شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵

به جنوب شهری بودنم افتخار می‌کنم

فرشته کریمی که با زدن ۶ گل در مسابقات آسیایی نقشی غیر قابل انکار در قهرمانی فوتسال ایران داشت آرزو داشت در مسابقات جهانی هم بدرخشد اما با اعزام نشدن تیم تمام آرزوهایش بر باد رفت.

 تیم ملی فوتسال بانوان چند ماه قبل با شایستگی در مالزی قهرمان آسیا شد تا بلکه در جام جهانی گواتمالا شایستگی هایش را به نمایش بگذارد.
اما در حالی که کمتر از یک هفته به آغاز بازی ها مانده به علت عدم صدور ویزا از سوی کشور گواتمالا سفر ملی پوشان ایران تا این لحظه منتفی بوده و بانوان تاریخ ساز کشورمان همچنان امیدوارند با دستور مستقیم رئیس جمهور و پیگیری های وزارت امور خارجه مشکل اعزام آنها برطرف شود.

بی تردید در میان سربازان ایرانی فوتسال بانوان یک بازیکن بیش از سایرین تاثیرگذار بود و این روزها نامش بیشتر بر سر زبانهاست؛ فرشته کریمی که در فینال گل پیروزی ایران را برابر ژاپن به ثمر رساند. کریمی در تایلند ۶ گل به ثمر رساند تا نقشی پررنگ و غیر قابل انکار در قهرمانی زنان ایرانی داشته باشد. کریمی در گفتگویی که با مشرق انجام داده از خودش می گوید و اینکه چطور فوتسالیست شد:

*خودتان را معرفی کنید.
فرشته کریمی هستم متولد تهران. ۲۶ سال سن دارم. هفدهم بهمن ماه سال ۱۳۶۷ متولد شدم. من هم مانند خیلی از فوتبالسیت های دیگر از محله های جنوب شهر تهران به این رشته آمدم و در محله نازی آباد متولد و بزرگ شدم. و به جنوب شهری بودنم افتخار می کنم.

* از چه زمانی به فوتبال روی آوردید؟
در حدود ۱۶ سال است که به شکل مستمر دارم در این رشته فعالیت می‌کنم و تا اندازه‌ای می‌توانم بگویم که دیگر برای خودم یک فوتبالیست با سابقه شده ام.

* اولین بار کی متوجه شدید فوتبال بخشی از آینده شما خواهد بود؟
من این ورزش را در مدرسه شروع کردم. سال سوم راهنمایی بودم که آن را در وجودم حس کردم. البته این حس و حال از بچگی با من همراه بود.

* چطور؟
 مادرم می گوید که من همیشه در اسباب بازی فروشی ها دنبال توپ بودم و هر زمان می خواستند برایم یک اسباب بازی دخترانه مثل عروسک بخرند یک توپ هم تقاضا می‌کردم تا آن را هم برایم بگیرند. همین مسأله باعث تعجب بزرگترها می شد و مادرم می گوید که خیلی ها به شوخی درباره تو به من می گفتند که دخترت می خواهد فوتبالیست شود ولی کسی این را جدی نمی گفت تا اینکه بالاخره این اتفاق افتاد و حدس دور وبری ها به حقیقت پیوست.

* الان چه حسی دارید؟
البته که خوشحالم. چه چیزی از این بهتر که یک کودک در سنین بالاتر به آرزوها و خواسته های دوران بچگی اش دست پیدا کند.

*در مدرسه و کلاس تان چند نفر مانند شما به این ورزش علاقه داشتند؟
واقعا کسی نبود! باور می کنید؟ هیچکس با من بازی نمی کرد و همه دنبال بازی های دخترانه شان بودند. این موضوع سبب شده بود تا من در زنگ‌های تفریح یا ورزش تنها بمانم.

* یعنی اصلا بازی های دخترانه را دنبال نمی کردید؟
البته که بازی‌های دخترانه را هم دوست داشتم اما وقتی از آنها می خواستم که با من فوتبال بازی کنند کسی استقبال نمی کرد تا من هم مجبور می شدم سر خودم را با توپ گرم کنم.

* و در نهایت؟
همین تنهایی من سبب شد تا یکی از دوستانم مرا به باشگاه شریعتی در یاخچی آباد معرفی کرد و من در آن باشگاه ثبت نام کردم که البته هزینه اش با خودم بود.

مثل پسرها عاشق فوتبالم/ به جنوب شهری بودنم افتخار می‌کنم/ قراردادم 20 میلیون است
* مگر عضو آنجا نبودید؟
چون آن باشگاه تحت نظر آموزش و پرورش منطقه ۱۶ بود و من هم از آن طریق در جریان مسابقات کشوری به تیم ملی دعوت شدم.

* پس خیلی بازیکن خوبی بودید؟
از بس در تنهایی هایم تمرین کرده بودم هر زمان که تنها می شدم در حیاط خانه و یا پارک توپ را برمی داشتم و با دریبل زدن درخت و هر وسیله ای که روبرویم بود برای خودم حریف تمرینی درست می‌کردم. همین کارها باعث شده بود تا من با آمادگی کامل به کلاس های فوتبال بروم و خیلی زود مربیانم این را متوجه شدند.

* در مدرسه تنهایی فوتبال بازی می کردید و این سبب نمی شد حوصله اتان سر برود؟
نه، غیر از خودم یک نفر دیگر هم بود که با من بازی می کرد و از بس من به او شوت می زدم تصمیم گرفت دروازه بان شود.

* اولین بازی رسمی شما کی بود؟
تا سال ۸۴ که تیم ملی فوتبال بانوان وجود نداشت در هیچ مسابقه رسمی شرکت نداشتم و پس از آن بود که من دوباره به عنوان عضو تیم ملی فوتبال بانوان ایران در مقدماتی مسابقات جام ملت های آسیا شرکت کردم. غیر از آن هم در مسابقات غرب آسیا حاضر شده بودم.

* پس با این حساب ابتدا فوتبالیست بودید و بعد فوتسالیست شدید؟
بله!

* کدام یک سنگین تر و سخت تر است؟
البته فوتبال کمی سخت تر است و انرژی بیشتری را می طلبد. اما فکر می کنم که جذابیت های آن به مراتب بیشتر از فوتسال است.

* چه شد که به تیم ملی فوتسال دعوت شدید؟
زمانی که خانم لوسا سرمربی اوکراینی تیم ملی فوتسال مرا دید نوع بازی ام را پسندید و دعوتم کرد تا برای این مسابقات تیم ملی فوتسال را همراهی کنم. این را هم بگویم که جا برای پیشرفت در فوتسال بیشتر است و در فوتبال شرایط سخت تری حاکم است و این پیشرفت در آن رشته چندان آسان نیست.

* در حال حاضر عضو کدام تیم هستید؟
باشگاه دانشگاه آزاد.

مثل پسرها عاشق فوتبالم/ به جنوب شهری بودنم افتخار می‌کنم/ قراردادم 20 میلیون است
* درآمدتان چه قدر است؟
قراردادم با این باشگاه ۲۰ میلیون تومان است و این در رشته ما یعنی سقف دریافتی یک بازیکن.

* همه تیم ها به این اندازه برای بانوان شان هزینه می کنند؟
نه! فقط دو سه تا باشگاه هستند که پول می دهند و باقی باشگاه‌ها تیم های بانوان خود را مجانی اداره می کند و یا اصلا تیمی ندارند.

* راستی! خانواده‌تان مخالف فوتبال بازی کردنتان نبودند؟
چرا، اوایل پدرم مخالف بود اما مادرم مشکلی با این موضوع نداشت که من فوتبالیست شوم.

* فوتبال روی درس و مدرسه تأثیر نداشت؟
اتفاقا تأثیر داشت و به همین دلیل پدرم با این مسأله مخالفت می کرد.

* چطور موفق به جلب رضایت خانواده شدید؟
 از شانس خوبم عمویم که خودش هم در باشگاه شریعتی کار می کرد به پدرم گفت که در باشگاه مراقب من خواهد بود حساسیت پدرم کمتر شد و توانستم با مشورت خودش و عمویم در این رشته پیشرفت کنم.

* حالا هدف بعدی بهترین فوتسالیست حال حاضر تیم ملی بانوان ایران چیست؟
اینکه بتوانم لژیونر شوم و اولین خانم ایرانی در فوتبال یا فوتسال باشم که در خارج از ایران بازی می کند.

* چند خواهر و برادر دارید؟
۴ خواهر دارم و ۳ برادر یعنی  کلا ۸ تا بچه می شویم. من دختر آخر خانواده هستم و یک برادر کوچکتر هم دارم.

* مدرک تحصیلی‌تان چیست؟
دیپلم ادبیات دارم.

اوقات فراغت را چطور سپری می کنید؟
قبلا که کلاس زبان می رفتم چون می خواستم زمانی که بیرون از ایران هستم و با تیم ملی به خارج از کشور می روم مشکلی برای برقراری ارتباط با دیگران نداشته باشم. فرصت باشد فیلم نگاه می کنم. من کلا طرفدار فیلمهایی هستم که بیشتر آقایان دوست دارند. من فیلمهای پلیسی را خیلی دوست دارم و بیشتر آنها را نگاه می کنم.

* دستپختت خانم گل فوتسال ایران چگونه است؟
بد نیست! این را باید از آن‌هایی که غذای دستپخت مرا خوردند پرسید.

مثل پسرها عاشق فوتبالم/ به جنوب شهری بودنم افتخار می‌کنم/ قراردادم 20 میلیون است
* اولین غذایی که یاد گرفتید و پختید چه بود؟
خورش بادمجان. پس از آن ماکارونی و مرغ و بعد هم سایر غذاها.

* نوع لباس پوشیدنتان  هم مانند علاقه اتان به فوتبال، پسرانه است؟
خیر! اتفاقا هر بار که از مهمانی به اردو می رفتم بچه ها از دیدم من تعجب می کردند چون من خارج از محیط فوتبال رفتاری صددرصد دخترانه دارم و در لباس هایم هم همین‌طور. هر چیزی جای خودش را دارد.

* در ورزش سنگین حرفه ای نگران آسیب دیدگی شدید نیستید؟ مثلا آسیب دیدگی صورت  که باعث از بین رفتن زیبایی شود؟
به هر حال خانمها روی این موضوع تا حدی حساس تر از آقایان هستند. طبیعی است که من هم چنین حساسیتی را دارم و برای همین مراقب خودم هستم و با ملاحظه فوتبال بازی می کنم.

* اگر ۱۰ میلیارد پول داشته باشید با آن چه می کنید؟
حتما یک باشگاه فوتبالی برای بانوان راه می اندازم و خودم هم مدیرعاملش می شوم. چندتا مربی خوب می آورم و کاری می کنم که فوتبال بانوان به جایگاه واقعی اش در منطقه و آسیا و حتی جهان برسد.

* برای خودتان خرجش نمی کنید؟
(با خنده) وقتی مدیرعامل باشید یعنی اینکه خیلی اوضاع مالی تان خوب است دیگر. پس یعنی در آن صورت خوب هم زندگی می کردم. ولی در کل دوست دارم به دخترانی که کمتر به آنها توجه می شود رسیدگی می کردم.

* آرزویتان چیست؟
دوست داشتم در مسابقات جهانی گواتمالا بتوانیم نماینده شایسته ای برای ایران باشیم و قدرت مان را به دنیا نشان دهیم. اما در عمل دیدید که تیم به مسابقات اعزام نشد و این بدترین اتفاقی بود که برای فوتسال بانوان روی داد.

* حرف پایانی؟
از خانواده ام و همه کسانی که مرا کمک کردند تا به اینجا برسم ممنونم . امیدوارم که تحت هر شرایطی و در هر میدانی بتوانم شایسته ای برای کشورم باشم.

منبع: مشرق/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد