یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵

داستان / سرشماری پلاک ۲۹

سپیده شراهی دانش اندوخته ی رشته زمین شناسی است، از سال ۹۱ به وادی داستان نویسی و فیلم نامه نویسی وارد شده است.ایشان از برگزیده های جشنواره های مختلف رضویست.

no29

سپیده شراهی/

در بسته شد. نفسش را با پوفی بیرون داد و فرم را توی جیب سمت راست کیفش گذاشت. عادتش شده بود فرم های کامل سمت راست و فرم های ناقص سمت چپ. از صبح یکسره سرپا بود. با خودش گفت:  سرشماری بقیه ی خانه ها بماند برای فردا؛ اما وقتی آن دختر بچه ی سبزه ی مو فرفری را دید که هنوز جلو درشان منتظر او ایستاده، دلش لرزید؛ آن روز چند بار به سراغش آمده بود و مدام می پرسید:”خاله پس کی نوبت سل شماری خونه ی ما میشه؟” و او هربار جواب می داد: “به احتمال زیاد بعداز ظهر یا فردا صبح.”

حالا با دیدنش توی آن تاریکی و سوز غروب پاییزی، برای چند خانه ی باقی مانده سطر خالی گذاشت و به سراغ خانه ی آنها رفت؛ دخترک با دیدنش به داخل دوید و صدایش می آمد که فریاد می زد:

“مامان مامان، بدو نوبت سل شمالی خونه ی ماست.”

پنج شش ساله بود. روی پنجه هایش تا می توانست خودش را بالا کشیده بود تا نوشته های توی فرم را نگاه کند. هر از چند گاهی هم با ذوق به صورت مادرش که جواب سوال های او را می داد، نگاه می کرد.

در آخر هم با خنده گفت: خاله حالا ما سل شمالی شدیم؟

 او در حالی که فرم شان را توی جیب سمت چپ کیفش می گذاشت جواب داد: خیالت راحت باشه نرگس خانم، شما سرشماری شدید.

و به مادرش اشاره کرد که فردا برای گرفتن کد ملی های شان دوباره خواهد آمد.

***

همان فرم را برای کامل کردن، روی تخته اش گذاشت و به داخل کوچه پیچید. توی کوچه همهمه بود. کمی که جلوتر رفت، در و دیوار خانه شان سیاه پوش شده بود.

از چند نفری که پرسید، گفتند که دیشب گاز بخاری هر سه نفرشان را گرفته و تازه جنازه ها را برده اند.

سرش گیج رفت و بغضش گرفت. هنوز چهره ی دخترک جلو چشم هایش بود، نگاهی به فرم شان انداخت.

 صدای دخترک با انعکاس توی گوش هایش پیچید:

– خاله حالا ما سل شمالی شدیم؟خاله  حالا ما سل شمالی شدیم؟خاله…

درحالیک ه فرم ناقص شان را سمت راست کیفش میان فرم های کامل می گذاشت، با خودش گفت: سرشماری بقیه خانه ها بماند برای فردا.

 و میان سیاهی و ازدحام کوچه راه برگشت را در پیش گرفت.

 

۱] سپیده شراهی دی ماه ۱۳۶۶ در شهرری به دنیا آمد. در رشته زمین شناسی از دانشگاه تربیت معلم تهران تحصیل کرده است. از سال ۹۱ به وادی داستان نویسی و فیلم نامه نویسی وارد شد.
در حوزه هنری از کلاس های استاد محمدرضا سرشار بهره برد. درحال حاضر هنرجوی حوزه هنری در بخش سینماست و در زمینه ی فیلمنامه نویسی فعالیت دارد. وی از برگزیده های جشنواره های مختلف رضوی هم هست.

/انتهای متن/

2 دیدگاه ها

  1. سعید می‌گه:

    داستان خوبی بود
    امیدوارم سلامت باشید و آرزو میکنم بیشتر از این نوشته هاتون رو بخونم

  2. مهین بانو می‌گه:

    چقدر غم انگیز بود….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد