شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵

پرسش و پاسخ/ اشتباه کردم صیغه  شدم؟

سوالات این هفته در مورد رفتار مادرشوهر با بچه، روابط غیررسمی میان زنان و مردان و راهی برای تغییر رفتار همسر است. دکتر شاه محمدپور به همه این سوالات جواب داده است.

سوال اول: بچه ام فقط دست مادرشوهرمه

سلام با تشکر از سایت خوب تون.

من تقریبا سه ساله ازدواج کردم و یک سالی هم میشه که عروسی کردم. الان یه پسر سه ماهه دارم. شوهرم خیلی پسر خوب ومتدینی هستش،ولی برعکس اون خونوادش اصلا مذهبی نیستن، من بعد ازدواج فهمیدم که برادرهای همسرم قبلا معتاد بودن و مادر همسرم هم سیگاری هستند، تازگیا فهمیدم پدرشم که فوت کرده معتاد بوده، من الان مشکلم با مادر ایشون هستش،ایشون قبل اینکه من بچه دار بشم اصلاخونه ما نمی اومدن ولی از وقتی که پسرم به دنیا اومده زود زود میاد خونمون،از وقتی که میاد پسرمو بغل می گیره تا موقعی که میره، اصلا بچه رو بغل من نمیده، حتی برای اینکه بهش شیر بدم به زور ازش می گیرم، در حال شیر دادن هی میگه بچه رو بدش من، هی تکرارمی کنه ،حتی وقتی بچم گریه می کنه اون زود برش میداره که من یه وقت برش ندارم. واقعا من خیلی اذیت میشم، بچه سه ماهه رو یک ساعت رو زمین میشونه،حتی وقتی می خوام بشورمش میاد در دستشویی وایمی سته، تا می شورمش بچه رو از دستم می گیره. وقتی هم که پسرم خوابه نمیذاره من تو خونه خودم کار کنم میگه تو بشین من کار کنم،در حالی که ایشون تو خونه ی خودشون حتی یک لیوان رو هم جابه جا نمی کنه. واقعا از دستش خسته شدم البته مریض هم هستن، بعضی موقع ها با خودشون حرف میزنن،احساس می کنم دیگه افسرده شدم. اصلا شور و ذوق زندگی ندارم، هیچ چیز خوشحالم نمی کنه، فکر می کنم قدرت نه گفتن به خونواده ی شوهرم رو ندارم، حتی دختراش هم وقتی میان انقد بچه رو دست به دست می کنن که بچه کلافه میشه. نمی دونم چیکار کنم؟ از موقعی که زایمان کردم اصلا خونشون نرفتم، در عوض اونا خیلی زود زود میان. بازم خواهش می کنم کمکم کنید، حالم خیلی بده،

ممنونم( ن . ت از قم)

 

سلام

بیایید زندگی رو از نگاه اون هم ببینیم. یه مادری که تمام زندگیش رو باخته و الان یه نوه داره که می تونه تمام زندگی خوب و هر چی آرزوی خوب رو برای اون بخواهد. مادر شوهر شما توی وجود اون بچه خودشو می بینه که می تونه خوشبخت باشه.کمی انصاف داشته باشید و درکش کنید.بعضی وقتها همه دنیای آدم میشه یه نفر و الان بچه شما همه دنیای اونه. اون فقط بچه شما نیست وابستگان نزدیک هم از محبت به اون بچه حق دارند. امیدوارم با قدر مهربونی و لطف موجب خوشحالی اطرافیان تون بشید. در پناه خدا باشید.

 

سوال دوم: بالاخره اون خانم اعتراف کرد

با سلام خدمت شما

خانمی هستم ۲۸ساله که سه ساله ازدواج کردم و یه دختردو ساله دارم. زندگی خوبی دارم. ازدواج ما با عشق و علاقه شروع شد همسرم آدم خوب وخانواده دوستی هست ولی الان فهمیدم همسرم با یه خانمی در محیط کارش ارتباط داره ومن از سه ماه پیش متوجه شده بودم که مدام درحال چت کردن بود وکارهای مشکوک انجام می داد. وقتی باهاش صحبت می کردم منکر همه چیز شد. موضوع رو با خانوادش درمیون گذاشتم واز اونها کمک خواستم ولی به من گفتند که تو اشتباه می کنی وشکاکی ولی مطمئن بودم که همسرم با کسی ارتباط داره، ولی بااین حال به خودم فرصت دادم و دراین مدت سه ماه با همسرم کلی صحبت کردم بهش بیشتر از قبل محبت کردم، ولی قسم خورد گفت که باکسی ارتباط نداره. تااینکه بعد از سه ماه چند روز پیش همسرم گوشیشو خونه جاگذاشت ومن ازفرصت استفاده کردم گوشیشو چک کردم وشماره ای که با نام آقا سیو شده بود ولی پی ام هایی که تو تلگرام بین شون رد و بدل شده بود نشون میداد که خانم هستش ومن شماره اون خانم رو برداشتم با گوشی خودم باهاش چت کردم. بعد از کلی کشمکش و منکر شدن همه چیز ازجانب اون خانم بالاخره اعتراف کرد که سه ماهه با همسر من درارتباطه وگفت که شوهرتو به دلیل کمبود محبت اومده سراغ من. وقتی جریان رو به همسرم گفتم گفت اون خانم مزاحمش میشه وکلا زد زیر همه چیز درصورتی که اون خانم از همه چیز زندگی من باخبر بود به همه چیز اعتراف کرد، و اینم بگم خدا شاهده من هیچ چیز واسه همسرم کم نذاشتم ، ازنظر ظاهرم چیزی کم ندارم. ولی به گفته اون خانم همسرم بهش گفته که من زن و بچه مو دوست دارم ولی میخوام با توهم باشم. الان که همه چیز ثابت شده همسرم میگه من مقصر نیستم درصورتی که اگه نمی خواست باهاش درارتباط با شه هزار جور راه بود. همسرم با این خانم همکار هستند وهمسرم فقط  شش ماهه که رفته سر این کار. الان زندگی من جهنم شده. به من میگه برو خونه بابات همه اش دست پیش گرفته و فرا فکنی می کنه ومن الان نمی دونم باید چیکار کنم. خواهش می کنم کمکم کنید و جواب منم حتما بدید خواهش می کنم زندگیم داره فنا میشه. ممنونم ازتون.(م.ا  از تهران)

 

سلام

بیایید باهاش قرار بزارید به خاطر محبت و علاقه ای که بین شما هست شما همه چیز رو فراموش می کنید. اون هم دیگه همچین کاری رو تکرار نمی کنه.اگر بهش فرصت بدید بعیده مقاومت کنه.

در پناه خدا باشید.

 

سوال سوم: اشتباه کردم صیغه  شدم؟

باسلام و تشکر از سایت خوبتون

من خانم۲۱ ساله ی مطلقه ای هستم ک یک سال پیش ازهمسرم جدا شدم.

شش ماه پس ازطلاقم در یکی ازگروه های لاین با دوستم سرگرم بودیم که یک اقای مجرد به من پیشنهاد دوستی داد و من قبول کردم و همان روز اول همه سرگذشتم را برای این آقا تعریف کردم و ایشون هم قبول کرد که با هم باشیم اما اصرارداشت که صیغه شویم. من آدم مذهبی هستم وبرای گناه نکردن مجبوربه صیغه کردن شدم اما نه به صورت محضری بلکه بصورت لفظی. پنج ماه از رابطه مون گذشت که من از این رابطه پنهانی کلافه شدم و از آنجا که پدرهم بالای سرم نبود, همش ترس بازیچه شدن داشتم.

دوماه به ایشون فرصت دادم که با خانواده اش در میون بذاره تا امروز هیچ خبری نشده و تنهاکاری که می کند این است ک همش عکس خودش را به روی پروفایلش میگذارد. من هم به دلیل مطلقه بودن و غرورم دیگر بهش زنگ نزدم و حس بدی دارم که برای باردوم در زندگی بازیچه شدم .

حالا حالت افسرده و احساس عذاب وجدان دارم به خاطر رابطه با این اقا.

(رویا از همدان)

 

سلام

اینکه ایشون باید چیکار کنن به خودشون مربوطه اما اینکه شما باید چیکار کنید به شما مربوطه.

بیایید با هم شما رو مرور کنیم. خانمی مطلقه. جوان، آبرودار و آسیب دیده. تا این حد کافیه تا بدونیم شما باید حافظ آبرو و شخصیت خودتون باشید و اگر کسی قصد نزدیک شدن به شما رو داشت حتما باید از طریق خانواده باشه. اگر شما مراقب خودتون نباشید کسی نمی توانه مراقب شما باشه.به سنت ها پایبند باشید

و دیگه همچین اشتباهی رو تکرار نکنید. در پناه حق

 

سوال چهارم: راهی هست برای تغییر رفتار همسرم؟

با سلام خدمت شما.

من خانمی هستم سی ساله.

می خواستم بگم شوهرم اصلا اهل محبت کردن به من نیست یعنی نه از لحاظ بیانی و نه از لحاظ عملی.

به شوهرم خیلی احترام میذارم و به حرفاش گوش میدم .

خودم هم خیلی بهش محبت می کنم تا مشکلی تو زندگیم پیش نیاد زیاد اهل صحبت کردن هم نیست.

اصلا دوست نداره درباره ی محبت و این چیزا با ایشون صحبت کنم.

چون زود عصبانی میشه برا همین من از گفتن این چیزها دوری می کنم و سکوت می کنم …و

 اینکه هیچ وقت موقع بیرون رفتن از خونه با من خداحافظی نمی کنه.

آقای دکتر راهی هست برای تغییر رفتار همسرم؟

ممنونم(ف .ح از قزوین)

 

سلام

سه تا تمرین رو انجام بدید.

  • وزن خودتون رو بیارید پایین.
  • به امور جنسی و تمیزی خودتون اهمیت بدید
  • حاضر جوابی رو کنار بگذارید.

در پناه خدا  باشید.

/انتهای متن/

1 دیدگاه

  1. ا.ر از اصفهان گفت:

    سلام
    دکتر من از شما تو قسکت دیگه ایی کمک خواستم اما الان ۶ روز گذشته و خبری نشده.زندگی ما داره به خاطر رفتارهای اشتباهمون به جدایی کشیده میشه.خواهش میکنم کمکمون کنید.من عاشقانه همسرم رو میخوام اما خیلی چیزا هست که باعث شده تو این مدت زیاد نه هم رو بفهمیم و نه حال خوبی رو با هم داشته باشیم.
    من از شما در مورد خودم کمک میخوام چون میدونم اگر مشکلات خودم حل بشه حال زندگیمون هم بهتر خواهد شد.
    مشکل من اینه که به شدت حساس و زودرنج هستم و کوچکترین توهین و تحقیر و مسخره کردن و نادیده گرفته شدن از سمت همسرم من رو کلافه و عصبی میکنه و بهم اجازه فکر کردن و درست تصمیم گرفتن رو نمیده.
    به شدت عصبی شدم و تو لحظه هایی که عصبی هستم مدام به جسمم آسیب میزنم.لطفا جاو پام یه راهی بذارید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد