یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵

بارکد، طنزی فقط برای فروش بیشتر

“بارکد” فیلمی از”مصطفی کیایی” که با زبان طنز و کنایه سعی دارد گریزی به معضلات و آسیب های اجتماعی داشته باشد اما وجود خرده داستان های زیاد و گاه فانتزی فیلم و تأکید بیش از اندازه بر خنداندن مخاطب به هر روش موجب شده تا فیلم تأثیرگذاری لازم را نداشته باشد.

نفیسه ترابنده/

“بارکد” فیلمی به کارگردانی و تهیه‌کنندگی “مصطفی کیایی” و نویسندگی “مصطفی کیایی” و “مهیار شاهرخی” است.

کیایی همانند فیلم های قبلی خود،”خط ویژه” و “عصر یخبندان” باز هم به سراغ مافیای قدرت در جامعه و پولشویی و رانت خواری توسط آنان رفته است. کیایی که در “عصر یخبندان” مسئله خیانت ، اعتیاد و زنان فاسد و خیابانی را به تصویر کشیده بود، در”بارکد” نیز به این مسائل پرداخته است.

 

داستان فیلم

فیلم از الگوی کمدی‌های هجوآمیز تارانتینویی تبعیت کرده و با محور قرار دادن دو رفیق مسیر خاص تبدیل شدن آنها از دو آدم ساده‌دل و معمولی به دو خلافکار را به تصویر می‌کشد. بارکد داستان دو دوست به نام‌های حامد (بهرام رادان) و میلاد (محسن کیایی) است که در سودای رسیدن به پول هر کاری می‌کنند؛ از جا زدن خود با نام دختر و تیغ زدن پسران پولدار تا وارد شدن به باندهای بزرگ قاچاق مواد مخدر.

“حامد” وضعیت خانوادگی و مالی خوبی داشته است تا زمانی که پدرش با پاپوش مافیای قدرت و ثروت به زندان می افتد و مادرش از این غصه دق مرگ می شود. حامد به کمک دوستانش سعی دارد تا از مسبب بدبختی خانواده اش یعنی رضا کیانیان که شخصیتی بدون هویت و اسم است، انتقام بگیرد.

حامد معتقد است: « پشت هر آدمی داستانی هست و پشت هر داستانی یه آدم، بهتره قبل از هر قضاوتی یه کم صبر داشته باشیم.»فیلم از جایی آغاز می شود که حامد وارد دفتر کار رضا کیانیان می شود تا در سمت مدیر داخلی به استخدام شرکت بزرگ او در آید. حامد برای ترغیب او به استخدام کردنش شروع به تعریف داستان زندگی‎اش می کند، داستان‎هایی که در آن واقعیت و خیال در هم می آمیزد و مخاطب در پایان فیلم دقیقا متوجه نمی شود کدام خرده داستان واقعیت زندگی حامد بوده است و کدام داستان زاییده خیال او.

 

دختری به دنبال تکیه گاهی محکم

شخصیت های زن فیلم گرچه حضوری کوتاه دارند اما در پیشبرد داستان نقش موثری ایفا می کنند.”نازی” (سحر دولتشاهی) پررنگ ترین شخصیت زن داستان است. حامد در دانشگاه با نازی آشنا می شود؛ دختری که پدر و مادرش را از دست داده و با مادربزرگ خود زندگی می کند. زمانی که حامد نازی را برای معرفی به خانواده اش به منزل می برد با صحنه دستگیری پدرش مواجه می شود؛ اتفاقی که مسیر زندگی حامد و نازی را تغییر می دهد. حامد که با دستگیری پدرش همه چیز خود را از دست داده است تصمیم می گیرد با نازی به ترکیه بروند. آنها برای جورکردن پول سفر خود با همکاری میلاد نقشه های متعددی را اجرا می کنند. مهم ترین نقشه آنها دوست شدن نازی با پسری  پولدار است که به دلیل ماه گرفتگی صورتش اعتماد به نفس خود را در ارتباط با دختران از دست داده است، امید پسری ساده و کم روست که میلاد در فیس بوک با او آشنا شده است، پسری که در ارتباط حضوری عاجز است و ارتباطات مجازی و چت کردن را دوست دارد. نازی در ابتدا با شنیدن این نقشه ناراحت شده و به حامد با تشر می گوید که درباره او چه فکری کرده است اما با به یاد آوردن سفر به ترکیه قبول می کند تا نقشه پسرها را اجرا کند. نازی در دیدار اول در کافی شاپ با دیدن صورت امید جا می خورد اما به تدریج می تواند در او نفوذ کند و او را راضی نماید تا برای حل مشکلاتش به او پول بدهد. روزی که نازی با امید قرار دارد تا پول را بگیرد به شدت مشوش است . نازی در جواب دلداری های حامد به او می گوید:«دیگه حالم داره از این ترکیه بهم می خوره، یه روز برسم فرودگاه ترکیه همونجا عق می زنم.»امید قبل از دادن پول به نازی می گوید:«تو به من یاد دادی اگه یکی رو دوست داشته باشی دیگه عیب و ایرادش را نمی بینی.» حرفی که نازی را عمیقاً تحت تأثیر قرار می دهد. نازی سوییچ ماشین اهدایی امید را به حامد می دهد در کمال ناباوری حامد با بغض به او می گوید:« تو همه چیزتو باختی، منم با تو بمونم همه چیزمو می بازم. امید منو خیلی دوست داره و مطمئناً به خاطر پول نمیذاره با کسی دوست بشم . بذار من برم خودت این بازی را شروع کردی.»نازی با امید می‎رود تا زندگی جدیدی را شروع کند، نازی دریافته است که حامد تکیه گاه محکمی برای او نیست و برای رسیدن به پول حاضر است حتی عشق خود را قربانی کند.

 

تن فروشی زنان برای تهیه مواد

“ستاره”(بهاره کیان افشار) دختری معتاد و خیابانی است. ستاره نمونه ای از دخترانی است که به اندازه ای در منجلاب اعتیاد فرو رفته اند که برای تهیه جنس حاضر به تن فروشی می شوند. زمانی که حامد و میلاد برای فروختن جنس های پابلو به پارک می روند، ستاره نزد آنها آمده و تقاضای مواد می کند. حامد به ستاره می گوید که به افراد زیر ۱۸ سال، خوشگلا و مادرای خانه دار جنس نمی فروشند اما ستاره که حالش خراب است می گوید که هر کاری که بخواهند برای آنها انجام می دهد. حامد با این حرف ستاره به او جنس داده و کشیک می دهد تا ستاره با خیال راحت مواد بکشد و مجبور به تن فروشی نشود. میلاد در یک نگاه عاشق ستاره می شود، میلاد که عشق خاصی به جنیفر لوپز- بازیگر و خواننده آمریکایی- دارد، به گفته حامد جنیفر لوپز رویاهایش را در ستاره می بیند. میلاد ستاره را با خود به خانه می آورد و به حامد می گوید که می خواهد او را ترک دهد و برای خودش نگه دارد!

 

سودای مدل شدن

در بارکد دو شخصیت دختر دیگر هم حضور دارند، دخترانی که به صورت مجردی زندگی می کنند و به بهانه گرفتن عکس و مدلینگ با حامد و میلاد آشنا شده اند؛ دخترانی پولدار که سودای مدل شدن در سر دارند و بسیار راحت مورد سوء استفاده مالی حامد و میلاد قرار می گیرند. میلاد که از طریق فیس بوک از همه جا باخبر می شود، هنگامی که دخترها به مسافرت می روند با حامد به خانه آنها رفته و دفترچه خاطرات آنها را می دزدند؛ دفترچه خاطراتی که حاوی جزئیات دقیق رابطه آنها با پسران مختلف است، توصیفاتی که حتی حامد و میلاد از خواندن آنها متحیر می شوند. دخترها برای عدم افشای رازهای زندگی شان نزد خانواده و دوست پسرهای شان  تن به اخاذی داده و مجبور می شوند تا به حامد و میلاد باج و حق السکوت بدهند.

 

بارکد در یک نگاه

“بارکد” فیلمی است که با زبان طنز و کنایه و تکیه های سیاسی سعی دارد گریزی به معضلات و آسیب های اجتماعی داشته باشد اما وجود خرده داستان های زیاد و گاه فانتزی فیلم، روایت غیر خطی و فلش بک های متعدد و تأکید بیش از اندازه بر خنداندن مخاطب به هر روش موجب شده تا فیلم تأثیرگذاری لازم را نداشته باشد. کیایی در ” بارکد ” تا جایی که امکانش را داشته و ممیزی به او اجازه داده، از شوخی های رکیک و مبتذل جنسی برای جذب مخاطب استفاده کرده است. کافی است به کاربرد زیاد و اغراق شده اصطلاح” دهن سرویس شدن” در فیلم  توجه کرد. در پایان باید گفت فیلمساز برخلاف فیلم های قبلی خود تنها به فکر فروش فیلم بوده است و نهایتا فیلم حرفی برای گفتن ندارد.

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد