شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵

ازدواج مسابقه ی عقل آزمایی است نه بخت آزمایی

چرا این روزها همه ی دختر و پسرها دنبال همسری می گردند تا متحول و کامل شان کند؟ چرا ازدواج مسابقه ی متحول کردن دیگریست به جای این که مسابقه ی خودشکوفایی باشد؟ رمز ازدواج نکردن ها ، دیر ازدواج کردن ها و زود از هم پاشیدن خانواده های جوان درهمین تعریف غلط از ازدواج و خانواده نیست؟

سمیه سمیعی/

با توجه به اینکه ما یک کشور اسلامی و مسلمان هستیم، قاعدتا باید جامعه ی ما متشکل از خانواده های اسلامی باشد.

اما «خانواده اسلامی» به چه معناست و چه ویژگی ها دارد؟ و با توجه به شرایط کنونی جامعه ی ما که با چالش هایی در بحث خانواده مواجه است، آیا چنین نوع خانواده ای در جامعه ی ما تحقق یافته است؟

اینها سؤالاتی است که تلاش کرده ایم در گفتگو با دکتر محمدجعفرغفرانی پژوهشگر علوم قرآنی و استاد دانشگاه به آن ها پاسخ دهیم.

 

آقای دکتر برای شروع بفرمایید خانواده ی اسلامی به چه مفهومی است و تفاوت آن با خانواده های موجود  در جامعه ی امروز ما چیست؟

  • یکی از مهم ترین مشخصات خانواده ی اسلامی این است که هر فرد، یعنی زن و شوهر، دو جنس مکمل هم هستند نه دو جنس مخالف و قرار است به بهانه ی یکدیگر خود را به کمال برسانند، خودشان رشد کنند و شکوفا شوند و استعدادها و قابلیت های خود را به نمایش درآورند. اما متأسفانه در خانواده های رایج امروز اینطور نیست. هر کدام از طرفین می خواهند دیگری را اصلاح کنند. زنان می خواهند مردان را اصلاح، مردان زنان را اصلاح و هر دو می خواهند فرزندان شان را اصلاح نمایند و رشد دهند.

 

در خانواده های رایج امروز زن و مرد هر کدام می خواهند دیگری را اصلاح کنند اما در خانواده ی اسلامی زن و شوهر، دو جنس مکمل هم هستند که قرار است به بهانه ی یکدیگر خود را به کمال برسانند.

 

در حالی که در خانواده ی اسلامی نیت هر فرد قربه الی الله خودش است. خودش می خواهد به کمال برسد و این کمال، رشد و خودشکوفایی در تنهایی امکان ندارد. یک بهانه ای می خواهد، یک نردبانی می خواهد.

پدر، مادر، همسر، فرزند، دوستان، همسایه و … همگی بهانه و نردبانی هستند برای تکامل متعالی و تقرب ما. در خانواده ی اسلامی ممکن است زن به کمال برسد مثل حضرت اسیه(س) و همسرش قبول نمی شود. یعنی آسیه از نردبان فرعون بالا می رود اما فرعون از نردبان آسیه پایین می آید. گاهی هم درخانواده ی اسلامی  مرد به کمال می رسد مثل حضرت نوح و لوط (ع) و زنان شان از نردبان آن ها پایین می روند و خود را به جهنم می رسانن. گاهی ممکن است خانواده ای برعکس باشد یعنی  مثل ابولهب و همسرش هر دو مردود می شوند و هیچ کدام از نردبان هم به کمال نمی رسند. اما نمونه ی کامل و اعلای خانواده اسلامی آن است که هردو به کمال می رسند مثل حضرت زهرا(س) و امیر المؤمنین(ع) هر دو قبول می شوند، هر دو به کمال و تعالی می رسند.

در خانواده ی اسلامی زن و شوهر سرنوشت خود را خود معماری می کنند، خود سرنوشت شان را می سازند. به دنبال زندگی از پیش ساخته شده، رؤیاها و در توهم نیستند. واقعیات را باور دارند و در خلال این فراز و نشیب زندگی آن شخصیت و شوق الی الله خود را به نمایش در می آورند.

 

در خانواده ی اسلامی زن و مرد به دنبال زندگی از پیش ساخته شده، رؤیاها و در توهم نیستند. واقعیات را باور دارند و در خلال این فراز و نشیب زندگی آن شخصیت و شوق الی الله خود را به نمایش در می آورند و معمارسرنوشت خود هستند.

 

در خانواده ی اسلامی زن و شوهر باورهای عاقلانه و اسلامی دارند یکی از مهم ترین باورهای عاقلانه و اسلامی این است که سرنوشت ما تحت تأثیر وراثت، محیط، همسر، لقمه، رفیق، دوست و دشمن و …نیست.

متأسفانه جبریون و امروز روان شناسان و جامعه شناسان به مردم تلقین کرده اند که وراثت، محیط، لقمه و رفیق و عوامل درونی و بیرونی خود را به ما تحمیل می کنند و اثرگذارند در واقع برای اراده ی انسان هیچ شأنی قائل نیستند.

در خانواده ی اسلامی زن و شوهر همه چیز را زمینه می بینند، همه چیز را ابتلا و وسیله ی آزمایش خود می بینند، خودشان را مجبور نمی بینند بنابراین تلاش می کنند از تهدیدها برای تعالی خود فرصت بسازند. به همین جهت به جای اینکه یکدیگر را و یا دیگران را مقصر بدانند تلاش می کنند از شرایط حداکثر استفاده را برای خودشکوفایی خود ببرند.

در خانواده ی اسلامی زن و شوهر چون انسان های عاقل، بالغ و مؤمن اند و پناهگاه شان خداست و خود را با خدا طرف می بینند. دهن بین و ظاهر بین نیستند، در واقع نباید باشند. نکته ی بسیار مهمی که از آن در جوامع غفلت می گردد  این است که انسان ها تنها مخلوقاتی هستند که دو چشم بصیرو بصیرت دارند یعنی یک چشم ظاهر را می بیند و یک چشم ملکوت و پشت صحنه را می بیند.

در خانواده ی اسلامی زن و شوهر دائما یکدیگر را به همین نکات تذکر می دهند. قرآن کریم می فرماید: ما شما را زوج قرار دادیم تا یکدیگر را یادآوری کنید. در خانواده اسلامی تلاش می شود حکمت هر حادثه ای شناخته شود.

 

زن و شوهر در خانواده ی اسلامی در مشکلات، به جای اینکه یکدیگر را و یا دیگران را مقصر بدانند تلاش می کنند از شرایط حداکثر استفاده را برای خودشکوفایی خود ببرند.

 

نکته ی مهم تر این است که خانواده ی اسلامی بر مبنای ساختن بیت و بیتوته بنا می شود. بیت محل بیتوته است یعنی شب زنده داری ، شب زمان تعقل است زمان رشد است. بیت شکم سرا، خوابگاه و محل عیاشی وغفلت نیست، محلی است که افراد باید آنجا به یک نشاط پایدار و حقیقی  وآرامش برسند.

ما تمام عبادات مان رو به قبله است، قبله ی ما بیت است و مقصد ما بیت عتیق است. بیت محل بیتوته است یعنی محلی است که افراد دائما توجه شان به خالق جلب می شود و با مخلوق غافل نمی شوند با مخلوق سرگرم نمی شوند.

یک ویژگی دیگر درخانواده ی اسلامی این است که زن و شوهر در خانواده ی اسلامی مؤمن به هم علاقه ندارند، بلکه با هم همبستگی دارند اما وابستگی ندارند، اسیر هم نیستند یعنی نباید باشند. می فهمند که موقتاً برای یک آزمایشی با هم هستند.

زن و مرد در این خانواده به شدت به هم احترام می گذارند اما احترام شان به احترام خودشان است نه به احترام رفتار و گفتار و خصوصیات طرف مقابل. ابتدا به خاطر خودشان است (از کوزه همان تراود که در اوست) و ثانیا طرف مقابل را جلوه و آیت خالق خودشان می بینند.

دیگر اینکه زن و شوهر یکدیگر را نیمه ی پنهان خود می بینند. بنابراین شما می بینید حضرت نوح، لوط، امام حسن مجتبی(ع) به همسران شان با تمام اخلاق و رفتار نامطلوب شان بیشترین احترام را می گذارند با اینکه قرآن می فرمایند: زن لوط و نوح خیانت کردند اما این دو شوهر به آن ها هیچ گاه بداخلاقی نکردند، فحاشی نکردند و طلاق ندادند به احترام خودشان. بنابراین از این منظردر خانواده ی  اسلامی زن و شوهر از هم توقع ندارند ممکن است از هم انتظار داشته باشند اما از هم طلبکار نیستند تلاششان این است که تا جایی که امکان دارد کارشان را خودشان انجام دهند سربار هم نباشند در واقع تلاش می کنند از یکدیگر امتیاز بگیرند، امتیاز ندهند در واقع نوعی مسابقه است.

 

خانه یا همان بیت محل بیتوته است یعنی شب زنده داری، شب زمان تعقل وزمان رشد است. بیت شکم سرا، خوابگاه و محل عیاشی وغفلت نیست، محلی است که افراد باید آنجا به یک نشاط پایدار و حقیقی وآرامش برسند.

 

در خانواده ی اسلامی هر کدام از زن و شوهر مسلمان مسئولیت شناس و مسئولیت پذیرند. از انجام وظایف شان لذت می برند.ازدواج مسابقه عقل آزمایی است نه بخت آزمایی. مسابقه ی خودشکوفایی است نه مسابقه ی اینکه دیگری را متحول کنیم.

اما در حال حاضر دخترها و پسرها دنبال همسری می گردند که بیاید او این ها را متحول کند و به کمال برساند. خوب طرف مقابل هم همین تصور را دارد. این دو انسان بی حال نمی توانند به یکدیگرخوشبختی دهند و یکدیگر را متحول کنند. حال یکدیگر را نمی توانند به احسن حال برسانند،  اما اگر ازدواج بر مبنای اسلام باشد وهر کسی بخواهد خودش به بهانه ی دیگری خودش را متحول کند،  در این صورت می شود با هر آدمی، چه بد و چه خوب، انسان خودش را عاقلانه بروز دهد.

در آیه ۱۵۵سوره بقره خدا می فرماید: ما دائما شما را می آزماییم با انواع رخدادها و حوادث که این حوادث نام دیگرشان مصیبت است. مصیبت ها بد نیستند، مصیبت ها حوادثی هستند که به ما اصابت می کنند. حالا عامل مصیبت ممکن است خود فرد باشد ممکن است همسر، فرزند، همسایه، طبیعت و … باشد اما زن و شوهر مؤمن مواجهه ی عاقلانه و مؤمنانه با مصیبت ها دارند. در این صورت افراد به جای انکه دنبال مقصر باشند حسن استفاده را می کنند برای خودشکوفایی شان، مثل شرکت کنندگان در کنکور مهم نیست سؤال چیست سؤال هر چه باشد اینها از برخورد عاقلانه شان امتیاز دارند.

 

زن و مرد در این خانواده به شدت به هم احترام می گذارند اما احترام شان به احترام خودشان است نه به احترام رفتار و گفتار و خصوصیات طرف مقابل.

 

زن و شوهر مسلمان مهمترین امتیازشان اختیار و اراده ای ست که در خود دارند بنابراین وابسته نیستند و تحت تأثیر هم نیستند. به پدر ومادر، بستگان و دوستان احترام می گذارند اما به تشخیص عقل خودشان و به حکم دین و شریعتشان عمل می کنند بنابراین تابع شرایط محیط نیستند، منفعل هم نیستند. با کسی رقابت ندارند جز خودشان از منظر اسلام یک زن و شوهر مسلمان با هم سبقت و مسابقه ای ندارند بلکه با دیروز خودشان مسابقه دارند می خواهند هر روزشان از دیروزشان بهتر باشد.

یعنی هر روز عاقل تر، با نشاط تر، مفیدتر،امیدوارتر، سازنده تر از دیروزشان باشند. حالا ممکن است همسرشان هم همین حالت را داشته باشد ممکن هم هست نداشته باشد.

پس خانواده ی اسلامی هم خود افرادش ویژگی خاصی دارند، نگاهشان، تحلیل و باورهای شان  و هم فضایی که در آن هستند. چنین خانه ای نامش “دار” نیست، نامش “بیت” است. قارون دار داشت، یعنی در خانه دور خود می چرخید یعنی تحول نداشت. بیت محل تحول و بیتوته است فرد در آن باید کمال یابد و ان صفات انسانی شکوفا و نهادینه شود. بیت محل ذکر، تفکر و تعقل است محل آرامش است که امروز خانواده های ما اینطور نیستند.

 

امروز زیباترین لباس ها و خوش بو ترین عطرها را دربیرون خانه استفاده می کنند و لباس کثیف و نامرتب با بوی اشپزخانه برای درون خانه است. چرا اینطور است؟ چون زن و شوهر هیچ تعهدی نسبت به یکدیگر احساس نمی کنند.

 

امروز زیباترین لباس ها و خوش بو ترین عطرها را دربیرون خانه استفاده می کنند و لباس کثیف و نامرتب با  بوی اشپزخانه برای درون خانه است. چرا اینطور است؟ چون زن و شوهر هیچ تعهدی نسبت به یکدیگر احساس نمی کنند. اما در خانواده ی اسلامی زن و شوهر مسلمان همواره خودشان را در محضر خدا می بینند، رفتارهای شان تصنعی نیست. مهمان خودی و غیر خودی ندارد. او همیشه اراسته است، حتی وقتی در خانه تنهاست چراکه خود را در محضر خدا می بیند.

اما متاسفانه خانواده های امروز مدام به دنبال حفظ آبروهستند که مردم چه می گویند، مدام دنبال بازخورد رفتار خود در دیگران هستند.

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد