یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵

با زبان اهانت به مقدسات نمی توان با دنیا مفاهمه کرد

اخیرا شاهد بودیم یکی از مدعیان دفاع ازحقوق زنان با انتشار عکسی و همراه آن پیامی غریب در فضای مجازی مدعی شد باید ازمقدسات  دینی تقدس زدایی کرد! برهمین اساس گفتمانی با دکتر عزت السادات میرخانی محقق و و مدرس در رشته مطالعات زنان دانشگاه تربیت مدرس در این زمینه صورت گرفت که می خوانید.

از موضوع اهانت به مقدسات توسط یکی از این خانم های فعال حقوق زنان مدتی گذشته، اما چون جریان پناهندگی بعضی ایرانی ها به  کشورها غربی جریانی مداوم است، ابتدا مبحث پناهندگی را با دکتر میرخانی طرح کردیم.

خانم دکتر، دیدگاه شما در باره مساله پناهندگی و تبعات آن  در عرصه بین الملل چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم

قبل از مساله پناهندگی بایستی به نوع ارتباط با فضای خارج از دنیای اسلام و نحوه گفتمان های بین المللی پرداخت. چون برای دینی که ارتباطات سیاسی و بین المللی و حتی خطابات جهانی فراوان دارد، نحوه گفتمان و لحاظ  شئون و حفظ حیثیت طرفینی بسیار مهم است. از نظر نظام قانونگذاری اسلامی ارتباط با عرصه بین الملل یکی از رسالت های مهم در عرصه جهانی است، ما نه اجازه توهین به دیگران وباورهای آنان داریم ونه اجازه توهین پذیری نسبت به مقدسات خود را. اسلام مولفه ها و اصول قابل تاملی دارد که در عرصه تعاملات  حفظ آن ضروری است.  عزت ملی و کرامت انسانی، حفظ ثغور باورها و شعایر کاملا مورد تاکید است. مثلا به این خطاب قرآنی در عرصه گفتمان با سایر ادیان که باخطاب ” اهل الکتاب” با غیرمسلمانان جهان سخن  می گوید، توجه کنید:

قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْاْ إِلَى کَلَمَهٍ سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُولُواْ اشْهَدُواْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عمران ـ ۶۴)

“بگو اى اهل کتاب بیایید بر سر سخنى که میان ما و شما یکسان است بایستیم که جز خدا را نپرستیم و چیزى را شریک او نگردانیم و بعضى از ما بعضى دیگر ارباب برای خود قرار ندهیم (از هر گونه سلطه پذیری در عرصه جهانی بپرهیزیم که این امر مغایرت اصولی با گفتمان بین المللی دارد) پس اگر [از این پیشنهاد] اعراض کردند بگویید شاهد باشید که ما مسلمانیم.”

یعنی عزت اسلامی به ما اجازه  سلطه پذیری را نمی دهد. در این خطاب ابتدا قانونگذار اسلامی به یک اصل مشترک  اشاره می کند و آن اصل حفظ موقعیت انسانی – اسلامی و نفی شرک سیاسی وعدم سلطه پذیری در گفتمان است. یعنی حفظ مقدسات هر ملتی برای سایر ملل لازم است . این یک امر عقلایی  است که خلاف آن قبح جهانی دارد. همه اقوام وملل از باورها و مقدساتی مورد احترام برخوردارند و منطق اسلام از کسانی که دین شان هم اسلام نیست دعوت می کند که  حول محور اصول مشترک و مورد احترام همه وارد مذاکره و ارتباط شویم. ضمن آنکه در تمامی سوره های قرانی یک اصل کلی در روابط با بیگانگان حاکم است که آن اصل عدم ولایت کفار و اجانب بر هویت فردی و جمعی مسلمین است. زیرا اغراض آنان در ارتباط شان مغایر اهداف و اصول انسانی و اسلامی برمحور حفظ منافع و مصالح همه ملل است و در صدد غلبه و سلطه گری هستند. قرآن کریم در باره نوع تفکر آنان در تعامل با ما صریحا می گوید:«وَدّوآ ما عنتّم قَد بَدَتِ البَغضاء مِن اَفواهِهم وَ ماتُخفی صُدُورُهُم اَکبر…»

براین اساس یک فرد مسلمان در عین حفظ مواضع انسانی خود، در صدد تشتت و تفرقه و مقابله با مقدسات و باورها و ایمان جوامع بشری نیست، بلکه دنبال وحدتی است که همراه با قدم برداشتن در مسیر تعالی است، همچنان که کلمه”تعالوا” در آیه فوق دلالت بر همین امر دارد. پس ایجاد فضای عناد و پرده دری و تفرقه وتشتت  نه از نظر عقلانی قابل قبول است و نه در حقوق بین الملل در دنیای امروز جایی دارد. ازنظر تفکر اسلامی هم قبیح و ناپسند است. در اول سوره ممتحنه هممی خوانیم:

«یا ایها الذین امنوا لاتتخذوا عدوی و عدوکم اولیاء تلقون الیهم بالموده…» اشاره به اینکه با القای محبت و علقه به بیگانه ارزش های خود را از دست ندهید. اتفاقا در این سوره در سه جا نقش زنان را در عرصه ارتباطات اجتماعی و بین المللی تبیین می کند و سپس ملاک های  حریت و آزاد منشی را بیان می نماید.

 در یک کلام حکیمانه در خطبه ۳۲  نهج البلاغه  حضرت علی می فرماید: خیلی بد تجارتی است که انسان به خود فروشی خود در برابر مطامع دنیوی اقدام کند و در برابر جایگاهی بالایی که خدا برایش قرار داده خود را در معامله با دنیا قرار دهد. بویژه آنکه خود فروشی سیاسی پشت کردن به تمامی هویت ملی و فردی و جمعی است. این امر نیز یک منش عقلایی است. باید گفت از این منظر پناهندگی یک نوع خودفروشی سیاسی حساب می شود.

این شعار تقدس زدایی هم در همین جاست که معنا می شود و باید پرسید که این شعار با چه گفتمانی می تواند قابل توجیه باشد؟  حقیقت این است که آنگاه که نیروی دشمن و بیگانگان از در افتادن با مردان ما و کشتن آنان مایوس می شوند، به حیله ها  و اسباب متعدد و نوین، به اسارت زنان روی می آورند و با توسعه استضعاف و ازخود بیگانگی از آنان استفاده ابزاری می کنند.

images

به نظر شما چه باید کرد که در تعامل و گفتمان با دنیا، راه این سوءاستفاده ها بسته شود؟

  • قطعا ما امروز بایستی اصول اساسی و مشترکی را در گفتمان ها حتی در فضای مجازی داشته باشیم تا از مولفه های صحیح گفتمانی بهره ببریم و خارج از اصول و فرمول ها به حدود و حقوق دیگران تعدی نکنیم. زیرا در این صورت برای هیچ ملت و مملکتی حریمی باقی نمی ماند و دچارهرج ومرج  می شویم.   امروز در علوم مختلف حتی دانش ها زبان بینشی و منشی مشخصی هست. براین اساس بدون روش و اسلوب مشخص نمی توان مفاهمه منطقی در جهان برقرار ساخت. چنانچه در ابتدای گفتمان به اصول مشترکی در این زمینه از دیدگاه فرهنگ اسلامی اشاره شد. یعنی تعامل دانشی برمبنای باورهای بینشی و گرایشی شکل می گیرد.

اگر منطق وملاک های گفتمان جهانی  در عرصه حقوق بین الملل بر محور ارزش های مورد اتفاق و احترام تبیین شود، هرگز چنین افرادی  در پشت چنین تصاویرضدارزشی فرصت  خود نمایی نخواهند داشت. نمی شود از طرفی بگوییم مدافع حقوق بشریم و از طرف دیگر با منطق ضد بشری با دنیا صحبت کنیم .

 

نظرتان در مورد حضور زنان در این عرصه های تبلیغاتی ضد ارزشی چیست؟

  • توهین به مقدسات یک منطق ضد بشری است. متاسفانه در طول تاریخ چه در جاهلیت اولی و چه در شکل مدرن آن، گاه وبیگاه زنان دقیقا ابزاری برای تامین مطامع ارباب قدرت و طالبان لذت بوده اند و آنجا که یک زن ابزار می شود، ابعاد تخریبگری اش بیشتر از یک مرد است. چون در اینجا جنسیت و جاذبه های زنانه او نیزمورد تعرض و سوءاستفاده قرار می گیرد.

در این تصویر که این خانم از خودش منتشر کرده چند مسأله به صورت جدی مورد تامل است:

یکی مسأله عفت زدایی از زن است. آن زیبایی ها که خدا به صورت طبیعی در زن قرار داده وآن گوهر وجودی زن اگر براحتی دراختیار افرادی قرار بگیرد که تعهدی ندارند، حاصل آن استفاده ابزاری از زن است.  امروز توسعه عرصه های بزه دیدگی وبزهکاری  در زنان از کجا شروع می شود؟ چرا زنان بیشتر آسیب پذیرند؟ مسلما چون از ظرافت و زیبایی زن به رایگان بهره وری می گردد و مورد سوءاستفاده درعرصه لذت، منفعت سیاسی و قدرت قرار می گیرد. مصونیتی را که در احکام حکیمانه اسلام ما مشاهده می کنیم در هیچ سیستم حقوقی یافت نمی شود. در اسلام حق عفت جنسی به مثابه حق حیات برای زن موردتاکید است.

قرآن کریم برای همه اهل ایمان یک زن را مثال می زند آن هم در خانه فرعون؛ زنی که آزادگی وعبودیت را با دنیا و ملکه بودن و قصر عوض نمی کند و این زن در قرآن برای همه زنان و مردهای تاریخ الگو شده است و برعکس اگر خانمی ارزش ها، حریت و عفتش را به رایگان داد، دچار خسارت زیاد می شود. بیان وحی این است که اینگونه افراد با پشت کردن به منطق وحی دچار خود فراموشی حاصل از خدا فراموشی می شوند. قرآن می فرماید:«نسواالله  فانسیهم انفسهم»حاصل از خودبیگانگی، پناهندگی است؛پناهندگی به دنیایی که از نظر باورها هیچ مرز مشترکی با ما ندارد.

 

مشخصا در مورد شخصی که عامل این حرکت ضد دینی بوده، چه فکر می کنید؟

  • در واقع وجدان انسان ها از این ضایعات بویژه نسبت به یک همنوع متاثر می شود. بنده خیلی دلم می سوزد که یک زن ایرانی که با ما  در ایرانی بودن، در دفاع از حقوق زن وعزت و منزلت زن  مشترکاتی دارد، اینطور نماد چند هنجارشکنی در یک تصویر شود.

امروز در جهان نهضت حسینی یک نهضت سمبلیک برای آزادگی است که امثال گاندی مرید آن هستند و در راه پیمایی اربعین حسینی ما می بینیم که  مسیحیان وغیرمسلمانان دیگر گاهی حتی پابرهنه شرکت می کنند. یعنی این پرچم حسینی پرچم عزت و آزادگی در جهان است. من متاسف می شوم که می بینم که یک خانم ایرانی که خود را مدافع حقوق زنان می داند، به قصد موضع گیری علیه چنین نهضتی و جسارت به آن وارد میدان می شود و عملا با جلوه گری و نمایش خودش درمنظر و مرائی جهانی به اهداف و منافع بیگانگان پوشش می دهد. این خانم با یک شعار تقدس زدایی  روی کتیبه “باز این چه شورش است که در خلق عالم است”  نشسته که خود این کتیبه، جهانی و عالمی بودن این نهضت را نشان می دهد.

واقعا از این خانم باید پرسید که، پشت کردن به دستی که در تاریخ همه با آن پیمان وفاداری می بندند، یعنی چه؟ یا پرچم عزت حسینی را مورد توهین رفتاری قرار دادن چه مفهومی دارد؟

امام سجاد می فرماید: خدایا تو دشمنان ما را از کسانی قرار دادی که در رفتار با حماقت برخورد می کنند. یعنی نه تنها دیانت ندارند بلکه عقلانیتی هم در کارشان نیست.

امام حسین هم در همان صحنه عاشورا فرموده که اگر دین ندارید آزدادگی را حفظ کنید.

آیا حقوق بشر برای این فرد اهانت کننده به این نهضت جایی  باز می کند؟

کسی که با آن جامی که در دست دارد، نماد فسق را به نمایش گذاشته، می خواهد مدافع چه کسی باشد، کدام بشر و کدام زن؟ کسی که پرده های عفت و حلقه های تعلق ملی اش را پاره کرد، مگر اصولا می تواند مدافع حقی باشد؟

به نظرمن  در ایامی که بین ماه شعبان و ماه رمضان واقع شده و مقدس ترین ظرف زمانی است، کسی که چنین اقدام اهانت باری می کند، چیزی نیست جز ابزاری برای تامین اهداف بیگانگان!!

علی (ع) درحکمت ۱۳۳نهج البلاغه می فرماید:

مردم دو دسته اند: یک عده به این دنیا اسیر می آیند اما خود را می خرند و برای خدا آزاد می کنند. یک عده هم می آیند و اسیر می روند.

مصداق این آزادگی حضرت زینب است که اسیر بود و در همان اسارت در روزعاشورا درس آزادگی داد و حماسه ای سراسر عزت و شجاعت وشهامت آفرید.

این نوع حرکت ها درافتادن با مکتب زینب کبری است. اما آیا می شود با چنین مکتبی در افتاد؟

تاریخ نشان داده هر که با این خاندان و این نهضت در افتاده ، دچار عواقب خیلی بدی شده و من نگران چینن عواقبی هستم برای این خانم.

از نظر معاهدات جهانی تحقیر و توهین به مقدسات جوامع بشری یک کار ضدبشری و ضد حقوق بشری است.

 از نظر قوانین داخلی هم این کار مسلما جرم است. الان محاکم قضایی ایران برای این خانم مجازات حبس وتعزیر مقرر کرده اند. علی القاعده باید این مجازات از طریق پلیس بین الملل پیگیری و به نتیجه برسد و بتواند جنبه بازدارندگی برای موارد مشابه درآینده داشته باشد و باعث شود که دیگر چنین موارد حرمت زدایی نسبت به مقدسات ما و اهانت به ملیت و فرهنگ ما تکرار نشود.

 

حرف آخرتان ، در این مورد؟

  • از خدا می خواهیم که در این ایام رحمانی قابلیت هدایت و عزت یابی و بیداری را به همه حتی کسانی از قبیل همین افرادی که پناهنده شده اند، عطا کند  و باردیگر آنها را به دامن ارزش ها و ملیت و فرهنگ خودی برگرداند.     

با سپاس از شما که در این گفت وگو شرکت کردید.                              

/انتهای متن/

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد