سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵

برای شهادتش دعا می کردم

می گفت که شهادت، خیلی عاقبت قشنگی است. برای همین من هم از ته دل دوست داشتم عاقبتش شهادت باشد و برای شهادتش دعا می کردم، راهی که انتخاب کرده بود…

dehqan

بسم رب شهدا و صدیقین

راستی چقدر این واژه قشنگ است: برادر

یادم می آید یک روز که از دانشگاه آمده بودم، داخل اتاقش نشسته بود، صدایم کرد و یک عکس نشانم داد.گفت : ببین چقدر قشنگه ! عکس صفحه اول شناسنامه شهید خلیلی بود. بهش گفتم چه چیزی اش قشنگ است؟ شناسنامه است دیگر!
گفت دقت نکردی! ببین چه مهری روی صفحه خورده.

1

دقت که کردم دیدم با رنگ قرمز مهر خورده:
به فیض شهادت نائل آمد…
لبخند زدم. گفت خیلی عاقبت قشنگی است. به قول آقا رسول: همه رفتنی اند، چه خوبست که آدم زیبا برود!
از ته دل دوست داشتم عاقبتش شهادت باشد و برای شهادتش دعا می کردم، راهی که انتخاب کرده بود و حرف هایی که می زد هم این عاقبت را تأیید می کرد.
اصلا حیف بود جز با شهادت برود.
اما فکرش را نمی کردم، خدا آن قدر زود مشتاق دیدنش شود.
بیا عزیزم! بیا ببین محمد! روی شناسنامه ات مهر خورده…

2

راستی تا حالا فکر کردی سفارش سنگ قبر برای عزیزت چقدر سخت است؟ برای عزیز بیست ساله…
یا اصلا می دانی پخش کردن وصیت نامه برادر یعنی چه؟
راستی چقدر این واژه قشنگ است: برادر!

 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی آزادگان ایران  

/انتهای متن/

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد