اعتماد به نفسم بالا تر برود.رفته به رفته شروع به تمرین برای نوشتن مقالات اجتماعی در خصوص معلولین کردم وبا پیشرفت کارم موسسه باور این مقالات را به رسانه‌های مختلف ارسال کرد.

در رابطه با کتابی که اخیرا از شما چاپ شده برای مان بگویید. به چه دلیل تصمیم به بازنشر وجمع آوری آثارت گرفتی؟

  • این کتاب در خصوص مقالاتی است که طی این سال ها برای معلولان ومشکلات آن‌ها در حوزه‌های مختلف نوشتم.ازدواج معلولان، مناسب سازی، اشتغال معلولان، معلولیت ومعنویت، تجربیات شخصی خودم با معلولیت و راهکارهایی که برای مقابله با مشکلات ناشی از معلولیتم پیدا کردم، از عناوین این کتاب است.

3

مقالاتم جمع آوری و چاپ شد

  • ایده گردآوری این مقالات را مادرم مطرح کردند وبه من گفتند که این همه سال فعالیت من در عرصه نویسندگی بهتر است در غالب کتابی دربیاید تا هم دیگران به راحتی استفاده کنند وهم خودم نتیجه زحماتم را در غالب کتاب ببینم. این مقالات در مجلات دنیای زنان، پیک توانا ،همشهری،مردم سالاری و…به چاپ رسیده بود.به همین دلیل با انتشارات دانشیاران ایران صحبت کردم وآنها موافقت کردند که مقالات جمع آوری شده من را با قبول هزینه چاپ بر عهده گرفته ومنتشر کنند. اگرچه تا به حال عواید چندانی از فروش کتاب به دست من نرسیده است ولی لیکن برای من این کار بسیار ارزشمند است.

باتوجه به اینکه درآستان هروز دختر هستیم، شما به عنوان یک دختر موفق چه پیامی برای دختران ایرانی دارید؟

  • به نظر من موفقیت همان تلاش است چه به نتیجه برسد یا نرسد . اگر از من بپرسید که هدفم برای آینده چیست، من در جواب می‌گویم با توجه به وضعیت جسمانی من که روز به روز وخیم تر می‌شود، نمی‌توانم بگویم قطعا می خواهم به فلان هدف دست ‌یابم، ولی می گویم تلاشم را می‌کنم تا در کنار فعالیت‌های امروزم درآمدی کسب کنم که در آینده بتوانم روی پا خودم بایستم و برای همیشه به پدر و مادرم وابسته نباشم.

 

دختران مدام ناله نکنند

  • دوست دارم برای این هدف خوب تلاش ‌کنم ولی نتیجه برایم مهم نیست. مهم این است که از تلاش و فعالیت خودم رضایت داشته باشم. به نظرم دستیابی به هدفی که احساس رضایت را به دنبال دارد، خودش موفقیت است. ممکن است گاهی ما در این تلاش های مان به اهداف مان دیر دست پیدا کنیم ولی نباید ناامید شویم. توصیه من به دختران این است که مدام ناله نکنند که کار نیست. آنها که سالم هستند، هزار ویک فعالیت در انتظار آنهاست که در منزل هم قادر به انجامش هستند . الان حتی دختران معلول برای خود کانال هنری درست کرده‌اند که نمونه‌ کارهای هنری خود را برای فروش معرفی می‌کنند. امروز دیگر دختران با استفاده از دنیای ارتباطات می‌توانند فعالیت کنند و نتیجه بگیرند و این خودش باید برای شان ایجاد انگیزه کند برای تلاش و امیدواری.

 

اشتغال، خواسته اول معلولین است

خواسته شما از دولت ونهادهای ذی ربط چیست؟

  • من وامثال من متوقع نیستیم دولت تمام هزینه های ما را تقبل کند ولی توقع داریم به مهم ترین خواسته ما یعنی اشتغال توجه شود. کاری که بعضی اِن جی اُ های مردمی اقدام به آن کرده وبا دریافت مشخصات وتوانایی‌های معلولان برای آنها شغل در نظر می‌گیرند. به طور نمونه چند مورد کار در منزل برای من پیدا کردند. گسترش این نوع اقدامات توسط دولت بسیار موثر است زیرا هزینه‌های درمانی ما بسیار است.از طرفی اگر این مراکز با نظارت دولتی باشد جلوی بسیاری از سوءاستفاده‌ها از معلولین گرفته خواهد شد.ارائه تجهیزات و وام‌های بانکی به معلولین بسیار مهم است ونیازهای مادی ما را تا حدی مرتفع می‌کند. بهزیستی هزینه دارویی ما را تقبل نمی‌کند ومی‌گوید بودجه نداریم به نظر من دولت باید شرایطی برای معلولان حاد در خصوص رفع نیازهای مادی در نظر بگیرد.

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد