جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵

“غروب آفتاب در اندلس” کتابی برگرفته از تفسیر «الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم» به قلم «محمد طنطاوی الجوهری» است، روایتگر داستان غم انگیز سقوط تمدن با شکوه اسلامی دراندلس و چرایی این شکست مسلمانان، با تاکید بر نقش دختران و سرنوشت زنان در این میان.

فاطمه قاسم آبادی/

غروب آفتاب در اندلس” کتابی برگرفته از تفسیر «الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم» است، که به قلم «محمد طنطاوی الجوهری»؛ راوی روایتگر یک سقوط و فریادگر حکایت دوری از خویشتن و بیگانه شدن با مکتب اسلام می‌شود؛‌ حکایت این کتاب خواننده را به روزگار شکوه اسلام در اندلس می‌برد و در کوچه پس کوچه‌های غربی‌ترین سرزمین‌های اسلام، به نظاره دلایل سقوط دوران با شکوه اسلام در غرب می‌نشاند.

 

سقوط دردناک

سقوط کشور زیبای اندلس یکی از تکان‌دهنده‌ترین و عبرت‌‌انگیزترین، حوادث تاریخ اسلام است که بررسی علل شکست و اخراج مسلمانان   تحقیقات متعددی در میان مورخان و تحلیل‌گران شده است. چگونه می‌شود که قومی صاحب مجد و عظمت در اثر تفرقه داخلی، برتری‌جویی‌های نژادی و غوطه‌ور شدن در تن‌پروری و عیاشی روح ایمان خود را از دست می‌دهد و به شیواترین وجه مصصداق آیه ی قرآن می شود که فرمود:

«إن الله لایغیر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم‏»

 

دوران با شکوه اسلام در اندلس

مسلمانان در سال ۹۲ هجری برابر با ۷۱۱ میلادی اندلس را فتح کردند و به مدت ۷۸۱ سال بر آنجا و برخی از نقاط دیگر اسپانیا حکومت کردند. خدمات مسلمانان به اندلس و فرهنگ غربی چنان چشمگیر است که حتی تاریخ‌نگاران و مستشرقان غربی نیز نتوانسته ‌اند از شکوه تمدن اسلامی در آن دیار چشم بپوشند. همگان می‌دانند که بزرگانی نظیر ابن‌باجه، ابن‌رشد، ابن‌طفیل و ابن‌عربی، ابن‌فرناس، زرقالی، مجریطی، ابن‌صغار قرطبی، بتروجی و… در فلسفه و عرفان و ریاضیات و نجوم و شیمی و پزشکی و حوزه‌های متنوع علمی، محصول حاکمیت اسلام بر سرزمین اندلس هستند.

«مارتینیث مونتابث» مستشرق اسپانیایی می‌نویسد که اگر حاکمیت هشت قرنه اسلام بر اسپانیا نبود، هرگز این کشور وارد گردونه تاریخ تمدن نمی‌شد. در حالی که اروپای همسایه، اسیر تیرگی جهل و عقب ماندگی بود، اسلام روشنایی خرد و فرهنگ را به آنجا منتقل کرد.

 

دسیسه ای برای مسلمانان

زمانی که مسلمانان پس از فتح اندلس تا قلب فرانسه پیشروی کردند، «شارل» پادشاه فرانسه پیش‌بینی کرده بود که غنائم، تن‌آسایی و تنعم و تجمل زمامداران روزگاری باعث انحطاط مسلمانان خواهد شد و در ماجرای سقوط اندلس دقیقاً چنین شد و حتی این هوسرانی به افراد عادی هم سرایت کرد. انتشار آزادانه مسیحیت در مملکت اسلامی ایمان جوانان مسلمان متزلزل کرد و عیاشی و شهوترانی از تعلیم و تعلم بازشان داشت.

زمامداران مسیحی برای رخنه در بنیادهای دولت اسلامی روابط تجاری خود را با مسلمانان توسعه دادند تا در اثر رفت و آمد با آنان، روحیه دینی آنان را تضعیف کنند و با رواج مشروبات الکلی در میان آنان روح سلحشوری را در آنان از میان ببرند. مشروبات الکلی رایگان در دسترس جوانان مسلمان قرار می‌گیرد، می‌خوارگی عملی علنی می‌گساری نشانه تجدد تلقی می‌شود.

 

دخترانی برای فریب جوانان

برای تضعیف عقاید مذهبی جوانان مسلمان برای نخستین بار در کنار رودخانه قرطبه پایتخت مملکت، تفریح‌گاه عمومی احداث می‌شود و دختران زیبای اروپایی را در آنجا به گردش در می‌آورند. مدارس مجانی از سوی مسیحیان باز می‌شود و جوانان مسلمان به مدارس نصرانیان وارد می‌شوند. دیگر خبری از سبک زندگی اسلامی نیست و لباس ساده مسلمانی که نماد کار و مجاهده بود، به تدریج جای خود را به جامه حریر و دیبای عیاشی غربی می‌دهد.

 

تضعیف نظامی

حالا نوبت حضور نظامی است؛ انحطاط در طبقه زمامداران تا بدانجا می‌رسید که بر سر دخترکی نصرانی، جنگ خونینی بین دو استاندار اسلامی به راه می‌افتد. زمامداران مسیحی هم که از دیرزمانی به انتظار وقوع جنگ‌های داخلی در کشور اسلامی اندلس نشسته‌اند، فرصت را غنیمت می‌شمرند. «والانس» نخستین جایی است که سقوط می‌کند؛ سقوطش بسیار غم‌انگیز است، مسجد و مدرسه بزرگ شهر به آتش کشیده می‌شود و بیش از ۴۰ هزار مسلمان مورد قتل و غارت تجاوز قرار می‌گیرند.

 

تفرقه بینداز و حکومت کن

تفرقه و چند دستگی در حالى که حکومت‏‌هاى محلى مسلمان با هم درگیر جنگ قدرت بودند، با پشتیبانى کلیسا، گروه‌‏هاى دینى متعصب و نیرومندى در مسیحیت تشکیل یافت که با کنار گذاشتن مسائل اختلافى، به صورت انسجام یافته علیه مسلمانان وارد جنگ شدند. سپاه کاستیل سرانجام در دوم ژانویه ۱۴۹۲ وارد غرناطه شد و صلیب را به جاى هلال بر برج هاى شهر برافراشت و ابوعبدالله، سلطان شکست خورده غرناطه با دیدگانى اشکبار «قصرالحمراء» (کاخ سرخ) را براى همیشه ترک کرد.

 

مسیحی شوید یا بروید

با پیروزی مسیحیان فرمانروایان اسپانیا بر یکنواختی مذهبی تأکید کرده و بسیاری از موروها و یهودیان را از آن کشور اخراج کردند. پس از فتح کامل اسپانیا کلیسا دو راه را پیش روی مسلمانان قرار داد: یا اینکه بمانند و مسیحی شوند یا اینکه اموال خود را بفروشند و به مغرب بروند. بدین ترتیب سیاستی مبتنی بر خونریزی و شکنجه در پیش گرفت و محکمه تفتیش عقاید یا محکمه مقدس برای برافکندن اسلام و مسلمانان کار خود را آغاز کرد.

 

سرنوشت زنان بعد از شکست

در جریان غلبه بر اندلس حجاب را از زنان مسلمان برگرفتند. ایلدفونس بعد از فتح قرطبه دستور داد تا پنجاه دختر از مشاهیر و بزرگان مسلمان را در میان ارتش مسیحی تقسیم کنند. تعداد پنج هزار نفر دوشیزه مسلمان به پادشاه قسطنطنیه اهدا شد.

در شهر والانس نیز سپاهیان وحشی اروپایی در مقابل چشمان والدین به دختران مسلمان تجاوز و به زن های مسلمان در برابر شوهرانشان دست اندازی کردند. هر که را از ناموس خویش دفاع می کرد و غیرت دینی را آشکار می ساخت از میان برمی داشتند به طوری که سیزده هزار مسلمان را به گناه دفاع از شئون خانواده و همسر و دختر خویش به خاک و خون کشیدند، این فجایع چنان وحشیانه ادامه یافت که برخی مردان مسلمان، زنان و فرزندان را رها کردند و می گریختند.

 

شهید مطهری و اندلس

استاد شهید آیت اله مطهری در کتاب «آشنایی با قرآن» قصه پر غصه اندلس اسلامی را این گونه شرح می دهد:

“تاریخ بشر نشان می دهد که هر گاه قدرت های حاکم می خواهند جامعه ای را تحت سلطه خود قرار دهند و آن را استثمار کنند، تلاش می کنند تا روح جامعه را فاسد کنند و برای این منظور تسهیلات شهوت رانی را برای مردم مهیا می کنند و آن ها را به شهوت رانی ترغیب می کنند. نمونه عبرت انگیزی از این شیوه کثیف، فاجعه ای بود که در اسپانیای مسلمان برای مسلمانان اتفاق افتاد.

مسیحیان برای خارج کردن اسپانیا از چنگ مسلمانان ، از راه فاسد کردن روحیه و اخلاق جوانان مسلمان واردعمل شدند تا آن جا که توانستند وسایل لهو لهب و شهوت رانی را به سهولت در اختیار مسلمانان قرار دادند و در این کار تا آن جا پیش رفتند که حتی سرداران و مقامات دولتی را نیز فریفتند و آنان را آلوده ساختند و به این ترتیب توانستند عزم، اراده، نیرو ، شجاعت، ایمان و پاکی روح مسلمین را از میان بردارند آن ها را به آدم هایی زبون،ضعیف، شهوت ران ، شراب خوار و زن باره مبدل کنند و پرواضح است که غلبه و پیروزی بر چنین مردمی کار دشواری نیست.”

 

مراقب باشیم

اهل بصیرت کسانی هستد که از حوادث تاریخی عبرت می گیرند و با به کارگیری عبرت ها از تکرار قصه های پرقصه جلوگیری می نمایند. اگر اندلس اسلامی پس ازهشتصد سال با ترویج فساد و بی بند و باری و تباه شدن فکر و اندیشه مسلمانان در برابر دشمنان سرتسلیم فرود آورد، اکنون با گذشت فقط ۲۵ سال از انقلاب اسلامی، درد آشنایان و دلسوزان انقلاب و در راس آنان رهبر فرزانه انقلاب اسلامی . حضرت آیت اله العظمی خامنه ای زنگ های خطر را برای جامعه اسلامی ایران به صدا درآورده اند که بدانید و آگاه باشید ، دشمن در پی اندلسی کردن ایران اسلامی است.

 

سیاست اندلسی

همان طور که در صدر این نوشتار اشاره شد، مقام معظم رهبری بیش از هر کس دیگر در این زمینه سخن گفته و هشدار داده اند. از سال های ۱۳۷۱ به بعد، مرتب به گشودن جبهه فرهنگی علیه انقلاب و آغاز تهاجم فرهنگی و قتل عام فرهنگی، اشاره داشته و در نهایت خلاصه کلام را در جمع جوانان پر شور زاهدانی اینگونه اظهار فرمودند:

“سیاست اندلسی کردن ایران، سیاست مشخص مراکز قدرت جهانی و صهیونیزم بین الملل در قبال نظام اسلامی است”

 

قسمت هایی از کتاب

“می‌خوارگی که تا آن زمان در نزد مسلمانان، عملی حرام، شرم‌آور و ننگین بود، از این پس، کاری عادی و معمولی و رایج گردید. به‌ویژه این که، جوانان مسلمان تحصیل‌کرده در مدارس مسیحیان اروپایی، در نوشیدن شراب، پیشگام بودند و به همین خاطر، باده‌نوشی یکی از ویژگی‌های دانش‌آموختگان، روشنفکران و نوگرایان به شمار می‌آمد. بنابراین هر که از این کار سر باز می‌زد او را کهنه‌پرست، مذهبی خشک و متعصب می‌دانستند.”

“در عشرتکده‌ها و مراکز عیش و نوش، دختران مسیحی که از سوی کشیشان برای به فساد کشاندن جوانان مسلمان استخدام شده بودند به دلربایی فرزندان مسلمان، مشغول بودند. جوانان مسلمان تا دیری از شب در آن مهمانخانه‌هایی که محل زنان و دختران بدکاره بود، بی‌پرده به خوشگذرانی، باده‌نوشی و رقص و پایکوبی می‌پرداختند.”

/انتهای متن/

1 دیدگاه

  1. رئوفه گفت:

    ممنون مطلب جالبی بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد