شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵

داستانک /گرگ ها به کمین نشسته اند!

ثــریا منصوربیگی [۱]رمان نویس و فیلمنامه نویس حوزه رمان و داستان دفاع مقدس است که در سال های ۱۳۹۰ و ۱۳۹۲ در همین زمینه مورد تقدیر قرار گرفته است.

ثــریا منصوربیگی/

بیگی

در را باز کرد. شوهرش به طرف سالن رفت و سوئیچ اش را از روی میز برداشت. قدمی با در فاصله داشت که به طرف زن برگشت.

-بازم سرلخت درو باز کردی؟ دل تو پاکه, دل بقیه چی؟

دقایقی بعد از رفتن شوهرش, دوباره صدای در را شنید. پسر صاحبخانه برای تعمیر آبگرمکن آمده بود. زن تنه اش را پشت در قایم کرد, از او خواست صبر کند و بعد به طرف رخت آویز رفت. هنوز دستش به چادر سفیدش نرسیده بود که قلبش به شدت به تپش افتاد و دستی زمخت راه فریادش را بست…

۱- ثــریا منصوربیــگی متولد شهریور سال ۱۳۶۳ در تهران اما اصالتاً ایلامی است.
   در رشته­ی ادبیات تحصیل کرده و بیش از ۱۲ سال است که وارد عرصه­ی نویسندگی شده­است. از آثار او می­توان به رمان­های اجتماعی عاطفی “عشق و هوس”،”لحظه­ی عاشق شدن”، “لذت تلخ” و “شهربانو” اشاره کرد.
   بیش از ۱۳کتاب در حوزه­ی دفاع مقدس در قالب داستان کوتاه و بلند دار که “قبل از سپیدی” از جمله آنهاست که از سوی فرمانده نیروی زمینی ارتش – سرتیپ پوردستان- در سال ۱۳۹۲ لوح تقدیر گرفت.
در سال ۱۳۹۰ هم موفق به کسب لوح تقدیر به عنوان نویسنده­ی منتخب ادبیات داستانی دفاع مقدس به خاطر داستان ” دوار (سیاه چادر)” شد.
وی در حوزه­ی فیلم نامه نویسی نیز فعالیت دارند[۱]

/انتهای متن/

15 دیدگاه ها

  1. لیلا گفت:

    داستانک قشنگی بود, مرسی.

  2. نسرین گفت:

    تشکر تشکر تشکر

  3. رضا گفت:

    منم همیشه همین مشکل رو با همسرم دارم, داستان شمارو خوند توی فکر فرو رفت… با تشکر

  4. نرگس گفت:

    واقعا دل ما پاکه؟ دل بقیه چطور؟ زدین به خال! ممنون قشنگ بود!

  5. فریده گفت:

    جالب بود. ممنون

  6. فاطمه گفت:

    واقعا قلم زیبایی دارن,تبریک میگم بهشون

  7. هیفا گفت:

    خانم منصوربیگی دستت طلا,لذت بردم.ممنونم.

  8. رویا گفت:

    جالب بود!!! تشکر از نویسنده عزیز

  9. مینا گفت:

    نویسنده عزیز دستتون درد نکنه,خیلی جالب بود.به نظر من حرفه ای عمل کردی.مررررسی

  10. عسل گفت:

    خیلی قشنگ بود, تشکر میکنم از نویسنده ى عزیز.

  11. فرناز گفت:

    چه جالب!مرسی از نویسنده ى عزیز.

  12. دانشور در جواب لیلی گفت:

    سلام عزیزم. اول تشکر می کنم که داستانهای هفتگی ما رو دنبال می کنی. دوم اینکه قراره به زودی بخشی مجزا برای داستانک، سردبیر عزیزمون تشکیل بده تا مثل قبل داستانهای کوتاه هفتگیمون رو داشته باشیم.
    بنده مسئول داستان سایت بهدخت هستم و خوشحالم از این که روز به روز به تعداد خواننده های داستان ما اضافه میشه.
    یه خواهشی هم دارم اینکه لطفا خوانندگان عزیز زحمت بکشند پایان داستانها نظر بذارند. اینطوری هم ما دلگرم می شیم و هم نقاط قوت و ضعف مون رو متوجه می شیم.

  13. لیلی گفت:

    چه خوب که داستانک هم گذاشتین اما من منتظر داستان کوتاه هفته بودم

  14. فاطمه گفت:

    جالب بود. متشکرم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد