یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵

تونی موریسون، اولین زن سیاه پوست برنده ی نوبل

تونی موریسون اولین زن سیاه پوست برنده ی نوبل دغدغه های زندگی سیاه پوستان در طول تاریخ را با بیانی شیوا و زیبا در داستان هایش زندگی سخت و شجاعانه ی سیاه پوستان به تصویر می کشد.

فاطمه قاسم آبادی/

مکوئه آنتونی وفورد ( تونی موریسون ) به عنوان اولین زن سیاه پوست برنده ی جایزه ی بین المللی نوبل جایگاه خاصی در ادبیات دارد . این زن نویسنده که دغدغه های زندگی سیاه پوستان در طول تاریخ او را به نوشتن واداشته است، با بیانی شیوا و زیبا در داستان هایش زندگی سخت و شجاعانه ی سیاه پوستان در تاریخ را به تصویر می کشد.

 

کودکی و نوجوانی

موریسون در ۱۸ فوریه ۱۹۳۱ در لوراین (ایالت اهایو) متولد شد. او دومین فرزند از چهار فرزند خانواده بود که در خانواده ای سیاه پوست از طبقه کارگر زندگی می کرد؛ خانواده ای مهاجر که برای فرار از مشکلات تبعیض نژادی جنوب آمریکا، به شمال رفتند.

تونی موریسون، دوران کودکی اش را در میدوست گذراند. او به ادبیات علاقه بسیاری داشت؛ از جین آستن تا تولستوی. پدر موریسون، جرج وفورد، جوشکاری بود که علاقه زیادی به نقل داستان های عامیانه درخصوص سیاه پوستان و انتقال آن به نسل بعدی داشت.

 

تصویری از زندگی سیاه پوستان

موریسون در آثارش وضعیت سیاه پوستان آمریکایی را در فرهنگی نژاد پرست و وضعیت زنان سیاه پوست آمریکایی را در جامعه ای مالامال از بی عدالتی نشان می دهد. وی علاوه بر مشخصه هایی چون ترسیم تبعیض نژادی، تبعیض جنسیتی و اختلاف طبقاتی، از مؤلفه هایی چون اسطوره و تخیل نیز در رمان هایش بهره می گیرد.

موریسون به سرعت، هم از لحاظ نقد و هم از لحاظ قدرت خلاقیت در خلق داستان و نوشتن دیالوگ ها و ترسیم کامل وضع سیاه پوستان آمریکایی، مورد توجه قرار گرفت. از آثار دیگر او می توان به تونی موریسون و سنت های آمریکایی (۱۹۹۸)، تونی موریسون و سخنرانی فمینیستی (۱۹۹۹)، داستان شناسی تونی موریسون(۲۰۰۱) و دایره المعارف تونی موریسون(۲۰۰۳) اشاره کرد. موریسون در زمینه ی کودکان نیز آثاری نظیر “جعبه ی بزرگ” (۱۹۹۹) “شیر یا موش” (۲۰۰۳) و… را  از خود به جای گذاشته است.

 

تغییر نام و تحصیلات

وی در سال ۱۹۴۹ وارد دانشگاه هووارد در واشنگتن دی.سی شد. در همین زمان بود که او نامش را از کلوئه به تونی تغییر داد. وی در توضیح علت تغییر نامش می گوید: “تلفظ کلوئه بسیار سخت است”. موریسون تحصیلاتش را در دانشگاه کرونل نیویورک ادامه داد.

او تز کارشناسی ارشدش را در مورد “ویلیام فاکنر” ارائه کرد و در سال ۱۹۵۵ مدرک کارشناسی ارشدش را اخذ نمود. طی سالهای ۱۹۵۵تا ۱۹۵۷، موریسون استاد زبان دانشگاه تگزاس جنوبی در هاستون بود و در گروه زبان دانشگاه هووارد نیز انگلیسی تدریس می کرد.

در سال ۱۹۶۴، به عنوان ویراستار کتاب در نیویورک مشغول به کار شد. او ویراستاری کتاب های نویسندگان سیاه پوستی نظیر “تونی کید” و “گیل جونز” را برعهده داشت. در سال ۱۹۸۴، در دو رشته ی متفاوت در دانشگاه نیویورک تدریس می کرد.

 

اولین رمان

اولین رمانش را با عنوان “آبی ترین چشم” در سال ۱۹۷۰ نوشت. وی با انتشار این اثر توانست هویت جدیدی برای خود دست و پا کند. او پس از رسیدن به این موفقیت، در یکی از سخنرانی هایش گفت: “من در اصل کلوئه آنتونی وفورد هستم. وقتی اولین رمانم چاپ شد، بسیار تأسف خوردم که چرا خودم را تونی موریسون نامیدم.”

 

دیگر آثار

اولین رمانش با عنوان “آبی ترین چشم” در سال ۱۹۷۰ به چاپ رسید. او رمان نویسی را با کارهایی نظیر: “سولا” (۱۹۷۳) “آواهای سلیمان” (۱۹۷۷)، “کودک گریان” (۱۹۸۱)، “محبوب” (۱۹۸۷) و “بهشت” (۱۹۹۸) ادامه داد. این نویسنده با نوشتن “محبوب” جایزه پولیتز را از آن خود کرد. وی همچنین توانست در سال ۱۹۹۳ به عنوان برنده جایزه ی نوبل ادبی انتخاب شود.

 

جهت گیری های سیاسی

موریسون در دوره‌ی دوم ریاست جمهوری کلینتون رئیس جمهور آمریکا، جمله‌ای در حمایت از او گفت که بعدها بسیار مشهور شد. او که بیل کلینتون را اولین رئیس جمهور سیاهپوست آمریکا نامیده بود، در انتخابات اخیر نیز به حمایت همه جانبه از اوباما پرداخت.

به اعتقاد منتقد نیویورک‌ مگ، این‌که موریسون در رمانش از ظلم‌هایی نوشته که هم به سیاهپوستان و هم به سفیدپوستان روا داشته شده، هوشمندی این نویسنده‌ی مشهور را می‌رساند.

تونی موریسون در گفت و گوی کوتاهی با نیویورک‌ مگ می‌گوید که واقعاً در نظر داشته درباره‌ی دوره‌ای از تاریخ آمریکا بنویسد که هنوز بردگی به رنگ پوست ربطی نداشت.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد