شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵

زغفرانی: نمایی از یک خانواده تمام عیار ایرانی

 شبکه دو سیما نوروز امسال با سریال “زعفرانی” به کارگردانی “حامد محمدی”، تهیه کنندگی”ایرج محمدی” و نویسندگی” سعید جلالی، حامد محمدی و آزاده محسنی” مهمان خانه‏های مردم بود.

نفیسه ترابنده/

“حامد محمدی” که ساخت فیلم” فرشته ها باهم می آیند” را در کارنامه خود دارد، این بار نیز موضوع بچه دار شدن را دستمایه ساخته خود قرار داده است.

 

داستان سریال

“زعفرانی” داستان خانواده ناصر زعفرانی( مهدی هاشمی) است. نسرین( ستاره اسکندری)- همسر ناصر- همزمان با دخترش شکوفه( ستایش محمدی) باردار می شود. این تقارن و بارداری در سن میان سالی موجب می شود تا نسرین احساس شرمساری کند و موضوع بارداری خود را از فرزندانش پنهان نماید؛ موضوعی که تاکنون دستمایه فیلم‎های متعددی شده است. مریم( شیدا خلیق)- دختر کوچک خانواده- به طور اتفاقی برگه آزمایش نسرین را پیدا کرده و موضوع بارداری مادر خانواده آشکار می‎شود.

 

زن، قهرمان اصلی سریال

“زعفرانی” از یک نگاه سریالی زنانه است، سریالی که می خواهد در قالب طنز بسیاری از دغدغه های زنان و مادران جامعه را بیان کند. بی شک قهرمان سریال نسرین است، زنی که پا به پای ناصر هم قهوه خانه را اداره می کند و هم خانه را. نسرین فراتر از خانه خود برای دوقلوهای همسایه – آقای جمالی-هم مادری می کند. مهم‎ترین رمز خوشبختی نسرین رابطه عاشقانه او با شوهرش است. ناصر و نسرین با وجود اینکه ۳۰ سال از زندگی مشترک شان می گذرد همچنان با هم رابطه ای عاشقانه دارند؛ رابطه ای که بچه ها هم آن را از کودکی حس کرده اند. در سکانسی مریم با شیطنت به پدر و مادرش می گوید:« از وقتی یادمه شما دارید قربان صدقه هم می روید». قربان صدقه های ناصر و نسرین در طول سریال بر خلاف بسیاری از فیلم ها نه تنها زننده نیست، بلکه عمق محبت و عشق این دو زوج میان سال را به یکدیگر به خوبی به مخاطب منتقل می کند. نسرین زنی است که همواره شوهرش را با پیشوند “آقا” صدا می زند و در تمامی لحظات زندگی احترام او را حفظ می کند و در مقابل ناصر نیز بارها اعلام می کند که در تمامی مسائل زندگی حرف آخر را نسرین می زند. نسرین زنی صبور با روحی بزرگ است، نمونه ای از یک مادر ایرانی. برای او بین دختر و عروس فرقی نیست. یادمان بیاید با وجود اینکه محمدرضا تنها پسر خانواده است، زمانی که نسرین  می فهمد مینا قادر به بچه دار شدن نیست و به همین دلیل قصد دارد از پسرش جدا شود، با مهربانی به او می گوید نمی تواند دوری او را تحمل کند و به عروسش اطمینان قلبی می‎دهد که این مشکل خدشه ای در زندگی آنها ایجاد نخواهد کرد.

 

تصحیح باورهای غلط

نقطه اوج داستان زمانی است که ناصر و نسرین می فهمند بچه ای در راه دارند، اولین واکنش آنها به این خبر غیرمنتظره شک کردن در صحت آزمایش است، ناصر و نسرین مدام به هم می گویند که حتما اشتباهی رخ داده است اما پس از آنکه از بهت شنیدن این خبر خارج می شوند هر دو به این لطف الهی لبخند می زنند. “زعفرانی” با مطرح کردن این موضوع می خواهد اشاره‎ای به عرف های غلط جامعه داشته باشد و با زبان طنز بیان کند که باردار شدن در سنین میان سالی نباید باعث ایجاد شرمندگی شود و این موضوع نه تنها قبحی از نظر شرعی و اخلاقی ندارد بلکه بچه در هر شرایطی نعمتی از جانب خداست. درک این لذت زمانی برای مخاطب بهتر مقدور می شود که در طول سریال در می یابد که نسرین هیچگاه مادر نشده است و سه فرزند خانواده را به سرپرستی قبول کرده و حالا این بچه ناخواسته گویی پاداشی است از سوی خدا به این زوج که حق پدری و مادری را در قبال این سه فرزند تمام وکمال به جا آورده‎اند.

 

عمل پسندیده به فرزندی گرفتن

“زعفرانی” با روایت مشکل نازایی مینا(حدیث میرامینی) به دنبال ترویج راه حل این مشکل یعنی به فرزندی گرفتن یک کودک از پروشگاه است. چه بسیار خانواده هایی که به دلیل بچه دار نشدن از هم فروپاشیده اند در حالی که عاشقانه همدیگر را دوست داشته‎اند. مخاطب از همان ابتدا متوجه علاقه مینا و محمدرضا به یکدیگر می شود. مینا به خاطر عشق به همسرش به دنبال دادخواست طلاق می رود تا محمدرضا به آرزوی خود یعنی داشتن فرزند برسد اما محمدرضا مصرانه پافشاری می کند که مینا را طلاق نمی دهد. محمدرضا در مقابل به فرزندی گرفتن کودک از پروشگاه مقاومت می کند و مدام تاکید می کند که می ترسد این مسئولیت سنگین را به دوش بگیرد اما راهنمایی ها و حمایت دلسوزانه نسرین و ناصر از این کار پسندیده موجب می شود تا در نهایت محمدرضا و مینا دختر کوچکی را به فرزندی قبول کنند.

فیلمساز با روایت داستان خود سعی دارد به مخاطب بگوید که بهتر است به این بچه ها در فرصت مناسبی حقیقت گفته شود چراکه هم حق آنهاست که بدانند پدر و مادر واقعی آنها کیست و هم بیان حقیقت از برخی سوء استفاده ها جلوگیری خواهد کرد.

به یاد  بیاورید که ناصر برای پنهان ماندن این موضوع حاضر شد قهوه خانه را به اسم همایون کند و اگر هوشیاری نسرین نبود، او حاصل زحمات عمر خود را از دست داده بود.

 

نکات ضعف

در کنار نکات مثبت سریال و ارائه تصویری شیرین از یک خانواده تمام عیار ایرانی باید گفت که فیلمساز تصویر خوبی از مردان جوان خانواده نشان نداده است، ماشاءالله( هادی کاظمی) و محمدرضا(حسام محمودی) مردانی دست و پا چلفتی هستند که قدرت انجام هیچ کاری را به صورت مستقل ندارند. در طول فیلم بارها تاکید می‎شود که محمدرضا حتی نمی تواند بندهای کفشش را ببندد و مینا برای او این کار را انجام می دهد. مینا بیشتر از آنکه همسر محمدرضا باشد، مانند مادر مراقب رفتار، طرز پوشش و حتی درس خواندن اوست. ماشاءالله هم مردی سربه هوا با رفتارهایی کودکانه است که مدام از جانب اطرافیانش تحقیر می شود. آقای جمالی- همسایه آقا ناصر- هم مردی بیکار است که همسرش خرج زندگی را می دهد. جمالی از صبح تا شب به تماشای سریال مشغول است و برای توجیه کار خود مدام از وضعیت نابسامان اجتماعی و نبود کاری در شأن افراد تحصیل کرده می نالد. جمالی که به شدت از نسرین حساب می برد در نهایت با کلی ماجرا حاضر می شود سرکار برود.

 

زعفرانی در یک نگاه

خانواده «زعفرانی» شبیه بخش اعظم ما ایرانی هاست، با همان دغدغه ها و مشکلات، با همان خوشی‎ها و ناخوشی‎ها. شخصیت های زعفرانی بسیار ملموس هستند و همین امر موجب می شود تا مخاطب به خوبی با سریال ارتباط برقرار کند. ارائه آگاهی درباره مراقبت های دوران بارداری، اضافه وزن و پرخوری مادران در قالب طنز از زبان شکوفه، اهمیت اسم گذاری مناسب برای فرزند و تأثیر اسم مناسب در زندگی او، لزوم احترام گذاشتن والدین به یکدیگر و …. به خوبی در قالب داستانی شیرین در «زعفرانی» بیان می شود.

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد