دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵

 اسکندر پیامبر پوشالی

در قسمت قبل به شرح کلی مستندات و الهامات اثری چون اسکندر نامه ی نظامی پرداختیم. اما باید دید دراین اثر مرز میان واقعیت و خیال پردازی نظامی کجاست؟

eskandar

فاطمه قاسم آبادی/

نظامی در خلق اسکندرنامه برای خود نه تنها وظیفه‌ی شرح کار و زندگی اسکندر، بلکه وظیفه‌‌ی خلق یک اثر هنری را قائل شده است.

 

اغراق به خاطر هنر

نظامی می‌گوید که اگر همه‌ی روایاتی را که در مورد اسکندر آمده « از آرایه‌ی سخن خالی کنم، خواهم توانست همه را در چند بیت بگنجانم.»

 شاعر برای اثبات این ادعا، سر تا سر زندگی اسکندر را در صد بیت به رشته‌ی نظم در می‌آورد.

از نگاه نظامی ویژگی اساسی یک اثر ادبی و هنری واله‌سازی آن است، وگرنه کسی به آن توجهی چندان نخواهد داشت ولی این واله‌سازی نیز در نظر نظامی حدود و اندازه‌ای دارد؛ یعنی صحنه‌های خواه رومانتیک و خواه غیر واقعی اثر، می‌باید معقول و قانع کننده باشد و این نیز فقط بسته به مهارت و هنروری شاعر یا ادیب است.

البته  در اسکندر نامه این واله سازی به شیدایی می رسد و حتی گاه تمام تاریخ را عوض می کند…..

 

نابودی واقعیت

در اسکندرنامه به برخی تمثال‌های رومانتیک و حتی غیر واقعی و اعجاب‌انگیز برخورد می‌کنیم. شاعر این تمثال‌ها را چنان با زندگی و تفکر بی‌کرانه‌ی انسانی وابسته کرده است که به مثابه‌ی حوادث واقعی تاریخی، بعدها در ادبیات شفاهی و روایات ترکی آذربایجان انعکاس یافتند.

نظامی، اسکندر را همانند یک شخصیت تاریخی، فرمانروای مقدونیه‌، پسر فیلیپ تصویر می‌کند و بدین گونه بر افسانه‌های ساخته شده در مصر و ایران

( کشورهایی که بر اثر حمله ی وحشیانه ی اسکندر به شدت آسیب دیدند)خط بطلان می‌کشد.

در اینجا او، نه پسر داریوش دوم، شاه ایران، نه پسر نکتانبس کاهن مصری  و نه یتیمی است که در ویرانه یافت شده و توسط فیلیپ به فرزندی پذیرفته شده است.

اسکندرِ نظامی از تعلیم و تربیت شایانی برخوردار است و در پیش نیکو ماخ، فیلسوف یونانی، تحصیل کرده است و با پسر او ارسطو همدرس و در همه‌ی عمر با او دوست و رفیق بوده است.

این گونه آغاز، برای نظامی حائز اهمیت است. چراکه فرمانروای فاتح و ایده‌آل که به مثابه‌ی متفکر برجسته در سیمای پیغمبر تصویر می‌شود، می‌باید جزو علمای سرشناس زمان خود باشد

 

در نظر نگرفتن انصاف و عدالت

با همه‌ی این وصف‌ها، نظامی که همیشه در آرزوی خلق سیمای فرمانروای ایده‌آل بود، در اثر انجامین خود نیز به این مطلب اهمیت داده است و قهرمان خود را بدون در نظر گرفتن واقعیت و تنها با آمیختن واقعیت با دروغ های شاعرانه با صفات نیکی که خود می‌خواسته، زینت داده و به حد ایده‌آل رسانیده است.

 

وحشی خردمند

اسکندر در آثار نظامی به مثابه‌ی فرمانروایی خردمند، دانا، دادگر و هوادار و حامی بزرگ دانش و هنر تجسم یافته است. او در عین حال که پناه ستمدیدگان و مظلومان است، در برابر ستمگران و ظالمان نیز هجومی بی‌امان دارد!

حتی کشورگشایی‌ها و جنگ‌هایش در راه احقاق حق و عدالت است!… و این در واقع پاسخ نظامی است به “بداندیشان فاسدالاخلاقی که اسکندر را «گُجسته» می‌نامیدند.”

 

nezami

 

شعارهای آشنا

اسکندر در تاریخ پیش از هر چیز، جهانگشاست ولی اسکندرِ نظامی در هر یورش جنگی خود، می‌تواند حق به جانب باشد. نخستین سفر جنگی او که نظامی ترسیم می کند، توجه و رغبت خواننده را به همین سو جلب می‌کند.

این سفر به خاطر غصب خاک دیگران و در اسارت نگه داشتن ملت‌ها نیست، بلکه به خاطر نجات مصریان ستمدیده از زنجیر بردگی زنگباریان غارتگر و متجاوز است! (خاطرات و جملات آشنایی که انسان را به یاد جهانخواران امروزی می اندازد)

اسکندر که خود را نیرومند حس می‌کند، در عین حال می‌کوشد با تمام نیرویش جلوگیر جنگ و ستیزها باشد و اختلاف‌ها را با صلح و آشتی حل کند. توتیانوش (پادشاه مصر )، ایلچی اسکندر که پیش پادشاه زنگبار اعزام شده بود، پیغام او را به شاه می‌رساند اما شاه زنگبار، ایلچی را می‌کشد و خونش را در تشتی می‌ریزد و می‌نوشد و به این ترتیب، اسکندر را وادار به برداشتن جنگ‌افزار می‌کند.

تابلوی منظره‌ی جنگ مغلوبه در عین حال که از زیباترین تابلوهای هنری از جنگ در ادبیات مشرق زمین است، فاقد طنطنه و رجزخوانی فاتحانه است. اسکندر پیروزمند، میدان جنگ را از نظر می‌گذراند و هنگامی که اجساد کشته ‌شدگان افراد دشمن را می‌بیند:

به عبرت در آن کشتگان بنگریست

بخندید پیدا و پنهان گریست

که چندین خلایق در این دار و گیر

چرا کشت باید به شمشیر و تیر؟

قسمت اول (اسکندر از نگاه نظامی)

ادامه دارد…

 /انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد