یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵

جوانها از مدل های لباس تکراری خسته می شوند

شاید تا چند سال پیش برگزاری جشنواره ای با عنوان مد و لباس در کنار جشنواره های فیلم، موسیقی و تئاتر فجر خیلی بعید به نظر می رسید چراکه سال ها در کشور ما، نوع پوشش مردم ایجاد دغدغه نمی کرد.

سمیه سمیعی/

به تدریج توجه به نوع پوشش افراد جامعه در قالب برگزاری جشنواره هایی با عنوان مد و لباس آغاز شد و نخستین جشنواره مد و لباس نیز آبان ۱۳۹۰ در فرهنگسرای نیاوران برگزار و اسفند سال ۹۳ چهارمین جشنواره ملی مد و لباس در ۹ بخش مختلف برگزار شد.

یکی از برگزیدگان چهارمین جشنواره ملی مد و لباس در سال ۹۳ حمیده همتی است که در بخش لباس مجلسی بانوان رتبه نخست را کسب کرد و بر اساس آرای هیئت داوران نیز به عنوان طراح برگزیده سال معرفی شد که با او به گفت و گو نشستیم.

برای شروع خودتان را معرفی کنید و بفرمایید از چه زمانی کار دوخت را آغاز کردید؟
از دوران بچگی دو تا دغدغه بیش تر نداشتم یکی لباس و دیگری نقاشی و تا کنون هم سعی کرده ام این دو را دنبال کنم. من متولد ۱۳۵۹ هستم و تقریباً ۲۵ سال است که کار دوخت و خیاطی را انجام می دهم. در واقع خیاطی را از سن ۱۱ سالگی نزد یکی از همسایگان شروع کردم و با اولین و ابتدایی ترین تکنیک‌های برش و دوخت آشنا شدم. ایشان دو مدل لباس به من آموزش دادند. با دقت فراوانی که برای ارائه کارم به کار بردم موفق شدم دومین دوخت زندگیم را بفروشم و به همین دلیل هم همسایه مان از ادامه آموزش من خودداری کرد. پس از آن، تجربه خود را از همان دو مدل به مدل های دیگر بسط دادم و با آزمون و خطاهای فراون و شکافتن لباسهای قدیمی و یا حتی تاناکورا که به نظر می رسید از برش و الگوی قابل قبولی برخوردارند، سعی می کردم در تنهایی نکته های مورد نیازم را برداشت کنم. این سماجت و اصرار در فراگرفتن بی وقفه از آنجا ناشی می شد که از زمان کودکی دو رویا داشتم و این دو رویا از روحیه و علاقه من بر می خاست. یکی اینکه خودم را با قلم مو و لباس آغشته به رنگ در مقابل بوم نقاشی تصور می‌کردم و دوم اینکه همواره در حال قدم زدن در یک سالن بزرگ با لباس های فراوان آویخته از رگال های متعدد بودم در حالی که هر دست لباس، با کیف و کفش و سایر لوازم مورد نیاز هماهنگ شده بود و این رگال های مملو از لباس بی شک لباس های شخصی من بودند.

1

و این علاقه چگونه ادامه پیدا کرد؟
پس از پایان دبیرستان دوره آموزش متد گرلاوین را گذراندم و به نوعی شروع مسیرم را مدیون استادم خانم نعمتی هستم. به دلیل تجربه های شخصی خود تا سن ۱۸ سالگی من تنها الگوها را آموزش دیدم. شاید اگر به دلیل باور استادم نبود و اولین مشتری را با اطمینان به من معرفی نمی کرد هرگز جرأت قیچی زدن به پارچه دیگران را پیدا نمی کردم. آن هم چه سفارشی! یک دست کامل لباس سیسمونی برای ارسال به کانادا!
استاد برای اینکه من بتوانم این پروژه را تحویل دهم بدون گذراندن دوره مذکور الگوهای این دوره را در اختیار من گذاشت. در ادامه مسیرم دیگر آموزش خاصی ندیدم مگر یک دوره سه روزه که در اصفهان گذراندم و صادقانه بگویم این دوره بخش زیادی از سؤال های من را جواب داد. همواره نکته های بسیار ظریف کار را با اتکا به روحیه جستجوگر خودم پیدا کرده ام و بخشی دیگر را نیز از راه شاگردی کردن. چون معتقدم آنچه با جستجو و شاگردی کردن و غرق شدن در کار می‌توان آموخت در هیچ کلاس‌ آموزشی دیگری نمی توان کسب کرد، کما اینکه منکر یک آموزش صحیح و اصولی نیستم. یک آموزش خوب مسیر را کوتاه می کند و یک استاد خوب ما را در تجربه های خود سهیم می کند تا ما به دنبال نکته های جدیدتر برویم. به شرط اینکه خود مشتاق باشیم!
پس از دبیرستان وارد دانشگاه شده و در رشته نقاشی تحصیل کردم. با تاثیری که از این فضا گرفتم بیش از پیش به این باور رسیدم که لباس نیز به مانند هر اثر دیگری خلقی است که از مجموع اتفاقات بصری کنترل شده زاده می شود و نتیجه آن باید هارمونی رنگ، فرم ، بافت و هر آنچه که لازمه یک اثر تجسمی است، باشد. یک لباس در دیدگاه من یک حجم بصری است نه یک محصول که شاید این دیدگاه با صنعت مد سازگاری نداشته باشد.
فکر میکنم این گرایش هنری در کارهای من از آنجا سرچشمه می گیرد که من بر اساس دوخت یک لباس معمولی به این سو نرفتم بلکه انگیزه من خلق بخشی از ذهنیاتم بود که با پارچه تجسم می یافت.
به تعبیری ساده تر برای آنکه ایده های ذهنم را پیاده کنم وارد پروسه خیاطی شدم و این کار را در بزرگسالی هم ادامه دادم تا به آنچه خیال کودکی من بود جامه عمل بپوشانم. این یکی از باورهای من است: یا کاری را نباید شروع کرد و یا اگر مسیری را آغاز کردی باید در حد توان تا انتهای مسیر را طی کنی و آنقدر پیش بروی تا به احساس لبریز بودن برسی.

 

به عنوان برگزیده جشنواره ای که به دنبال ارائه ی مدل ها و طرح های ایرانی و اسلامی ست فکر می کنید در عرصه مد و لباس چه کاری باید انجام دهیم تا نتیجه دلخواه حاصل شود؟
من فکر می کنم اگر ما در تلاش هستیم در اتفاقات مد و لباس بین المللی حرفی برای گفتن داشته باشیم، با تکرار مکررات هر چند حرفه ای ، قطعا گرفتار دور باطل شده ایم. اما چنانچه با توجه به فرهنگ غنی خودمان که معمولاً فرهنگ های شرقی این قابلیت را دارند بازگشتی داشته باشیم برای بازنگری دوباره، می توانیم طرح ها و کارهایی ارائه دهیم که حرفی اگر نه جدید از نظر تکنیک ولی قطعا نو از نظر چیدمان فرم و رنگ داشته باشند. البته بازگشت به گذشته نه به این معنا که پوشش مان مثل نسل های گذشته شود بلکه به این معنا که از آن طرح ها و مدل ها ایده بگیریم و با توجه به نیاز و شرایط امروز ان را دوباره در قالبی نو خلق کنیم و یا در روندی امانت دارانه آن را باز آفرینی کنیم.
اما این سکه روی دیگری هم دارد که لازم است مورد توجه جامعه مد و لباس نوپای ما قرار گیرد. جوامعی که مدتهاست درگیر مقوله مد و لباس هستند به دلیل قدمت حضور در این رقابت ها و همچنین به دلیل تفاوت نوع پوشش آنها که باعث می شد لباس مصرفی شان قطعات بیشتری به نسب پوشاک ما داشته باشد، از نظر تکنیک گام هایی بلندتر از ما دارند و اگر بخواهیم خود را ارتقا دهیم لازم است تکنیک را از آنها بیاموزیم تا بتوانیم آن تجربه ها را با توجه به اتفاقات بصری جامعه و فرهنگ خود دیگر بار تجربه کنیم. ترکیب این مهارت ها با حس موجود در سابقه پوشاک ایرانی ماست که می تواند به خلق اثری نو بیانجامد.

 

به عنوان یک طراح لباس جوان وضعیت پوشش مردم و فعالیت طراح ها را چطور می بینید؟
به نظر من هر لباسی که با حس زندگی ما مأنوس باشد در عین دارا بودن فرم و رنگی که به هارمونی بصری منتهی می شود، در صورتی که از وقار و متانت کافی نیز برخوردار باشد قطعا یک لباس ایرانی است. اما در مورد سؤال شما اینکه اگر بخواهم اشاره ای گذرا به این بحث داشته باشم در مجموع و به صورت گسترده طی چهار سال اخیر در حوزه لباس دو مدل بیش تر وارد بازار نشده است. یکی چیدمان پارچه ها بود که در موارد بسیاری بدون توجه به شناخت بصری کافی روی الگوی اساس ساده انجام می شد و دیگری هم مانتوهای کیمونو. خب مسلماً مخاطب یک جایی از این همه تکرار خسته می شود و من فکر می کنم جوان های ما حق دارند. بار این مسئولیت به دوش طراحان مااست کما اینکه بخش دیگری از این مسئولیت به دوش مسئولان است که لازم است به مانند سایر رشته های هنر از طراحان حمایت کنند و بستری فراهم شود برای یک طراح که بتواند با ذهنی باز به سهم خود این فضا را ارتقا دهد و در جهت رشد آن تلاش کند.
ببینید در همه ی زمینه های هنری ما یک حامی داریم یعنی زمانی که فردی خود را به اثبات می رساند شرایطی در اختیار وی قرار می گیرد. معرفی سرمایه گذار یکی از این موارد است و یا شرایط حضور افراد مستعد به خارج از این فضای نوپای صنعتی آمیخته با هنر در جامعه ما. برای بخش لباس، ما این سرمایه گذارها و یا معرف ها به همایش های مد جامعه بین المللی را نداریم یا حداقل حلقه ارتباط این زنجیره ها هنوز تعریف نشده است. یک طراح از صفر تا صد کار را باید خودش انجام دهد. نتیجه اینکه در نهایت اگر بضاعت مالی داشته باشد می تواند تبدیل به یک تولید کننده شود که به مرور در جبر بازار و اقتصاد هضم خواهد شد. در غیر این صورت به حاشیه می رود و از ایده و طرح و تولید صرف نظر می کند. حضور طراح برای جامعه پوشاک ما هنوز تعریف نشده است و منطق بازار تا کنون به این صورت بوده که همیشه الگو ساز را طراح قلمداد می کنند و حقوق یک طراح معمولن به اندازه پایه وزارت کار است و در مواردی حتی کمتر از آن. چون ادعای اینکه من تولیدکننده شمای طراح را برای کار پذیرفته ام بر ضرورت حضور طراح می چربد و این تا امروز به صورت استثمار پیش رفته است.

2

چگونه می توان هویت ایرانی – اسلامی را به پوشش مردم برگرداند و به این حوزه سروسامانی داد؟
البته من با این حرف مخالفم یا حداقل سؤال باید جور دیگری مطرح شود. در بخش قبلی صحبتم تا حدودی به این سؤال شما پاسخ دادم . من معتقد هستم ما زنانگی زن ها را بپذیریم کما اینکه یک مرد دامن نمی پوشد و کت و شلوار می پوشد. جامعه بپذیرد که نوع پوشش زن با مرد باید متفاوت باشد البته پوششی که در آن نوآوری هست اما با حفظ وقار و متانت یک زن.
شاید در این بخش بتوانم بگویم که طراحان ما خیلی هم مقصر نیستند زمانی که ما می اییم یک فرم ثابت را معرفی می کنیم قطعاً زمینه مانور روی آن بعد از مدتی محدود می شود. امسال در جشنوراه مد و لباس، بلوز و دامن و یا کت و دامن و پیراهن را به عنوان پوشش جدید معرفی کردند در حالی که سال هاست اهالی هنر این فرم ها را در لباس مورد استفاده قرار می دهند و به عنوان قشر خاص همواره از آن ها یاد می شود. اما خوشبختانه با اعلام این فرم ها به عنوان لباس جامعه این امکان فراهم می شود تا زن ها به عنوان یک پوشش بتوانند در جامعه از آن استفاده کنند ، اگرچه می دانیم همه گیر شدن این امر زمان بر است همانگونه که پذیرفتن حضور رنگ درجامعه به زمان نیاز داشت. زمانی که جامعه این را بپذیرد طراح هم در عین حفظ پوشیدگی روی این مقوله کار می کند و این کاملاً یک لباس ایرانی و اسلامی ست.
ما پیراهن را در قدیم هم داشته ایم و یا بلوز و دامن را به شکل های مختلف، که حتی در لباس های محلی مان دامن ها چین دار بوده و این ها متعلق به فرهنگ ماست و وقتی استفاده می شود قطعاً ایرانی ست.

 

در مورد جشنوراه مد و لباس و حضورتان در این جشنواره توضیح بفرمایید؟
خیلی اتفاقی وارد این پروسه شدم. با همه وجودم از اینگونه برنامه ها استقبال می کنم و به نظرم اتفاق خوبی ست و در تلاش هستم کارهای قوی تری را ارائه کنم و اگر هر کسی به نوبه خود سعی کند این برنامه تقویت شود مسلماً سطح جشنواره هم می تواند ارتقا پیدا کند.
به هر صورت، پیش از جشنواره برای منظور دیگری هفت لباس طراحی کرده بودم که خیلی با عجله آماده شده بودند و بعد از اینکه آن کار به نتیجه نرسید تصمیم گرفتم برای ارتقای رزومه کاری خود در جشنواره شرکت کنم. در واقع من مدت‌ها است روی سایزبندی اندام ایرانی تحقیق می‌کنم و زمانی که یکی از لباس‌هایم به نام یاقوت را برای نشان دادن تن‌خور آن به جشنواره برده بودم از من خواستند کار‌هایم را در بخش مسابقه شرکت دهم. اگرچه تصمیم به این کار داشتم ولی طبق عادت همیشه اصراری در کار نبود برای من. محبت و پیگیری دو داور دلسوز این جشنواره خانم خالدی و خانم ملکی بیش از تصمیم من در حضور این کارها در پروسه جشنواره موثر بود. از پنج طرح ارائه شده همه آنها به مسابقه راه پیدا کردند که دو طرح قشقایی و یاقوت در بخش مانتوهای مجلسی مقام اول را به دست آوردند.
دریافت سیمرغ دوم هم به این گونه بود که روز پایانی جشنواره بین برگزیدگان بخش های مختلف جشنواره به صورت زنده مسابقه ای برگزار شد که آنجا هم من این شانس را داشتم که طرحم برگزیده شود. در این مسابقه یک طرح مینیاتور در اختیار شرکت کنندگان قرار داده شد و روال مسابقه اینگونه بود که برداشت حسی و بصری خود از این فضا را به لباس تبدیل کنیم. من سعی کردم انتقال دهنده فرم‌ها و احساس ها با برداشتی ایهام گونه باشم. در ‌‌نهایت پس از اتود زدن و اجرای طرح به عنوان یکی از دو طراح بر‌تر سال معرفی شدم.

3

و حرف آخر…
روی سخن من با دوستانی است که با فاصله از این اتفاقات ایستاده اند و تنها به نقدهای تند بسنده می کنند. اگر دلسوز این فصل از اتفاقات جامعه هنری و غیر هنری هستیم و اگر مدعی داشتن اثری با کیفیت متعالی هستیم با شرکت در اتفاقاتی از این دست اجازه دهیم کار ما سنگ محکی برای سایرین و دیگر کارهای ارائه شده باشد. ارائه آثار قوی مانع از حضور آثار ابتدایی تر می شود. پس اگر دلسوز هستیم بیش از انتقاد و در حد عمل اقدام کنیم. بالشخصه برای خود من مهم نیست برنده کیست تا جایی که در تلاشم شاگردهای خودم را برای جشنواره پیش رو آماده کنم. آنچه که برای خود من مهم است لذت بردن از حضور اتفاق های جدید و نو و پیشگام در این مقوله یا هر زمینه دیگری است. من از تکرار بیزارم حتی اگر تکرار خودم باشد!

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد