یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵

عشق، به یک امپراتوری شبیه است

میلان کوندرا نویسنده ی شناخته شده ایست برای مخاطب ایرانی که آثار زیادی از او به زبان فارسی ترجمه شده است؛ مردی که پیش ازنویسندگی شاعری بوده که به موسیقی علاقه مند بوده و نهایتا به رمان نویس بزرگی در جهان معاصر تبدیل شده است.

milan

فاطمه قاسم آبادی/

 “میلان کوندرا ” زاده اول آوریل، ۱۹۲۹ در برنواز چکسلواکی نویسنده ی اهل چک است و رمان هایی مثل شوخی، زندگی جای دیگریست، مهمانی خداحافظی را از او دیده ایم.

خانواده ی او متعلق به طبقه ی اجتماعی متوسط و دارای سطح فرهنگی بالایی بودند. پدرش، لودویک کوندرا، نوازنده ی پیانو و شاگرد لئوش یاناچک بود و بین سال‌های ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۱ ریاست آکادمی موسیقی برنو را برعهده داشت. علاقه ی کوندرا به موسیقی در بسیاری از آثار او به ویژه رمان “شوخی” پیداست.

میلان شعرگویی را از چهارده سالگی آغاز کرد و در هفده سالگی پس از شکست آلمان به حزب کمونیست پیوست.

 درسال ۱۹۴۸ تحصیل خود را در رشته ی ادبیات و زیبایی‌شناسی در دانشگاه چارلز در شهر پراگ شروع کرد، ولی خیلی زود خود را به دانشکده فیلم منتقل کرد.

در سال ۱۹۵۰ برای نخستین بار از حزب اخراج شد و تا سال ۱۹۵۶ اجازه ی ورود مجدد به حزب را پیدا نکرد. نخستین مجموعه ی شعر او با نام «انسان؛ بوستان پهناور» (یا انسان، بوستانی عظیم)، که خوش بینی موجود و ادبیات دولتی را مورد انتقاد قرار می‌داد، در ۱۹۵۳ چاپ کرد. در ۱۹۵۵ شعر بلندش «ماه می‌گذشته» و بلافاصله بعد از آن دومین و آخرین مجموعه ی شعر او با نام «تک‌گویی» که در آن رفتارها و کردارهای انسانی و روابط عاشقانه بی‌پرده بازنمایی می‌شدند، در ۱۹۵۷ منتشر شدند.

در این زمان دیگر اشعار او در مطبوعات انتشار یافته و فراگیر شده بود اما خود او می گوید که تا ۲۵سالگی به موسیقی، بیشتر از ادبیات علاقه داشته است و این شیفتگی تا همیشه در فکر و احساسش باقی می ماند…

میلان کوندرا سرانجام شعر را کنار می گذارد و از سال۱۹۵۸ نوشتن داستان کوتاه را آغاز می کند و تا سال۱۹۶۸ ده داستان کوتاه با عنوان کلی «عشق های مضحک» م ینویسد.

نخستین رمان کوندرا به نام «شوخی» در سال۱۹۶۷ در فرانسه انتشار یافت؛ رمانی که باعث شهرت جهانی او شد. لویی آراگون این رمان را اثری بزرگ دانسته است.

در سال۱۹۷۳ رمان «زندگی جای دیگر است» به زبان فرانسه انتشار یافت و جایزه «مدیسی» برای بهترین رمان خارجی را به دست آورد.

رمان «والس خداحافظی» در سال۱۹۷۸ جایزه «موندلو» را در ایتالیا نصیب کوندرا کرد. در سال۱۹۸۱ جایزه ی«کامنولث اوارد» در آمریکا به رمان «کتاب خنده و فراموشی» تعلق گرفت. در سال۱۹۸۲ مجموعه ی آثارش جایزه «اروپا لیتراتور» را می گیرد.

در سال۱۹۸۴ رمان «بار هستی» شهرت او را به عنوان یکی از رمان نویسان بزرگ معاصر تثبیت می کند.

“هنر رمان” در سال۱۹۸۶ انتشار یافت. هنر رمان نخستین رمانی است که او به زبان فرانسه نوشته است. این کتاب، مجموعه کاملی است از تفکرات کوندرا درباره تاریخ تحول هنر رمان در اروپا و نیز بررسی و تحلیل خود او درباره ی رمان هایش. «جهالت»، «خستگی»، «هویت» و… از آثار دیگر او به شمار می آید.میلان کوندرا در حال حاضر در فرانسه روزگار می گذراند و تبعیت این کشور را دارد…

رمان های او که به زبان فارسی ترجمه شده اند عبارت اند از :

شوخی (۱۹۶۷) – ترجمهٔ فروغ پوریاوری – انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

    مهمانی خداحافظی (۱۹۷۲) – ترجمهٔ فروغ پوریاوری – انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

    والس خداحافظی (۱۹۷۲) ـ ترجمه دیگری از مهمانی خداحافظی است.

    زندگی جای دیگریست (۱۹۷۳) – ترجمهٔ پانته آ مهاجر کنگرلو – نشر تنویردر

    کتاب خنده و فراموشی (۱۹۷۸) – ترجمهٔ فروغ پوریاوری – انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

    بار هستی (۱۹۸۴) – ترجمهٔ پرویز همایون‌پور – نشر گفتار

    جاودانگی (۱۹۹۰) – ترجمهٔ حشمت‌الله کامرانی – نشر تنویر

    آهستگی (۱۹۹۵) – ترجمه دریا نیامی

    هویت (۱۹۹۸) – ترجمهٔ پرویز همایون‌پور – نشر قطره

    جهالت (۲۰۰۰) – ترجمهٔ آرش حجازی – انتشارات کاروان (ترجمه‌ای با عنوان بی خبری نیز انجام شده‌است)

    جشن بی معنایی (۲۰۱۳) – ترجمهٔ قاسم صنعوی – نشر بوتیمار باهمکاری نشر نگاه

    ژاک و اربابش (۱۹۷۱) – ترجمهٔ فروغ پوریاوری – انتشارات روشنگران و مطالعات زنان

جملات تأمل برانگیز در کارهای میلان کوندرا:

” آنچه فرد تحصیل کرده را از فرد خودآموخته مشخص می سازد، وسعت دانش نیست، بلکه اعتماد به نفس است.”

 

” عشق، به یک امپراتوری شبیه است؛ اگر اندیشه ای که بر مبنای آن به وجود آمده از میان برود، خود عشق نیز از میان خواهد رفت.”

 

” اگر از دست دادن عشقی با دلیل باشد، ما تسلیم می شویم. اما اگر عشقی را بدون دلیل از دست بدهیم، هرگز خود را نخواهیم بخشود.”

 

” بشر – چون تنها یک بار زندگی می کند- به هیچ وجه امکان به اثبات رساندن فرضیه ای را از راه تجربه ی شخصی خود ندارد، به گونه ای که هرگز نخواهد فهمید که پیروی از احساسات، کار درست یا نادرستی بوده است.”

 

“از کودکی بیرون می آییم، بی آنکه بدانیم جوانی چیست، ازدواج می کنیم، بی آنکه بدانیم متأهل بودن چیست، و حتی زمانی که قدم به دوره ی پیری می گذاریم، نمی دانیم به کجا می رویم: سالخوردگان، کودکان معصوم که نسالی خویش اند. از این جهت، سرزمین انسان سیاره ی بی تجربگی است.”

 

” شک و تردید، امری یکسره طبیعی است؛ آدمی هرگز از آنچه باید بخواهد آگاهی ندارد، زیرا زندگی یک بار بیش نیست و نمی توان آن را با زندگی های گذشته مقایسه و یا در آینده درست کرد.”

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد