یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵

عشق بدون مرز، تصویری از عشق مادران آزاده

کتاب “عشق بدون مرز” از آثار نویسنده ی زنی است که با نثری شیوا و روان به موضوع جنگ و نقش محوری مادران در آن، توانسته اثری جذاب و سرگرم‌کننده مثل سایر رمان‌های اجتماعی بر مخاطب داشته باشد.

love-without

فاطمه قاسم آ بادی/

جنگ هشت ساله ی ایران و عراق، اگر چه برای مردم ما “دفاع مقدس” بود، اما مثل جنگ در هر سرزمین دیگری خسارت هایی به بار آورد . یعنی اگر چه به یمن اعتقادات پاک و والای حاکم بر این جنگ و جنگاوران، این جنگ در هاله ای از معنویت و تقدس قرار داشته است، اما  خسارت هایش را نمی شود انکار کرد؛ خسارت هایی که ممکن است در نگاه اول بیشتر برای مردان باشد. چرا که جنگ را گفتمانی مردانه تعریف می کنند. اما واقعیت این است که نه خود جنگ گفتمانی تماما مردانه است و نه روایت آن.

این است که در میان روایت هایی که در این سال ها ز جنگ نوشته شده، کم نیست روایت هایی زنانه که به خوبی هم به بیان خشونت های پنهان و آشکار لحظه های جنگ پرداخته است. زنان نویسنده ای داشته ایم که زینب وار با صدایی زنانه، روایتی دیگر را از جنگ از منظر مادر یا همسر یا دخترکی به تصویر می کشند که روی دیگر چهره جنگ را بر مخاطب آشکار می کند.

 

نویسنده ی عشق بدون مرز

منیرالسادات موسوی متولد ۱۳۳۷ در همدان است که تاکنون حدود ۱۵کتاب از وی  منتشر شده است که از جمله ی آنهاست:

 «جنگ و عشق» برگزیده ی جایزه کتاب فصل سال ۸۶، مجموعه ی داستان دفاع مقدس «طوفان و زنبق»، رمان «فصل رزهای صورتی»، مجموعه ی داستان انقلاب «نیلوفر و ماه»، «لطفاً پنجره را ببند» و «صخره‌های شیشه‌ای».

 داستان «عشق بدون مرز» نیز مثل سایر آثار موسوی در حوزه ی ادبیات دفاع مقدس سعی در روایت ماجراهایی دارد نزدیک به واقعیت از جنگ تحمیلی و از منظر افرادی که خود درگیر جنگ هستند یا در حاشیه میدان جنگ، جنگی دیگر در درون خود به پا کرده اند.

 

آغاز داستان

رمان «عشق بدون مرز» از خواب یک مادر آغاز می شود؛ مادری که کودکش را در روز عاشورا به دنیا می آورد و نام «حسین» را برایش انتخاب می کند و بعدها این حسین است که در صحنه ی جنگ عاشورایی دیگر می آفریند.

نویسنده در این داستان شخصیت هایش را به شخصیت های بزرگ تاریخ اسلام پیوند می زند و سعی در ارائه ی روایت متفاوتی از دفاع مقدس دارد. داستان در میانه ی خود به دو قسمت تقسیم می شود:

قسمتی به روایت مادر رزمنده ی جنگی از فراق فرزندش و هم تب و تاب های پرسوز مادرانه اش می پردازد.

 قسمت دیگر زندگی جوانی به نام حسین از خلبانان ارتش جمهوری اسلامی است و تجربه های این شخصیت از میدان های جنگ و موقعیت های خونین و خشونت باری که از سرگذرانده است.

نثر ادبی منیرالسادات موسوی در کتاب «عشق بدون مرز» به شدت ساده و روان و بر پایه اِلِمان های سبکی واقع گرایانه است.

 

عشق مادران آزاده

«عشق بدون مرز» را باید تلاشی برای ترسیم دو چهره دانست: نخست مادران شهدا و آزادگان و رزمندگان و دیگری ترسیم چهره‌‌ای نزدیک به واقعیت از رزمندگان ایرانی.

هر دو این ها ، در بستری از اعتقاد و باورهای مذهبی رایج در خانواده‌های سنتی ایرانی شکل می گیرد که تم اصلی تشکیل دهنده ی اغلب خانواده‌های فعال در دفاع مقدس است.

همان طور که اشاره شد موسوی برای نگارش رمان خود از یک خواب شروع می‌کند؛ خوابی که آن را نماد سروشی از غیب معرفی کرده و سعی دارد تا با استفاده از آن تعلیقی داستانی را پیش روی مخاطب از همان نخستین صفحات کتاب بگشاید.

این تعلیق در ادامه با ماجرای اندوه مادر شخصیت اصلی داستان از به دنیا آمدنش و همزبان شدنش با یک رودخانه برای شرح خوابش، روایتی شبه سوررئال را پیش روی مخاطب باز می‌کند.

 

چهره ی شیعیان عراق

داستان اما از میانه ی راه دو سمت می گیرد و نویسنده توانسته هر دو طرف ماجرا را با تمام توان خود به پیش ببرد طوری که از هر گونه کلیشه‌گویی جدا شده و به واقعیت مادران رزمندگان نزدیک شود؛  واقعیتی که نشات گرفته از دو حقیقت است: حقیقت مادری با تمام بیم و امیدهای طبیعی آن و حقیقت انتساب به یک رزمنده ی مفقود الاثر با تمامی سختی‌ها و سوز و گداز‌هایش است.

در بخش دوم اما داستان تصویرگر زندگی جوانی به نام حسین از خلبانان ارتش جمهوری اسلامی است که زندگی وی بیش از اینکه از منظر روایت داستانی برای مخاطب جذاب باشد، از زاویه تصاویر و رویدادها و موقعیت‌هایی که به واسطه او، مخاطب قادر به درکش می‌شود جذابیت دارد. حضور حسین در خانواده و نقشی که او برای معرفی بهتر مادر یک رزمنده به مخاطب ایفا می‌کند، حضورش در منطقه ی نظامی و ترسیم موقعیت، روحیه و شرایط استثنایی جنگ و در نهایت حضورش به عنوان یک رزمنده مجروح در عراق و ایفای نقش برای ترسیم چهره‌ای قابل قبول از شیعیان عراق در طول دفاع مقدس و نفرت و انزجار آنها از برادرکشی، از مهم ترین فرازهایی است که این شخصیت با آنها شکل گرفته است.

 

کتابی با  نثر ساده و قوی

از منظر نثر، رمان «عشق بدون مرز» اثری با رعایت تمامی موارد ساده نویسی است. متنی به شدت ساده و پخته و خوش خوان دارد و مخاطب را به سادگی با خود به دل داستان برده و با مرور عبارات و کلمات کم‌ کاربرد و یا ایهام‌های درونی شخصیت‌ها خسته و دلزده نمی‌کند.

«عشق بدون مرز» در کنار تمامی المان‌های محتوایی خود که ناشی از فرهنگ ایثار و مقاومت است، رمانی است جذاب و سرگرم‌کننده که خوانش آن فارغ از تأثیرگذاری محتوایی، می‌تواند جذابیت‌های حاشیه‌ای همانند خوانش سایر رمان‌های اجتماعی را نیز داشته باشد.

نثر شیوا و روان یکی از مهم ترین شاخصه های این کتاب است. نویسنده در این کتاب با توجه به محوریت و موضوع آن توانسته است اعتماد مخاطب خود را جلب کرده و او را با داستان خود همراه کند. در این کتاب مخاطب احساسات شخصیت های داستان را به خوبی درک می کند و از جایی به بعد به شدت با آنها هم ذات پنداری می کند.

این همراهی برای یک کتاب در حوزه ی دفاع مقدس بسیار ارزشمند و خاص محسوب می شود، به خصوص اینکه مخاطبین آن با فضای داستان، آشنایی نسبی دارند، باعث می شود تاثیر گذاری آن دو چندان شود.

/انتهای متن/

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد