جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵

 ستایش، قربانی لذت جویی و خشونت هالیوودی شد

 قاتل ستایش یک نوجوان است مانند بسیاری از نوجوانان دیگر هم سن و سالش که بی هیچ نظارتی  ساعات تفریح و استراحتش را با دیدن  فیلم های هالیوودی پر می کرده که  سرشار از خشونت و انحراف توجیه و تطهیر شده است.

setayesh

فاطمه قاسم آبادی/

هنوز یک ماه از جنایتی که همه ی مردم ایران را در بهت و حیرت فرو برده است ، نگذشته است. این روزها در بیشتر شبکه های اجتماعی و سایت های خبری ، خبراز این جنایت هولناک است که با بی رحمی و خونسردی تمام شکل گرفته است.

دختری شش ساله به نام ستایش توسط پسر همسایه ی نوجوان شانزده ساله اول مورد آزار و تجاوز قرار گرفته و سپس کشته شده و رویش اسید پاشیده شده است.

وقتی برای اولین بار این خبر را شنیدم قلبم در حال انفجار بود . آخر چطور ممکن است چنین جنایت هولناکی برای یک دختر بچه آن هم توسط یک نوجوان شانزده ساله اتفاق بیفتد؟

برایم سوال بود که این نوجوان این همه بی رحمی را از کجا آورده است؟ اول پیش خودم فکر کردم که شاید خانواده ای بزهکار و شرور داشته که جرم و جنایت در آن امری کاملا عادی بوده است و به خاطر همین هم اینقدر راحت به چنین جنایتی دست زده است اما همه چیز عکس فکر ها و تصورات من بود.

 

یک خانواده ی ساده و معمولی

با توجه به اطلاعاتی که بدست آوردم خانواده ی متهم جزو خانواده های معمولی و بدون هیچ سوء پیشینه ی جنایی بوده است و طبق گفته ی خانواده و آشنایان، متهم در ظاهر هیچ گونه رفتار ناهنجاری از خود بروز نمی داده است.

پس برایم سوال بزرگتری پیش آمد که:

 دلیل این همه بی شرمی و بی رحمی در جنایت چه چیز می تواند باشد؟

 

اینستاگرامی پر از عکس های مبتذل و فیلم های غربی

وقتی بیشتر تحقیق کردم متوجه شدم که این نوجوان یکی از طرفداران پرو پا قرص فیلم های غربی ترسناک و خشونت آمیز جنسی بوده است. با توجه به عکس هایی که در صفحه ی اینستاگرامش بود، این نوجوان فیلم ها و سریال هایی را نگاه می کرده که علاوه بر مبتذل بودن مناسب رده ی سنی اش هم نبوده است. متاسفانه خانواده ی این نوجوان مانند بسیاری از نوجوانان دیگر هم سن و سالش هیچ نظارتی بر ساعات تفریح و استراحت این نوجوان و اینکه در این ساعات مشغول چه کاری است، نداشته اند و اصلا نمی دانستند که محدوده ی فیلم هایی که این نوجوان می بیند، شامل چه نوع مطالبی می شده است.

 

حمله ی فیلم ها به باورهای مخاطبین

نزدیک به پانزده سالی می شود که در فیلم ها و سریال های خارجی ضد قهرمان هایی که زمانی موجب ترس و دلهره در دل مخاطبین بود اند تبدیل شده اند به قهرمان های جدیدی که در عین هولناک بودن اعمال شان، در قالب کاراکتر های دوست داشتنی  به تصویر کشیده می شوند.

زمانی شخصیت خیالی مثل دراکولا موجودی هولناک بود که از راه پلیدی مثل مکیدن خون انسان های دیگر زندگی می کرد.

این موجود نفرین شده که در دنیای فانتزی موجب ترس و وحشت بود و به خاطر تاریکی وجودش توانایی حضور در مقابل نور خورشید را نداشت و تنها شب ها عرصه ی جولانش بود، در حال حاضر به یکی از محبوب ترین شخصیت های فانتزی روز تبدیل شده است و سیل فیلم ها و سریال هایی با مضامین مختلف و محوریت این ضد قهرمان ساخته می شود.

 

جادوی خوب و جادوی بد!

جادو و جادوگری که زمانی جزو اعمال زشت و شنیع محسوب می شد و در تمام ادیان الهی مورد لعن و نفرین است، حالا به لطف سریال های غربی جزو اعمال خوب و شخصیت های دوست داشتنی به حساب می آید و در تقسیم بندی های بی محتوا به دو دسته ی جادوی خوب و جادوی سیاه دسته بندی می شود!

این یعنی عملی که از پایه پلید و غیر قابل قبول است، برای مخاطبین توجیه وبلکه تطهیر می شود.

 

قاتلین قهرمانند!

زمانی قاتلین زنجیره ای در فیلم ها و سریال ها لرزه بر اندام مخاطب می انداختند و مخاطب آرزو می کرد که کاش هر چه سریع تر این قاتل بی رحم دستگیر و به چنگ عدالت بیفتد، ولی حالا با عوض شدن سیاست های هالیوودی و نشان دادن زاویه های دیگری به نفع ضد قهرمان ها یا به عبارتی عادی سازی جرم و جنایت آنها، مخاطبین دیگرمثل قبل به آن جانی و جنایتش نگاه نمی کنند و حتی به راحتی با آنها همذات پنداری می کنند.

زمانی در فیلم ها و سریال ها انسان های منحرف و غیر قابل قبول در روابط عاطفی و جنسی شان از خشونت استفاده می کردند، ولی حالا با توجه به این سیاست های کثیف، خشونت جزء لذت بخش و جدانشدنی از روابط است و به مخاطبین القا می شود که اگر به درک این به ظاهر ارزش ها برسندف می توانند لذت های واقعی را تجربه کنند!

 

تقلید جنایت

در جنایت اخیر هم کاملا مشخص و مشهود است که این مشکل از کجا به وجود آمده است وگرنه نوجوان ۱۶ ساله ای که در خانواده ای معمولی و بدون سوء پیشینه به دنیا آمده است چطور و از کجا ایده ی این جنایت را به دست آورده است؟

تجاوز ، قتل و اسیدپاشی، صحنه ی آشنای بسیاری از فیلم ها و سریال های خشونت آمیز آمریکایی هستند که در مخاطب شان این توهمات را به وجود می آورند که به لذت خودت برس ، بکش و به راحتی پنهان کن… این پیام های هولناک بعد از بارها تکرار توسط این نوجوان به مرحله ی اجرا رسیده است.

 

بی خبری همیشه خوش خبری نیست

متاسفانه در حال حاضر ماهواره ها در بیشتر خانه ها وجود دارد و بدتر از آن انواع و اقسام فیلم ها و سریال های آمریکایی در دست نوجوانان و جوانان ما دست به دست می شود. مهم این است که چه نظارتی روی فیلم ها و سریال هایی که نوجوانان مان می بینند داریم؟

جواب مشخص است؛ هیچ کنترل واقعی وجود ندارد و در بیشتر مواقع نوجوانان ۱۳-۱۲  ساله ما سریال هایی را که افراد زیر ۱۹ سال حق دیدنش را ندارند، در دست دارند وبه راحتی می بینند. متاسفانه خانواده ها در مورد این مسائل گاه خود را به بی خیالی می زنند که نمی شود تمام تفریحات را از بچه ها گرفت و فیلم و سریال را جزو تفریحات سالم به حساب می آورند!

غافل از اینکه این تنها تفریح روح و روان نوجوان و جوان شان را چنان آلوده می کند که تبعاتش سالها در ذهن و جان فرزندان شان می ماند.

دسته ی دوم هم با توجه به اینکه به همراه نوجوانان شان و پا به پای آنها به دیدن این فیلم ها می نشینند صورت مساله را اینطور پاک می کنند و فکر می کنند که این همراهی آثار مخرب را از بین می برد، غافل از اینکه این با هم تماشا کردن، علاوه بر از بین بردن حیای بین والدین و نوجوان شان، بر روی ذهنیت و زندگی روزمره ی شان هم اثرات منفی می گذارد.

متاسفانه هیچ کدام از این خانواده ها نمی دانند که وقتی نوجوان به اشتباه وارد راهی می شود و به اصطلاح با آن راه بزرگ می شود، دیگر به راحتی نمی توان از آن راه برش گرداند.

قسمت بد ماجرا اینجاست که با وجود سیل تبلیغات و شبکه های اجتماعی هیچ کس نمی تواند ادعا کند که می تواند از آنچه در ذهن نوجوانش می گذرد با خبر است…

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد