سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵

انتخابات، تنها  فصل مشارکت سیاسی زنان است؟

زنان اهل سیاست و فعال در عرصه انتخابات مجلس که به مجلس راه نیافته اند، به تبع خیلی از شخصیت ها و گروه های سیاسی، با تمام شدن فصل انتخابات، گویی فصل زمستان آغاز شده و بسان بعضی جانداران باید بروند برای خواب زمستانی تا انتخابات بعدی!

mosharekat

به نام خدا

دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی هفته آینده برگزار می شود. در میان شرکت کنندگان این دور ازانتخابات هم مثل دور پیشین اسامی شماری از زنان به چشم می خورد. این، بدان معناست که می توان امیدوار بود که شمار نمایندگان زن در مجلس دهم از منتخبان دور اول بیشتر شود.

در دور اول انتخابات مجلس شاهد بودیم که عده ای از زنان کاندیدای نمایندگی از حوزه های مختلف  همبه مجلس راه نیافتند و  از ادامه رقابت با دیگر کاندیداها در  دور دوم بازماندند.

اما در این میان نکته ای که مهم است و قابل ذکر، این است که حضور زنان در عرصه نمایندگی مجلس شورای اسلامی به عنوان یک عرصه سیاسی مهم و هم عدم حضورشان در این عرصه، باید تابع  ویژگی ها و خصوصیاتی باشد که نهایتا مشارکت سیاسی زنان را مشارکتی واقعی و ثمربخش سازد:

  • بعضی از زنان کاندیدا در دور اول انتخابات، به یمن حضور درلیست جناح های سیاسی مطرح توانستند رای مناسب برای نمایندگی را به دست آورند، بی این که نه سابقه لازم برای فعالیت های نمایندگی را داشته باشند و نه برای مردم شناخته شده باشند. فی الواقع این زنان آمادگی و توان لازم و کافی را برای انجام وظایف نمایندگی دارند؟ قاعدتا ندارند و در این صورت  خوب است لااقل در فرصتی که تا شروع به کار مجلس دهم باقی مانده است، به آماده کردن خود به لحاظ حرفه ای برای کار مهم و حساس نمایندگی مجلس شورای اسلامی بپردازند.  در این زمینه گروه ها و احزابی هم که این اشخاص را دعوت به کاندیداتوری و نمایندگی کرده اند، مسئولیت و وظیفه دارند که در ارتقای سطح دانایی و توانایی این افراد کمک کنند.

 

  • شماری از زنان کاندیدای نمایندگی مجلس هم به دلیل نیاوردن نصاب لازم از ورود به مجلس بازماندند. برای این دسته از زنان، اگر قابلند و اهل تلاش و فعالیت، قطعا مجلس شورای اسلامی تنها یک راه و طریق برای مشارکت سیاسی بوده است و نه هدفی که فی نفسه اصالت داشته باشد. در این صورت برای مشارکت سیاسی، یافتن راه ها و عرصه های دیگر و فعالیت مثمر و مفید به هیچ روی منتفی نیست. باز هم باید بر نقش گروه ها و احزاب سیاسی که این گروه از زنان را به حضور در عرصه انتخابات فراخوانده اند، در بسترسازی برای دیگرفعالیت های سیاسی مثمر و مناسب تاکید کرد.

 

  • معدود زنانی هم  که در ابتدای کار نام شان به عنوان پیروز انتخابات از حوزه انتخابیه شان اعلام شد ولی بعدا رفتن شان به مجلس منتفی اعلام شد، باز هم به شرط قابلیت و توانمندی می توانند در عرصه های دیگر فعالیت سیاسی کنند.  اینان چه به حق و یا حتی ناحق از شانس راه یابی به مجلس محروم شدند، خوب است به عوض واکنش های انفعالی در مقابل این مردود شدن، عرصه های دیگر مشارکت سیاسی را بیازمایند و چه بسا با حضور در این عرصه ها هم منشا خدماتی مفید گردند و هم توانایی های خود را ارتقا بخشند.

 

  • نهایتا باید به جمعیت بزرگ و گسترده زنان رای دهنده اشاره کرد که با رای دادن خود نوعی از مشارکت سیاسی را معنا می کنند و تحقق می بخشند. ممکن است در یک نگاه به نظر بیاید که رای دادن به نماینده های مجلس کمتر از رای گرفتن برای نمایندگی اهمیت دارد. اما واقعیت این است که تا رای داده نشود، کسی به نمایندگی انتخاب نمی شود. اگر رفتار مهم  رای دادن با آگاهی و شعور سیاسی کافی و مبتنی بر روش های درست برای شناختن افراد و توانایی ها و صلاحیت شان صورت بگیرد، نتیجه آن که شکل گیری یک مجلس شورای اسلامی کارآمد و امین است. در این مسیر یعنی مسیر درست و دقیق انتخاب کردن و رای دادن، متاسفانه در جامعه کنونی ما هنوز شرایط و فضایی تعریف نشده که نه برای مردان و نه برای زنان رای دهنده راه و زمینه شناخت درست فضای سیاسی  و عناصر مناسب برای فعالیت در این فضا در عرصه قانونگذاری روشن و مهیا باشد. در این میان زنان متاسفانه بیشتر هم دچار فقر اطلاعات و آگاهی ها در این زمینه اند. در اینجا هم باز باید بر نقش مهم و اساسی که احزاب و گروه ها و شخصیت های مهم سیاسی در فضا سازی برای بالا رفتن سطح آگاهی و اطلاع مردم مخصوصا زنان اشاره کرد.

در یک کلام باید گفت که مجلس شورای اسلامی به عنوان یک رکن مهم حکومتی که وظیفه مهم قانونگذاری و نظارت بر روند اجرای قانون را برعهده دارد، عرصه ای مهم و سرنوشت ساز برای پیشرفت کشور و اداره درست امور است. برای تحقق درست وظیفه نمایندگی از سوی کسانی که بر کرسی های مجلس تکیه می زنند، لازم است که افراد حقیقی و حقوقی دیگری در بیرون این نهاد، به کار خطیر نظارت و رصد و تذکر و راهنمایی بپردازند و خود این کار، نیازمند یک مشارکت سیاسی فعال و آگاهانه است و زنان توانمند و اهل اندیشه و نظر بخوبی قادرند در این عرصه هم خود فعال باشند و هم مجموعه زنان جامعه را در سطوح و اقشار مختلف آگاه و فعال سازند. به عبارت دیگر رسالت نیروهای فعال و متعهد و توانا در عرصه قانونگذاری منحصر به فصل انتخابات و رای دادن یا رای گرفتن نمی شود، بلکه بایستی مستمرا  در جریانی پویا و بی وقفه از نظارت، آگاه سازی، مطالبه گری و نقد مصلحانه و دلسوزانه قرار داشته باشند. برای این منظور هم باید عناصر کارآمد و توانمند دست به کار شوند و هم احزاب و گروه های سیاسی که در انتخابات در میدانند، بعد از انتخابات هم همچنان فعال باشند، نه آن که بسان بعضی جانداران به محض رسیدن زمستان  یک دفعه به خواب زمستانی فرو روند!

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد