شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵

زنان باید به مجلس بروند اما …

این روزها که شاه بیت غزل همه اهالی رسانه و سیاست و … بحث انتخابات و نمایندگی مجلس و … است، وقتی حرف حضور زنان در مجلس به میان می آید، بیشتر بحث کمیت حضور است تا کیفیت و به تاسف این خود زنانند که ندای “هر چه بیشتر بهتر” را سر می دهند!

طیبه میرزااسکندری/

 

 این که حضور زنان را در پست های سیاسی صرفا برای حل مشکلات زنان بدانیم، حرف غلطی است.

این هم که فکر کنیم تنها و تنها به مدد چنین حضوریست که  زنان جامعه ما رشد و بالندگی سیاسی دارند، این هم حرف مهملی است.

پس به صرف این که بخواهیم مشکلات زنان را حل کنیم، نمی خواهیم زنان را راهی مجلس شورای اسلامی کنیم . چون مشکلات زنان را تنها زنان نماینده نباید پیگیری کنند؛ اگر چه انتظار می رود که تلاش و تقلای شان برای این مشکلات بسیار بیشتر از مردان نماینده باشد و بلکه آنها و توجه شان را زنان نماینده اند که باید به مشکلات زنان و بخصوص معضلات نهاد خانواده در جامعه جلب کنند.

 فقط هم به این دلیل که تنها راه و نشانه حضور و مشارکت سیاسی زنان، نمایندگی مجلس است، نمی توان به موضوع ضرورت نمایندگی مجلس برای زنان  پرداخت.

زنان این کشور در طول تاریخ و بخصوص درتاریخ معاصر از نهضت مشروطه گرفته تا جریان توفنده انقلاب اسلامی، بی این که مردان برای شان تعیین تکلیفی کرده باشند، به عرصه فعالیت سیاسی آمده اند و خیلی هم حضورشان موثر و تعیین کننده بوده است. در واقع زنان رشید و اهل فعالیت اجتماعی و سیاسی برای بروز و ظهور توانمندی و مسئولیت شناسی شان معطل اشاره و اجازه و درخواست و … هیچ مردی نبوده اند و البته که به رهنمود و صلاحدید بزرگان و بخصوص علمای دینی توجه اساسی داشته اند و این هم از رشد سیاسی و فکری شان بوده است. در جریان نهضت تنباکو به فتوای میرزای شیرازی به عرصه آمدند و با آمدن خود بساط قرار داد رژِی را به هم ریختند.

در انقلاب اسلامی هم به هدایت و راهبری حضرت امام (قدس سره) حضور بشدت تاثیرگذار و نتیجه بخشی داشتند در پایان یافتن فصل سلطنت در کتاب تاریخ ملت ایران و آغاز دوره جمهوریت اسلامی.

پس حضور زنان در عرصه مشارکت سیاسی گسترده تر و خودجوش تر از آن است که بخواهیم آن را محدود و منحصر به نمایندگی مجلس یا هر پست سیاسی و انتصاب دیگری  نماییم.

سوالی که مطرح می شود این است که پس چرا زنان باید برای نمایندگی مجلس حضور فعال و نمایان داشته باشند؟

واقعیت این است که حضور زنان مخصوصا در عرصه تصمیم گیری در امور مهم و سرنوشت ساز  جامعه بیشتر از آن که برای زنان لازم و مفید باشد، برای جامعه  ضروری و اثربخش است.

عرصه های مختلف سیاست ، اقتصاد، فرهنگ و امور اجتماعی نیازمند حضور زنان و نگرش زنانه است.

مشخصا در دنیای امروز بخوبی اهمیت نگاه همه جانبه داشتن به هر موضوع و پدیده ای روشن شده است. در امری کاملا سیاسی اگر فارغ از نگاه فرهنگی و اجتماعی وارد شویم، اگر بفرض امر سیاسی هم به سرانجام برسد، بدون توجه به پیامد و فرجام آن در عرصه های فرهنگی و اجتماعی، قطعا بازده مطلوبی را نباید انتظار داشته باشیم.

اما مشخصا در عرصه فرهنگ و امور اجتماعی اگر زنان نخبه و اهل اندیشه و دغدغه مند حضور و فعالیت نداشته باشند، عملا این عرصه نابسامان و بی حاصل خواهد بود. کما اینکه در حال حاضر جامعه ما دستخوش مشکلات مهمی در این حوزه هاست و کمتر راهبرد عملی و موثر هم برای برون رفت از مشکلات و بلکه گاه بحران ها هم مطرح است.

برای همین است که شاهدیم بی این که  در میدان سیاست و اقتصاد مردان سیاستمدار و اقتصاددان قدم های بلند و کارسازی برای رتق وفتق درست امور برداشته باشند، فرهنگ و اجتماعیات  بکلی رها شده واز قلم اولویت ها و بلکه ثانویت ها و ثالثیت ها !؟ افتاده است.

یک علت مهم چنین وضع اسف باری این است که زنان با نگاه زنانه، و بهتر بگوییم مادرانه و دلسوزانه، در عرصه سیاست گزاری ها و تصمیم گیری ها حضور فعال و کارساز ندارند.

یعنی یا نیستند، یا هستند ولی نه آن گونه که باید باشند.

 

ادامه دارد…

/انتهای متن/

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد