پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵

اسکندر از نگاه نظامی

شرفنامه ی نظامی حاصل سروده های این شاعر تواناست در اواخر عمر و هم نتیجه تحقیق و بررسی همه آثاریست که پیش از نظامی در باره اسکندر جهانگشا گفته و نوشته و سروده شده بود. اما شرفنامه نظامی تصویری متفاوت و بسیار موجه از اسکندر است.

فاطمه قاسم آبادی/

مثنوی اسکندر نامه داستان کشور گشایی های اسکندر است که خود به دو قسمت شرف نامه و اقبال نامه یا خردنامه تقسیم می شود. نظامی در کتاب شرف نامه آنچه از داستان اسکندر پسر فیلفوس را که فردوسی ناگفته گذاشته، به رشته نظم در آورده است. بی تردید وی در سرودن این مثنوی به شاهنامه فردوسی نظر داشته است.

 

رضایت از اثر آخر

نظامی به این اثرش بیشتر از آثار دیگرش علاقمند است. این شاید از این روست که نظامی این اثر را در دوران ناتوانی و پیری و ضعف جسمانی خود سروده و رنج بیشتری در تصنیف آن کشیده است.

خود نظامی به این مطلب اعتراف می‌کند و بیشتر پژوهشگران نیز بر آن تأکید دارند ولی این تنها یک جهت مسأله است. به نظر می رسد دلیل اساسی خرسندی نظامی از این اثر، نخست این است که او اسکندرنامه را فقط به خواست خود و بی‌ آن که سفارشی از کسی دریافت کند، سروده است.

دوم آن که در تصنیف آن از دانش و معلومات و مشاهدات و تجربیاتی که در درازنای زندگی هفتاد ساله‌ی خود اندوخته بود و نیز از دریای فرهنگ ترکی آذربایجان آزادانه بهره جسته است.

 

آغاز اسکندر نامه

نظامی در آغاز اثر، «سبب تصنیف کتاب» را بیان داشته است. این قطعه ارتباط او را با کار خلاقه و این که معنا و مفهوم زندگی را فقط در کار و تلاش می‌بیند، آشکار می‌سازد. این هنرمند سترگ که دوران جوانی را فرونهاده و بهار زندگانی را خزان کرده است، قد سروش خمیده شده و گونه‌های گلگونش به زردی گراییده است، تاب و توان نیز از دست داده است، سرش هر آن احساس سنگینی می‌کند، اما دلش دریاوار می‌جوشد و می‌خروشد. خواب با دیدگانش آشنا نیست. او خود را به فراموشی سپرده است و با تنها آرزویی که دارد، دم می‌زند: اثری دیگر تصنیف کند، ” شمعی نو برای پروانه‌ها بیفروزد، نهال درختی بارور را بر خاک بنشاند”

 

سوژه ای پیچیده

اسکندرنامه در میان همه‌ی منظومه‌های نظامی، اثریست که بر اساس سوژه‌ی پیچیده‌ای تصنیف شده است و زمینه‌های وسیع اندیشگی را احاطه کرده است. پیرامون اسکندر، پیش از نظامی آثار زیادی به وجود آمده بود.

تمثال این جهانگیر مقدونی که با سرعتی بی‌نظیر در تاریخ، بسیاری از سرزمین‌های شرق و غرب را فتح کرد، در ادبیات شفاهی اقوام مختلف تصویر شده بود. روایاتی فراوان درباره‌ی سفرهای جنگی و ماجراهای او موجود بود. در این میان رمان‌های «کالیستنسن دروغین» یونانی و «نکتانبس» مصری و «داستان اسکندر» در شاهنامه‌ی فردوسی، آوازه‌ی بیشتر داشتند.

 

تحقیق در تاریخ

از بحثی که در مقدمه‌ی اسکندرنامه آمده، معلوم می‌شود که نظامی همه‌ی آثاری را که درباره‌ی اسکندر به زبان‌های ترکی، عبری، نصرانی و پهلوی نوشته شده بود، خوانده و مطالب زیادی در این مورد اندوخته بود.

تصنیف اثر در موضوعی که ده‌ها شاعر از آن سخن گفته‌اند، البته کار ساده‌ای نیست. چرا که نظامی برای خلق اثر ویژه خود ، می‌بایست «بر مسائل گفته شده خط زند و مرواریدهای ناسفته در طرز هنر خود بچیند. »

شاعر پس از مطالعه‌ی همه‌ی منابعی که در دسترس داشته، به این نتیجه رسیده است که تصنیف اثر درباره‌ی اسکندر، در معنای پرواز دادن مرغ خیال برای طرح همه‌ی مسائلی است که در طول حیات اندیشیده است و سخن گفتن از آمال و آرزوهای خویش است.

نظامی همه‌ی آثاری را که تا زمان او درباره‌ی اسکندر نوشته شده بود، سه دسته می‌کند. برخی او را فرمانروایی جهانگشا، بعضی همانند فیلسوفی صاحب تدبیر و عاقل و بسیاری دیگر بسان پیغمبری توصیف کرده‌اند.

نظامی نیز تصمیم به جمع‌بندی این سه کیفیت می‌گیرد و باز در جایی به آفریده‌ی هنری فردوسی اهمیت می‌دهد و آن را شایسته‌ی اعتنا و هم انتقاد می‌داند و می‌گوید:

 سخنگوی پیشینه، دانای توس،

که آراست روی سخن چون عروس

در آن نامه کان گوهر سُفته راند،

بسی گفتنی‌ها که «نا گفته»ماند

اگر هر چه بشنیدی از باستان،

بگفتی، دراز آمدی داستان

نگفت آنچه رغبت پذیرش نبود،

همان گفت، کز وی گریزش نبود

دگر از پی دوستان زله کرد،

که حلوا به تنها نشایست خورد

 

ادامه دارد…

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد