یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵

عروسم جهیزیه خود را به فقرا بخشید

شهید طیبه واعظی دهنوی یکی از شهدای انقلاب اسلامی است که مادرشوهرش سکینه جعفریان در گفت و گویی گفت: عروسم طیبه جهیزیه اش را به فقرا بخشید. او با مزد قالی بافی اش برای جوانان جهیزیه و برای کودکان نیازمند لوازم التحریر تهیه می کرد.

tayebe

شهید طیبه واعظی دهنوی، در سال ۱۳۳۷ در یکی از روستاهای اصفهان چشم به جهان گشود. طیبه در خانواده ای مذهبی و در سایه پدری روحانی رشد کرد.

طیبه واعظی در خانه پدری آن هم در سن هفت سالگی خواندن قرآن را آموخت و سرانجام در سن ۱۴ سالگی با پسر خاله خود “ابراهیم جعفریان” که یکی از جوانان مومن و انقلابی بود ازدواج کرد. ماحصل این ازدواج فرزند پسری به نام “محمد مهدی” است که در کودکی طعم تلخ از دست دادن پدر و مادر را چشید و اکنون به عنوان دکتر دندانپزشک به جامعه خدمت می کند.

ازدواج طیبه با پسرخاله اش ابراهیم نقطه عطفی در زندگی این دختر جوان به شمار می رود و این ازدواج مسیر زندگی طیبه را تغییر داد.

عمل به قرآن وجه تمایز طیبه

سکینه جعفریان مادر ابراهیم جعفریان همسر شهید طیبه واعظی در بیان گوشه ای از خاطرات خود در مورد زندگانی عروس خود اظهار داشت: من مادر چهار شهید انقلاب اسلامی هستم. طیبه دختر بسیار آرام و مهربان بود، آنچه که او را متمایز می کرد این بود که وقتی قرآن و نماز می خواند در عمل نیز مراقب کارها و رفتار خود بود، یعنی به آنچه که می خواند عمل می کرد.

وی می گوید: من خودم در منزل قالی بافی می کردم و زمانی که طیبه با پسرم ابراهیم ازدواج کرد دو اتاق داشتیم که در اختیارشان قرار دادیم تا زندگی مشترک خود را شروع کنند. طیبه هم در کنار من قالی بافی می کرد. همیشه با وضو  بر دار قالی می نشست و وقتی علت این کارش را می پرسیدم، می گفت: دوست دارم تمام کارهایم را با وضو انجام دهم.

جشن عروسی ساده

وی در خصوص مراسم ازدواج طیبه بیان می کند: جشن عروسی ساده ای با حضور اقوام و دوستان برگزار شد، جوان های فامیل قصد داشتند در عروسی ساز و آواز راه بیندازند و از ابراهیم خواستند که برقصد اما پسرم ابراهیم رو به مهمان ها کرد و گفت: اگر گوش کنید من بخوانم شما نیز دم بگیرید و شروع به خواندن کرد:

” یا دائم الفضل علی البریه، یا باسط الیدین بالعطیه، صل علی محمد و آل محمد.”

خانم جعفریان می گوید: پسرم ابراهیم در زمینه مطالعه کتب مذهبی و تفسیر قرآن به طیبه کمک می کرد، چرا که ابراهیم صداقت و ایمانی را که لازمه یک فرد مبارز است ، در وجود طیبه یافت و همین باعث شد که این زن و شوهر پابه پای بکدیگر در فعالیت های انقلابی در قالب گروهی به نام “مهدیون” فعالیت کنند.

زندگی مشترک مخفیانه

مادر  همسر شهید واعظی بیان می کند: طیبه و ابراهیم صاحب فرزند پسر شدند و از آنجایی که این دو در فعالیت های انقلابی شرکت داشتند و از طرفی ساواک دنبال آنها بود مجبور شدند با وجود کودک شیرخوار زندگی مخفیانه را انتخاب کنند.

سکینه جعفریان می گوید: سرانجام روز سی ام فروردین ۵۶، در پی دستگیری یکی از اعضای گروه مهدیون در تبریز، یکی از گشت های بازرسی به ابراهیم مشکوک شد و او را دستگیر کرد. در بازرسی بدنی او اجاره نامه خانه اش را پیدا کرده و خانه را تحت‌نظر قرار می دهند.

وی در ادامه می افزاید : طیبه و ابراهیم با هم قراری داشتند که اگر ابراهیم دیر به منزل آمد، طیبه اسناد و مدارک را از بین ببرد و از خانه فرار کند، این بار طیبه با دیر کردن ابراهیم این کارها را انجام داد اما از اینکه خانه اش تحت کنترل ساواک بود بی خبر بود.

دستگیری طیبه و کودک چهارماهه اش

جعفریان می گوید: ماموران ساواک طیبه را به همراه کودک چهار ماهه اش دستگیر می کند از آنجایی که مرتضی برادر طیبه شاهد ماجرا بود به دفاع از طیبه به سمت ماموران تیراندازی می کند که در این درگیری مرتضی نیز به شهادت می رسد؛ زمانی که ساواک طیبه را دستگیر و به دست هایش دستبند زده بودند، گفته بود: مرا بکُشید ولی چادرم را برندارید.

مادر همسر شهید واعظی ادامه می دهد: طیبه به اتفاق همسر و فرزندش پس از دو روز شکنجه توسط ساوک از تبریز به زندان اوین منتقل می شوند و یک ماه زیر سخت ترین شکنجه ها قرار می گیرند که نهایتا در سوم خرداد بر اثر شکنجه های وحشیانه ساواک به شهادت می رسند.

بخشش جهیزیه به نیازمندان

وی در ادامه این مطلب تصریح می کند: ساواک محمدمهدی فرزند طیبه و ابراهیم  را به پرورشگاه می برد و به مسئولان آنجا گفته بودند که پدر و مادر این بچه بر اثر اعتیاد از دنیا رفته اند و از آنجایی که نمی خواستند این کودک شناسایی شود، نام او را شهرام گذاشته بودند. ما برای پیدا کردن محمد مهدی خیلی تلاش کردیم و تنها امیدمان این بود که او را پیدا کنیم تا جای خالی پدر و ماردش را برایمان پُر کند که پس از دو سال پیگیری های فراوان او را پیدا کردیم.

مادر همسر شهید واعظی در خصوص ویژگی های اخلاقی این شهید ادامه می دهد: طیبه دختر دلسوز و با گذشتی بود. به یاد دارم هنوز چند وقتی از عروسی اش نگذشته بود که گفت: می خواهم جهیزیه ام را به خانواده های فقیر ببخشم. بعد جهیزیه اش را به فقرا بخشید و همواره با مزد قالی بافی اش برای جوانان جهیزیه تهیه می کرد و برای کودکان نیازمند لوازم التحریر می خرید.

جوانان باید احیا کننده امربه معروف و نهی از منکر باشند

جعفریان خاطرنشان کرد: برای به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی خون هزاران طیبه و ابراهیم ریخته شده است و امروز وظیفه ما و جوانان است که از این خون ها دفاع کنیم. امروز جوانان ما نقش بسیار مهمی در حفظ انقلاب دارند. جوانان ایران اسلامی با تقوا پیشه کردن می توانند حماسه ساز باشند؛ جوانان نباید لحظه ای از سرنوشت کشور خود غافل باشند و همواره برای احیای امر به معروف و نهی از منکر آماده باشند.

منبع:  پایگاه اینترنتی بسیج جامعه زنان کشور

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد