جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵

این قاتل نوجوان، خودش قربانی نیست؟

همه چیز از یک فکر یا ایده پیدا می شود؛ فکر و ایده ای که می تواند از دیدن یک فیلم بد و نامناسب در ذهن نوجوان شروع شود … تا یک جنایت هولناک … راستی قاتل ستایش خود به نوعی قربانی حساب نمی شود؟

فاطمه قاسم آبادی/

 

در کتاب جنایت و مکافات داستایوفسکی کسی که مرتکب جنایت می شود، “راسکلنیکوف” در واقع یک پسر دانشجوی نجیب پزشکی است، از یک خانواده ی محترم که از شهرستان به شهر آمده تا تحصیلاتش را کامل کند. هیچ گونه خلاف و اشتباهی هم در زندگی گذشته ی او وجود ندارد . پس از مدتی او به خاطر مشکلات مالی از یک پیرزن ربا خوار پول قرض می گیرد.

فکر و ایده گناه

یک روز که به طور اتفاقی در یک کافه نشسته بود، دو نفر در مورد همان پیرزن صحبت می کنند و در مورد قتل این پیرزن با هم شوخی می کنند، غافل از اینکه با این شوخی  فکر خطرناکی را وارد ذهن راسکلنیکوف می اندازند. بعد از آن روز این جنایت مدام در ذهن راسکلنیکوف پر و بال می گیرد.

بتدریج به دنبال وسایلش می گردد و بعد هم سعی در عملی کردن نقشه اش می کند، غافل از اینکه در انتهای ماجرا به جای یک قتل مرتکب سه قتل  می شود و بدون اینکه حتی یک سکه از پولی که دزدیدت، استفاده کند محکوم می شود.

 

دنیای فانتزی و دنیای واقعی

اتفاق ناگوار اخیر هم بی شباهت به این داستان نیست . نوجوانی با دیدن فیلم های غربی به شدت تحریک می شود و مدت ها به چگونگی رسیدن به اهدافش فکر می کند و سعی می کند با نقشه ای شیطانی به تقلید از همین فیلم ها به خواسته اش برسد، منتها در نهایت وقتی چشم باز می کند مرتکب جنایت هولناکی شده است و دیگر در دنیای فانتزی نیست، بلکه در مقابل جامعه و قانونی قرار گرفته که باید به آنها پاسخگو باشد و اینجاست که دنیای واقعی شروع می شود و هیچ راه گریزی هم وجود ندارد.

دیگر آن قهرمان ها و ضد قهرمان های پوشالی وجود ندارند تا از او در برابر قانونی که در مقابلش ایستاده است، دفاع کنند .

در اینجا بد نیست نقل قولی را از حضرت عیسی (ع) بیاوریم که می فرمایند :

” من نیامده ام که به شما بگویم تنها گناه نکنید، بلکه من آمده ام تا بگویم حتی فکر به گناه هم نکنید چون اگر آتشی در یک اتاق روشن شود شاید دیوارها را نابود نکند ولی مسلما تمام تزئینات داخل اتاق را از بین می برد و این همان کاری است که فکر به گناه با آدمی می کند.”

در حقیقت هم یکی از بزرگترین خطرات این گونه فیلم ها و سریال های مبتذل رواج دادن فکر به  گناه و عادی کردن آن در میان نوجوانان و جوانان است.و البته عوامل جانبی هم می تواند در شکل گیری جنایت موثر باشد. ججریان دادرسی در دادگاه و اعترافات ابوالقاسم را بخوانیم:

 “او از سن ۱۵ سالگی هرازگاهی مشروب مصرف می‌کرده است. 
 
دادستان عمومی و انقلاب ورامین عنوان کرد: بر اساس اعترافات قاتل ستایش، این شخص در صبح روز حادثه به وسیله گوشی همراهش در حالی که در مدرسه بوده به مشاهده کلیپ‌های مستهجن مبادرت کرده است و این در حالی است که جنایت بعدازظهر همان روز به وقوع پیوست. ” 

 

خطر در کمین تمام خانواده هاست

مسلم است که با وجود این همه وسایل ارتباطی و شبکه های اجتماعی نمی شود نظارت کاملی بر همه دیده ها و شنیده های نوجوانان داشت ولی رها کردن آنها در این دنیاهای مجازی و انبوه فیلم های فانتزی و دروغین هم درست نیست.

اتفاق هولناکی که در ورامین افتاد به قدری به خانواده های دیگر که نوجوان  و جوان دارند ، نزدیک است که حتی از دست دادن یک لحظه هم موجب ضرر است.

اینکه پدر و مادر با بچه ها رابطه ای درست و صمیمانه ای داشته باشند، باعث می شود که جلوی بیشتر این اتفاقات قبل از وقوع گرفته بشود گاهی چاره و راه حل به قدری آسان و کم هزینه است که آدمی باور نمی کند بشود جلوی چنین طوفان های هولناکی را با چنین راهکارهای کوچکی گرفت.

 

دخالت در حریم های خصوصی !

اینکه شما به عنوان پدر و مادر از زندگی مجازی نوجوانان خود خبر داشته باشید و بدانید که محدوده ی فیلم هایی که می بیند چیست و برای چه گروه سنی مناسب است، یا اینکه در صفحه های مجازی شان چه عکس هایی دارند و در چه کانال ها و گروه هایی عضو هستند، دخالت در فضای خصوصی آنها نیست اتفاقا کمک به نوجوانان است که در مسیر درست قدم بردارند و به مشکلات غیر قابل حل دچار نشوند.

حادثه ای که در ورامین اتفاق افتاد شاید با اقدامات بهتر و روش های نظارتی وتربیتی متفاوت، می توانست هرگز اتفاق نیفتد.

مسلما پدر و مادرها با یک نظارت مناسب می توانند راه را بر بسیاری از خطرات برای خود نوجوان ها و محیط اطراف شان ببندند.

رها کردن یک نوجوان در کام این همه عوامل محرک برای کار خلاف، یعنی سوق دادن نوجوان به سمت این امور. در این حالت باید گفت که این نوجوان جنایتکار به نوعی خود قربانی غفلت نزدیکان و کار فرهنگی شبانه روزی و خستگی ناپذیر دشمنان فکر و ایمان مردم ما هستند.

 

قسمت اول(ستایش، قربانی لذت جویی و خشونت هالیوودی شد)

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد